با خانمی عقد موقت کردم که تعادل روحی نداره خیلی دوسش دارم چیکار کنم؟

با خانمی عقد موقت کردم که تعادل روحی نداره خیلی دوسش دارم چیکار کنم؟

سوال:

سلام. وقتتون بخیر و خسته نباشید. برادر من حدودا ۲ ماه پیش با دختر خانمی که حدودا ۹ سال از داداشم کوچیکتر بود عقد موقت کردن. دختر خانم از خانواده خوب و محترمی بودن و فقط یه دونه برادر کوچکتر هم داشتن که ظاهرا بسیار درونگرا بودن. دختر خانم ۲۴ ساله بودن. بعد از ۱ ماه و نیم داداشم آهنگ جدایی رو زد. وقتی پیگیر شدیم متوجه شدیم که در این مدت کوتاه دختر خانم تقریبا هفته ای یک بار سر یک موضوع الکی و پیش پا افتاده دعوای مفصلی راه مینداختن و تو دعواهاشون می گفتن که ما به درد هم نمیخوریم. بیاین چیزاتونو ببرید. من انگیزه ندارم، دوست ندارم و ازاین حرفا. خیلی زودم پشیمون میشدن و عذرخواهی می کردن. تا دعوای آخر که بعد از ۴ تا دعوا بوده، دختر خانم مثه همیشه یه بهانه پیدا می کنن و شروع می کنن به پیام دادن و زنگ زدن که من نمی خوامت، برو گمشو، دوست ندارم. تنها فرقش با دفعه های قبل این بوده که این دفعه تا لحظه آخر از این حرفا میزده و مثلا می گفته بیاین چیزایی که خریدید بردارید ببرید و من نمی خوام. داداش منم تحمل می کنه، تحمل می کنه تا جایی که میبینه این دفعه ظاهرا خیلی جدیه و با دفعه های قبلی فرق داره. با پدر دختر صحبت می کنه و مطابق نظر دختر قرار میشه که وسایلا پس داده بشه و کات کنن. همین اتفاقم میفته. برادرم به همراه مادرم تشریف میبرن منزلشون و هدایا پس داده میشه و با احترام از هم جدا میشن. البته هردو خانواده هم به شدت ناراحت بودن. چون به قول داداشم: وقتی خوب بودن، خیلی خوب بودن و از مهربانی، دلسوزی و شعور، چیزی کم نداشتن اما وقتیم عصبانی میشدن به شدت بهم میریختن. البته واقعا دختر خوشرو و مهربانی بودن. بعد از برگشت برادرم به خانه، دختر خانم شروع می کنن به ابراز دلتنگی و پشیمانی و التماس برای برگشت. فردای همان روزم تقاضای برگشت دوباره برادرم داشتن. اما ظاهرا بعد از یک روز دوباره حرفشان را پس می گیرند. اما این بار مودبانه و با عذرخواهی. و ظاهرا منطقی. اما مادرم نظرشون این است که این بار احتمالا پدر دختر با ایشون صحبت کرده و به او آرامش داده و خواسته که دخترش همه چیز را تمام شده ببیند و بعد از آن هم دیگر پیامی نداده. این را هم بگویم که در دعواهای قبلی برادرم او را به آرامش دعوت می کرده و از او می خواسته که به فکر آبروی خودش و خانواده اش باشد. و آنقدر هیجانی رفتار نکند. دختر هم کاملا میپذیرفته و عذرخواهی می کرده. در ضمن برادرم در این مدت سعی می کردن که صبوری کنن تا قضیه حل بشه و به کسی چیزی نمیگفتن. و خیلی هم به دختر خانم محبت داشتن. حالا سوال من اینه که به نظر شما من با برادرم صحبت کنم که دوباره تجدید نظر کنه یا صلاح نیست. من می ترسم من وساطت کنم اما باز دختر خانم همین مدلی رفتار کنن. ظاهرا قرصهای هورمونیم می خوردن و خودشون می گفتن این تعادل روحی نداشتنش به خاطر اون قرصا بوده. حقیقتش من که با برادرم صحبت کردم احساس کردم که به خاطره یه دونه بودنش لوسش کردن و به خاطره همین تعادل روحی نداره. صفر و صد هست. همه چیز خوبه، میره خونه بعد یه دفعه به یه چیزی فکر می کنه و برا خودش بزرگش می کنه و میریزه بهم. البته ظاهرا تجربه اولشم بوده. حقیقتش من خیلی دلم برا دختر میسوزه و دلم می خواد اگه کاری از دستم برمیاد انجام بدم. البته توش پشیمونی و سرزنش نباشه. چون حقیقتش من خودم هم همین جور بودم البته نه تا این حد بهانه گیر. ولی تا یه حدودایی مثه ایشون بودم که خوشبختانه با صبوری و تحمل شوهرم اون دوران گذشت تا یاد بگیرم با حرف زدن با شوهرم تعامل کنم. نه اینکه فوری متنفر بشم.

