زنم با پسر عمه متاهلش بهم خیانت کرد

زنم با پسر عمه متاهلش بهم خیانت کرد

سوال:

با سلام من و خانمم بعد از یه دوستی طولانی و سالم و با اطلاع خانواده ها باهم ازدواج کردیم و الان ۱۰سال از ازدواجمون می گذره و یه پسر۴ساله داریم. چند هفته پیش برای عروسی یکی از اقوام خانمم به شهرستان رفتیم، پسر عمه های خانمم هم با ما بودن و همه متأهل و با خانواده ها، چون پدر زنم تو اون شهرستان یه آپارتمان داره و ما هم با هم صمیمی بودیم همگی با هم رفتیم اونجا، شب عروسی پسرم مریض بود به ناچار با مادرش بردم به خونه و خودم تنهایی برگشتم به مراسم، حدود نیم ساعت بعد دیدم یکی از پسر عمه ها نیست چون یک سال بود بهش شک داشتم سریع ماشین رو سوار شدم و رفتم در خونه که دیدم زنم سوار ماشینش شد و با هم رفتن بیرون، با زنم تماس گرفتم اومد بعد از یه دعوای حسابی گفت یه ساله مزاحمش میشه و اون هم ترسیده بخاطر فامیلی و آبرو چیزی بگه الان هم تهدیدش کرده مجبور شده بیاد پایین، من همون لحظه زن و بچه رو برداشتم اومدیم تهران با زنم خیلی تو این دو هفته حرف زدیم و باهاش آشتی کردم گفتم دیگه تموم شده ولی نه دیگه خواب دارم نه سر کار راحتم همش تو ذهنم می‌چرخه، بنظر شما چطور باهاش کنار بیام؟ من واقعا عاشق زنمم و بدون اون نمی تونم ولی این شک از سرم بیرون نمیره، چیکار کنم؟؟/وبسایت مشاوره۲۴

شما هم مشکل خود را در قالب یک پرسش مطرح کنید: ثبت پرسش / وبسایت “مشاوره ۲۴”
در صورت تمایل به مشاهده لیست مشاوران وبسایت “مشاوره ۲۴” روی لینک مقابل کلیک کنید: مشاهده لیست مشاوران وبسایت مشاوره ۲۴ /”وبسایت مشاوره۲۴
خواندن  نامزدم به اصرار خانواده تن به این ازدواج داده و هیچ حسی به من نداره
نسیم مرتضوی (بازی درمانگر کودک، درمانگر اعتیاد و مشاور پیش از ازدواج)

درود بر شما بزرگوار

بهتون حق میدم که احساس نگرانی کنید و ترس از دست دادن زندگیتون رو داشته باشید . طبیعیه که الان سردرگم باشید و حال خوبی نداشته باشید. و واقعا متاسفم بابت سو تفاهم به وجود آمده که منجر به بی اعتمادی شما به همسرتون شده. اما تا بحال از خودتون پرسیدین ریشه این ترس چیه؟ پرسیدین چرا همسرتون باید بهتون خیانت کنه؟ و یا اینکه نقش و تقصیر شما در این اتفاقی که افتاده چیه؟

تا جایی که متوجه شدم خیانتی اتفاق نیفتاده و همسرتون به خاطر ترس از آبرو و تهدیدهایی که شده تن به خواسته پسرعمه اش داده . یعنی در واقع با شما اونقدر احساس صمیمیت و نزدیکی نمیکنه که بدون واهمه ای ازتون طلب کمک کنه. یعنی از رفتار شما اطمینان خاطر و اعتماد و منطق نگرفته که بخواد با شما این موضوع رو مطرح کنه. در واقع ترسیده که شما بخواین رفتارتون رو تغییر بدین و واکنش های غیر منطقی نشون بدین، محدودش کنید و یا مجبورش کنید با اقوامش رفت و آمد نکنه یا کاری کنید که منجر به آبرو ریزی بشه. به نظر من باید خدا رو شاکر باشید که این اتفاق باعث شد جلوی ادامه این باج گرفتن ها رو بگیرید . همسرتون هم احتمالا احساس آرامش بیشتری داره از اینکه دیگه هیچ موضوع مخفی از شما نداره. و همچنین قاعدتا ممکن بود این رابطه به دور از چشم شما به خاطر ترس ادامه پیدا کنه و به جایی برسه که اتفاق بدتری بیفته و واقعا چارچوب های زندگیتون به لرزه می افتاد.

