دختری که از خونه فرار می کنه بخاطر عشقش

سوال:

سلام من ۱۷ سالم سه سال پیش عاشق یه پسری شدم اونم دوسم داره حتا امسال اومدن خاستگاری اما مادرم گفت نه اصلا از در خونه به داخل راه نداد و خیلی حرفای رکیکی زد گفت من دخترم عقل نداره دختر ندارم دخترم داشته باشم نمیدم به شما مادرم گفت اگه واقعا پسرت دخترمو دوست داشت نمیرفت نمیگفت که من دوسش ندارم. پدر اقا پسر که پشت در بود گفت اره ماهم شنیدیم ولی این حرفو نگفته گفته دوسش دارم الانم بخاطر اینکه اسم گذاشته رو دخترتون اومدیم مادرم گفت من دختری ندارم به شما بدم قبل از اون هم مادرشون زنگ زدن اما از جایی که مادر من بد اخلاق حرفای بدی زد و قطع کرد قبل از اون هم خودم بارها گفتم درضمن داداشم هم این وسط کاسه ی داغ تر از اش شده یک سره گیر داده بهش همش فحش میده الانم تو‌ دوراهی گیر کردم میگه بیا بریم فرار کنیم شاید راضی بشن منم گفتم باشه اما دیشب گفت اول اخطار بده بد بریم من نمیدونم چیکار کنم اما اگه راهی نباشه میرم. توروخدا یه راهی جلو ‌پام بزارید.مشاوره جوانان و نوجوانان/وبسایت مشاوره۲۴

شما هم مشکل خود را در قالب یک پرسش مطرح کنید: ثبت پرسش / وبسایت “مشاوره ۲۴”
در صورت تمایل به مشاهده لیست مشاوران وبسایت “مشاوره ۲۴” روی لینک مقابل کلیک کنید: مشاهده لیست مشاوران وبسایت مشاوره ۲۴ /”وبسایت مشاوره۲۴
شیما برمه ( روانشناس بالینی و مشاور خانواده)
با سلام به شما دوست عزیز توضیحاتتون رو‌خوندم و متوجه نگرانی شما از شرایطی که در اون قرار دارید هستم ،
خواندن  مشاوره مهارت های زندگی:نحوه برخورد با فرد دهن‌بین و دورو
در ادامه و در مورد مسئله ای که دارید باید بگم متوجه علاقه هر دو شما هستم و میدونم که چقدر از این شرایط ناراحتی و خوب طبیعتا دوست داری که هر چه زودتر رابطتتون رسمی بشه که بتونید زمان بیشتری رو‌ کنار هم باشین و از بودن با هم لذت ببرین ، این هارو گفتم که بگم من همه احساس و شرایط تورو درک میکنم ،اما یه مسئله ای وجود داره که باید کمی جدی تر بهش بپردازم اون هم سن کم شما هست ، اینم بگم نه من و‌ نه کسه دیگه مخالف اشنایی و رابطه سالم نیستیم اما به شرطی که در زمان مناسب خودش انجام بشه و البته با رعایت همه جوانب ، فکر نمیکنی با توجه به شرایطی که واست پیش اومده و خانوادت به این ازدواج رضایت نمیدن ،شاید بهتر باشه فعلا فکر ازدواج و یا فکرهای عجیب و غریب مثل فرار و‌ تهدید خانواده ها رو فراموش کنید ، و به جای این رفتار سعی کنید هم به خودتون و هم به خانواده ها یه فرصتی بدین شاید با گذشت زمان نظرشون عوض شد، و در نهایت خوبه که فعلا یکم صبور باشی و اینکه به اتفاق هم و برای بررسی دقیقتر به یه مشاور مراجعه کنید . به امید روزهای بهتر برای شما/وبسایت مشاوره۲۴ درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با خانم برمه  / وبسایت مشاوره ۲۴
الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران)
سلام. ببین من فکر می کنم شما حتی اگه فرار هم کنین در نهایت هم جایی نمی تونین برین و هم اینکه در نهایت چی؟ اجازه اونها رو می خواین برای ازدواج بدون حضور اونها نمی تونین ازدواج کنین که. من فکر می کنم این مسئله به گذشت زمان نیاز داره تا خشم هر دوطرف بیاد پایین و بتونن آروم بشن. بنابراین لطفا فرصت بده تا ببینی که چی پیش میاد./وبسایت مشاوره۲۴
خواندن  مشاوره ازدواج:داشتن خواستگار خوب|عذاب وجدان فکر کردن به عشق قدیمی

درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با خانم داودی  / وبسایت مشاوره ۲۴

       


        اسپانسر وبسایت مشاوره۲۴: فروشگاه بانه ۹۰ (در صورت تمایل به خرید از این فروشگاه روی لینک زیر کلیک کنید)
مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۴ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. ناشناس
    ۷:۴۴ ۱۳۹۹/۰۳/۲۴

    فرار بهترین راه است

  2. امین
    ۲:۴۸ ۱۳۹۹/۰۳/۲۶

    اگه خانوادتون مخالفن میتونین با مراجعه به دادگاه خانواده اجازه ازدواج از دادگاه بگیرین نیازی به فرار نیست

    • مهدیه
      ۹:۱۳ ۱۳۹۹/۰۴/۰۷

      واقعا با این راه میشه؟؟

      • امین
        ۵:۱۰ ۱۳۹۹/۰۴/۰۸

        بله که میشه.اگه پدر شما بی هیچ عذر موجهی مانع ازدواجتون هستن رجوع کنید به دادگاه و تشکیل پرونده بدین