خواندن  آیا در دوران عقد به طور کامل رابطه جنسی داشتن اشتباه میباشد؟

من خودم هم یه دونه بودم و منم خیلی تعاملی با جنس مخالف نداشتم. حالا میگم شاید ایشونم مثه من باشن و بتونن آینده همسر بسیار خوبی برای هم باشند./وبسایت مشاوره۲۴

شما هم مشکل خود را در قالب یک پرسش مطرح کنید: ثبت پرسش / وبسایت “مشاوره ۲۴”
در صورت تمایل به مشاهده لیست مشاوران وبسایت “مشاوره ۲۴” روی لینک مقابل کلیک کنید: مشاهده لیست مشاوران وبسایت مشاوره ۲۴ /”وبسایت مشاوره۲۴
نسیم مرتضوی (بازی درمانگر کودک، درمانگر اعتیاد و مشاور پیش از ازدواج)

درود به شما دوست عزیز

متاسفم بابت تجربه تلخی که همه خانواده رو درگیر کرده و کاملا احساس نگرانی و دودلی شما قابل درکه اما اجازه بدین یک سری مسائل رو براتون مطرح کنم

اول اینکه داروهای هورمونی هرچقدر هم روی فرد تاثیر گذار باشن وضعیت خلقی فرد رو از حیطه نرمال بودن به این حد خارج نمیکنن و اگر تاثیر گذاری اینچنین جدی گذاشته باشه اولین نفری که متوجه میشود و از ادامه دارو صرف نظر میکند خود این عروس خانم است و عطای دارو را به لقایش خواهد سپرد پس به دنبال بهانه یا سرپوش گذاشتن نباشید.

دوم اینکه اگر برادرتان میخواهد از سر ترحم ازدواج کند کسی نمیتواند جلودار او باشد اما خب باید مسئولیت این انتخاب را خودش بپذیرد و اگر کار به جاهای باریک رسید کسی را مقصر نداند. ایشون کنترلی روی رفتار این نوعروس ندارد اما برای خودش آزادانه میتواند تصمیم بگیرد.

سوم اینکه سیاست قائل شدن دوران آشنایی قبل از ازدواج دقیقا برای همین است چون امکان این که کار به اینجا برسد را در نظر گرفته اند و با توجه به تفاوت های فردی نمیتوان اطمینان و ضمانت دقیقی از خوشبختی دو طرف داد قبل از هرگونه آشنایی بنابراین با توجه به اینکه در علوم انسانی و روانی و ناشناخته بودن و پیچیدگی های انسان هیچ چیز بعید نخواهد بود.

