یکبار نامزد کردم و یکبار هم وارد رابطه شدم که هر دو با شکست همراه بود

یکبار نامزد کردم و یکبار هم وارد رابطه شدم که هر دو با شکست همراه بود

سوال:

من دختری ۲۲ ساله هستم که یک بار نامزد کردم و بعلت مشکل داشتن طرف مقابل بهم زدیمبعد ازین ماجرا که من از یه دختر شاد و بمب انرژی خانه تبدیل به یه روح متحرک و سرگردان شدم توی بیتالک با یه آقایی آشنا شدم لازم بذکره که من تا حالا با کسی دوست نشده بودم این اولینو آخرینش بود اونم بخاطر مسائلی که میگن شاید حکمت خدا بوده… این آقا دندانپزشک و از قشر بالای جامعه هستند ولی من در مقابل ایشان همیشه فکر می کنم کمترم خب هستم چون در خانواده ای هستم که پدرم تا دوم ابتدایی بیشتر درس نخونده و شغلشون آزاده و در خونه ای قدیمی زندگی می کنیم…این آقا ۳۳ سالشونه و خیلی همدیگه رو دوست داریم حدود دوسالو نیمه باهمیم وایشون قصد دارن ازدواج کنن چون دیگه حس می کنن هم سنو سالای این آقا الان بچه دارن و منم چون رشته مهندسی می خونم کیس خوبی برای ایشون نیستم…. فکر می کردم فقط من رو دارن ولی بتازگی متوجه شدم که به خیلیا پیام میدن و فقط من نفسشون نیستم با اینحال اولش داغون شدم که فهمیدم ولی قلبه نفهمم هنوز خیلی دوستش داره و عاشقشه… این دومین شکست تو زندگیه منه دلم می خواد خودکشی کنم ولی خب گناهه بنظرتون چکار کنم؟نامزده اولمم متوجه شدم بهم خیانت کرده. این آقا سنگ صبوره من بوده و من تو خونه کسی رو نداشتم باهاش دردودل کنم تا حالا تو هیچ گروه مختلطی هم تو تلگرام نبودم که به این آقا خیانت نکرده باشم خودشو جلو من خیلی خوب جلوه میده که تورو فقط دوست دارم و یک بارم نزاشته مخاطبین تلگرامشو ببینم در صورتیکه خودش تماما منو چک کرده و همیشه میگه من مثل پسرای دیگه نیستم که خیانت کنم در صورتی که می کرده. فهمیدم ما دخترا هرچقدر که خوب باشیم بازم همه پسرا میان و با دل آدم بازی می کنن و میرن. همیشه میگم خدایا شکرت خوبه فهمیدم ولی روحیه داغونمو چیکارش کنم دلم نمی خواد دیگه درس بخونم غذا بخورم بخوابم فقط دوست دارم بمیرم./وبسایت مشاوره۲۴

جواب:

ببینید از نظر روانشناسی فردی که دچار بحران خاصی هست مثل شما که دوره ی خاصی از نامزدی رو داشتید و بعد از اون دچار تنش شدید آزرده هستید افسرده هستید به قول خودت عزیز دلم یک روح متحرک شدی که در خونه داره فقط راه میره و از درون خالی شده خب این میاد چیکار میکنه میاد در کانال ها میگرده یک کانال رو پیدا میکنه و مطالبش رو میخونه، خب دل غمگینی داره دل افسرده ای داره دل شکسته ای داره بهش سلام با محبت آمیزی داده میشه خب جواب میده محبت میشه محبت میبینه کلام تو کلام , صحبت تو صحبت خب شروع میکنه به درد دل کردن , درد دل میکنید احساس سبکی میکنید احساس سبکی میکنید با یک فردی پیش خودتون میگید چقدر خوبه این با من داره حرف میزنه توجه میکنه صحبتهای من رو گوش میکنه حرفهای من براش مهمه من رو چک میکنه چقدر خوب به من حساسه , رو من تعصب داره , رو من غیرت داره , من رو دوست داره , عاشق منه خب همه ی اینها برای شما جذاب خواهد بود چون شما در شرایطی این کارو دارید انجام میدید که آزرده اید عزیز دل من هرکسی که وسط خیابون یه دفعه ولو بشه بیفته زمین دست و پاش زخمی بشه کتابهاش بریزه کیفش پرت بشه گوشیش پرت بشه لباسش پاره بشه هر کسی دستی دراز بکنه به سمت این خانومی که اینجوری مجروح افتاده وسط زمین و بخواد بلندش کنه این خانوم دستش رو میگیره نگاه نمیکنه به صورت طرف فقط میخواد از اون حالت بلند شه چون اون حالت اون رو داره اذیت میکنه ناراحتش کرده زخمیه آزرده است افتاده وسط خیابون لباسش پاره شده شلوارش پاره شده خونی شده کتابهاش وسایلش ولو شده نیاز به کمک داره و هردستی به سمتش بیاد که دستت رو بده من کمکت کنم بلند میشه دستش رو میگیره بعد که بلند شد نگاه کرد میبینه ای قیافه ی وحشتناک یکی از همین مثلا لاتهای محله بوده یکی از این آدمای آنچنانی محله بوده که اگر در روز شاید از کنارش رد میشد حتی نگاهش هم نمیکرد اما اینجا دستش رو گرفته این روانشناسی است شما زمانی که نیاز به کمک دارید آزرده هستید ناراحت هستید نباید انتخاب کنید چون وقتی انتخاب میکنید فردی رو انتخاب میکنید که متناسب با شأن و شخصیت شما نیست متناسب با زخم شماست و متناسب با زخمتون آدمهایی رو انتخاب میکنید که زخمی هستند یا زخمی میکنند بخاطر همین میگیم وقتی فردی اینگونه هست باید سعی کنه یه چند وقتی از شرایط سختش بگذره یکی دو سال استراحت کنه استراحت احساسی بهش میگن و وقتی که استراحت کرد اونوقت با منطق حتی اگر تو گروهی هم میخواد بره با کسی هم میخواد صحبت کنه با منطق میره جلو نه براساس اون احساسات له شده ی قبلی. این آقا کیه خب معلومه یه کسی مثل خود شماست اون هم احساساتش له شده ست اون هم مشکل داره , مشکل نداشته باشه که اینجوری با شما بازی نمیکنه چه انتظار دارید از ایشون. شما میگید قلب دیوانه ی من ایشون رو هنوز دوست داره خب بله که دوست داره چون زمانی به سمت شما اومده و زمانی شما به سمت ایشون کشیده شده بودید که خالی بودید اذیت بودید ناراحت بودید غصه داشتید خب یکی آمده فقط برای شما شنونده ی خوبی بوده عزیز من شنونده ی خوب بودن دلیل بر این نمیشه که آدم خوبی هم باشیم ما گاهی وقتها شنونده ی خوبی هستیم که پخش کننده ی خوبی در جای دیگری باشیم پس منطقی باید فکر کنید میگید الان نمیدونم من کمتر از ایشون هستم من نمیدونم چرا خودت رو کم میبینی خانواده ی شما مثلا پدرتون سوادش کمه بله پدر شما سوادش کمه ولی دختر مهندس داره همین پدر همین پدری که تا کلاس دوم ابتدایی درس خونده دخترش شما هستید قرار نیستش که او مهندس باشه قراره شما مهندس باشید او با زحمت کار کرده و شمارو به اینجا رسونده با سلامت این رو چرا نگاه نمیکنید یه مقدار قضاوتتون رو درمورد خانوادتون مثبت کنید خانواده ی شما آدمهای تلاشگری هستند چیزی کم ندارید نرم جامعه رو نگاه کنید اکثرا همین حالت رو دارند پدرانی که زحمت کشیدند مادرانی که بیسواد هستند ولی دخترانشون دندانپزشک اند چون دندانپزشک شدند دیگه بیسواد باید باشند یا در شأن شما نیستند منطقی فکر کنید وقتی شما اینطوری برخورد بکنید درمورد مسائل زندگیتون در آینده هرکسی هم به سمت شما بیاد پدر و