خواندن  شوهرم بیماری پوستی دارد ولی قبل از ازدواج به من نگفته بود نمیتونم تحمل کنم

دوست عزیز اولا که از خودتون توقع بالایی دارید. از این اتفاق فقط چند هفته میگذره و شما هنوز بهت زده و سردرگم هستید. خوبه که با هم صحبت کردید اما به خودتون زمان بدین تا دوباره اعتمادتون جلب بشه. از همسرتون هم بخواین بهتون کمک کنه تا دوباره همه چیز مثل سابق بشه و با رفتارش شک ایجاد نکنه. ازش کمک بخواین و بگین دوستش دارید و نیاز به زمان و کمک اون دارین تا این بحران رو سپری کنید. مطمئن باشید همسرتون درک میکنه و سعی میکنه کمک کنه تا بپذیرید و کنار بیاین.

فکر میکنم اگر با یک روانشناس در ارتباط باشید این روند پذیرش سریعتر پیش میره و زودتر به زندگی طبیعیتون برمیگردین با آرزوی سلامتی و شادکامی/وبسایت مشاوره۲۴

درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با خانم مرتضوی / وبسایت مشاوره۲۴
مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )

 

با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز

از بین رفتن اعتمادی که سالها طول کشیده تا بدست آمده واقعا مشکله و باعث میشه که شرایط سخت و دشواری داشته باشید. امیدوارم با درایت بتوانید این شرایط سخت رو پشت سر بگذارید.

بازسازی اعتماد واقعا فرایندی سخت و زمان بر می باشد و وظیفه همسر شما هم وظیفه سختی می باشد و ایشان می بایست در بازسازی این رابطه و اعتماد سعی زیادی بکنند و با شما در این مسیر همراهی و همدلی داشته باشند و در عمل برای جبران این اشتباه بکوشند.

خواندن  شوهرم و زن داداشم با هم رابطه دارند، زن داداشم مدعی شده که فرزندش از شوهرمه

اما خود شما نیز می بایست که زمان زیادی به خودتان بدهید تا بتوانید این اعتماد را دوباره بدست آورید. سعی کنید که به این افکار مزاحم که آرامش را از شما می گیرد بی تفاوت باشید. نوشتن این افکار کمک به سزایی می تواند به شما بکند. می توانید اینگونه فکر کنید که تازه با یکدیگر آشنا شده اید و سعی کنید که با یکدیگر رابطه مثبت و خوبی برقرار بکیند. معمولا در اینگونه مواقع اشخاص دوست دارند با یکدیگر سفر ، پارک ، مکانهای دیدنی بروند و لحظات خوبی داشته باشند و حرفهایی بزنند که مورد علاقه هر دو هست. انگیزه هایی را که برای بخشش دارید مدام در ذهن داشته باشید انگیزه هایی همچون عشق و علاقه ، حضور فرزند و عوامل دیگری که خود شما می دانید. در صورت لزوم حضور یک مشاور یا روانشناس در کنار شما می تواند کمک به سزایی در تسکین این مشکل شما داشته باشد. خوشبخت و سرفراز باشید./وبسایت مشاوره۲۴

درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با آقای وفانوش / وبسایت “مشاوره۲۴”
       


        اسپانسر وبسایت مشاوره۲۴: فروشگاه بانه ۹۰ (در صورت تمایل به خرید از این فروشگاه روی لینک زیر کلیک کنید)
مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.