خواندن  از نامزدیم پشیمان شدم و نامزدم طلاقم نمیده حالا با یکی دیگه دوست هستم

و نکته آخر اینکه لازم به ذکر است در ازدواج ما به علت همین ناشناخته بودن و پیچیدگی ها کسی را انتخاب میکنیم که بیشترین تفاهم و کمترین اختلاف را باهم داریم چون بعد از ازدواج به اندازه کافی مشکلات و اختلافات بروز میابد. بنابراین منطقی و عاقلانه نیست وقتی قبل از ازدواج هم این عدم تفاهم را میبینید به این رابطه ادامه دهید. در واقع پیشنهاد میکنم همانطور که در خرید کفش به سایز پایتان دقت میکنید و به امید جا باز کردنش یک کفش تنگ نمیخرید در ازدواج هم انتخابی کنید که حدالامکان همه چیز جفت و جور باشد .

این تناوب خلق بعید نیست ناشی از یک اختلال روانی یا شخصیتی حاد باشد و یا در بهترین حالت ناشی از عدم مهارتهای زندگی مثل مهارت کنترل خشم و کنترل افکار منفی باشد که خب ما مسئول درمان طرف مقابل در این مرحله نیستیم. ضمن اینکه درمان هم نیاز به بینش و پذیرش و تلاش فرد دارد.

با آرزوی موفقیت/وبسایت مشاوره۲۴

درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با خانم مرتضوی / وبسایت مشاوره۲۴
الهام متقی (زوج درمانگر،مشاوره پیش از ازدواج و فردی،مدرس مهارت های والدگری)

سلام به شما دوست گرامی،

اینکه زندگی و آینده برادرتون برای شما اهمیت داره و به همین خاطر هم پرسش تون و در یک فضای تخصصی مطرح کردید قابل تحسین هست.

در مورد شرایطی که توضیح دادید چند نکته رو خدمتتون عرض می کنم :

۱ – همذات پنداری شما با این خانم باعث شده که تمایل تون برای کمک به ایشون زیاد بشه چون یاد رفتارهای ناپخته گذشته خودتون میافتید و دلتون میخواد به کسی که شباهت هایی با اون دوران زندگی شما داره راهنمایی کنید، اما اولا امکان داره این تشابهاتی که شما دریافت کردید تفاوت های بنیادینی با شرایط گذشته شما داشته باشه که موجب بشه خطایی در ادراک وضعیت پیش بیاره و دوم اینکه نقش شما، خواهر همسر هست بنابراین بی طرف نیستید و نمی تونید برای عروس تون راهنمای خوبی باشید.

خواندن  با آقای سردمزاجی که اصلا احساس علاقه و وابستگی نشون نمیدن همخونه هستم

۲ – وساطتت کردن و روش های کدخدا منشانه ابدا راه حل های اساسی ای برای حل مشکلات ارتباطی نیستند و همین موضوع باعث میشه که ترس شما از بازگشت رفتارها و مشکلات قبلی رو کاملا به جا و درست ارزیابی کنم و پیشنهاد کنم که از فکر چنین روشی بیرون بیاید و اجازه بدید اگر برادر شما تمایلی به بازسازی رابطه اش داره خودش و فقط خودش( تاکید می کنم) از راه های صحیح و به کمک مشاور این شرایط و فراهم کنه.

۳ – بی ثباتی در نظر و رفتار نشانه کم اهمیتی نیست. وقتی این خانم بارها قصد اتمام رابطه رو کرده بارها عنوان کرده که علاقه ای نداره و بارها پشیمان شده و دوباره از تصمیم جدیدش برگشته یعنی مشکلی وجود داره که این چهار مورد زیر حداقل فرضیاتیست که قابل بررسی هست.

الف) وجود نقص جدی در تصمیم گیری و عدم تعادل رفتاری

ب)عدم بلوغ عاطفی لازم برای ازدواج

ج)عدم کنترل بر هیجانات منفی

د)اجبار در ازدواج و عدم رضایت و فشار خانواده یا اطرافیان/وبسایت مشاوره۲۴

درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با خانم متقی / وبسایت ” مشاوره ۲۴″
       


        اسپانسر وبسایت مشاوره۲۴: فروشگاه بانه ۹۰ (در صورت تمایل به خرید از این فروشگاه روی لینک زیر کلیک کنید)
مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.