مادر شما رو ارج و قرب قرار نمیده شما در دامن همین پدر بیسواد بزرگ شدید در همین خونه ی قدیمی بزرگ شدید بنابراین دلیل بر این نمیشه که ما نسبت به آنچه که داریم که پر از حرمت هست بی احترامی کنیم مسلم بدونید وقتی که شما خانه دار این خونه هستید و بی حرمتی میکنید کسانی که مهمان شما میشند دامادها و عروس ها اونها بیشتر بی احترامی خواهند کرد میخوام بمیرم میخوام عذا نخورم میخوام خودکشی کنم میخوام فلان کنم خب بمیرید چی میشه چه اتفاقی میفته فکر میکنید چیز خیلی مهمی پیش میاد نه فقط زجر رو خانواده ی شما میکشند پدر و مادری که با عشق و علاقه شما رو بزرگ کردند و منتظر زحماتشون هستند یه شکست از زندگی شما خوردند اونها هم ناراحت اند اونها هم به شدت آزرده اند که دختر گلشون اذیت شده اونها هم شمارو میپرستند عاشق شما هستند اونها اذیت میشند هیچ کس دیگه اذیت نمیشه در جهان هم هیچ اتفاقی پیش نمیاد شما فکر میکنید مثلا شما الان خودکشی کنید یا بمیرید یا غذا نخورید یا اتفاقی برای شما پیش بیاد در این منظومه ی شمسی ما خیلی اتفاق پیش میاد؟ نه همه دارند زندگیشون رو میکنند فقط یک خبری در یک روزنامه ای پخش میشه دختری فلان کار را کرد تمام شد رفت فردا خبری دیگر جای اون خبر رو خواهد گرفت پس هیچ اتفاق خاصی نمیفته اما خانواده ی شما از بین خواهند رفت حتی بعد از این اگر این اتفاق بیفته همه میگن این خانواده مشکلات روانی دارند با اینها ارتباط نداشته باشید از اینها نه دختر بگیرید نه دختر بدید اینها مشکل دارند چون مثلا فلانیشون خودکشی کرده یه مقدار رو مسائل خودتون منطقی فکر کنید یه مشکل تو زندگی شما پیش آمده خانوم مهندس تموم شد رفت اون مشکل شما چرا نشستید هی مسائل و مشکلات خودتون رو هی هم میزنید نشستید کنار یک جوی لجنی بودار اون رو هی هم میزنید و میگید اه چه بویی میده خب بلند شو از اونجا هی همش نزن پاشو زندگیت رو سالم بکن عزیز من خودت رو قبول کن خانوادت رو قبول کن با افتخار سرتو بلند بکن یک نفر آمده تو زندگی شما وارد شده براساس بی تجربگی و خامی شما , شما سیاست ندارید شما خامید و از این خامی و بی تجربگیتون اجازه دادید افراد سودجو باشند شما در گروهی رفتید شرکت کردید که همه ی آدمهای این گروه فقط برای همین آمدند شما وارد یک مسیری شدید که همه ی آدمهای اونها دزدند مشکل دارند خب این سایت مشاوره۲۴ برای همینه خب مسلم بدونید که از همینها هم نصیب شما خواهد شد شما باید مسیرتون رو عوض کنید شما باید در جایی باشید که اون جایگاه جایگاه شما نیست اون دندانپزشک یا اون پزشک یا هرکس دیگه ای هم وقتی آمده تو اون گروه خب معلومه که از خودشونه از همون گروهه شما جاتون جا نبوده شما یک ماهی آزاد هستید رفتید قاطی لجن خوارها شدید خب بیاید بیرون بعد ببینید دنیا چه خبره. یک مقدار خودت رو باور کن عزیز من هرآنچه در گذشته ی شما پیش آمده تموم شده رفته , تموم شده رفته شما نقطه ی پایان رو بگذار و نقطه سرخط شروع کن دنبال کار باش دنبال زندگی باش دنبال درآمد باش دنبال این باش که خودت رو بسازی پایه ها و ساختار خودت رو بساز , ساختار خودت و پایه های خودت رو کس دیگه نباید به تو بده تو خودت باید داشته باشی تو خودت باید رو پای خودت باشی مستقل باشی زندگی خودت رو داشته باشی کار خودت رو داشته باشی ماشین خودت رو سوار بشی بله حالا وقتی که ساختار خودت محکم شد در کنار این ساختار محکم یک فرد محکم دیگه هم بایستی بیاد که این استحکام رو تداوم ببخشه چون فردا شما میخواید پدر و مادر هم بشید قرار نیستش که پدر و مادر شل و وارفته ای بشید که هر اتفاقی تو زندگیتون پیش آمد خودتون رو به غش و ضعف بزنید بعد به بچه هاتون بگید خب پس برو بمیر حالا که تجدید آوردی تو برو بمیر چون امتحان ندادی! این حرفها چیه مقبولیت های خودت رو باور کن موفق باشی…مشاوره۲۴

       
خواندن  از نامزدیم پشیمان شدم و نامزدم طلاقم نمیده حالا با یکی دیگه دوست هستم


        اسپانسر وبسایت مشاوره۲۴: فروشگاه بانه ۹۰ (در صورت تمایل به خرید از این فروشگاه روی لینک زیر کلیک کنید)
مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.