با برادرشوهرم رابطه داشتم الان میخواد زن بگیره نمیدونم چکار کنم

با برادرشوهرم رابطه داشتم الان میخواد زن بگیره نمیدونم چکار کنم

سوال:

سلام. خانم ۳۸ساله هستم شوهرم ۴۳ سالشه. ازش یه دختر دارم ک ازدواج کرده من از اول شوهرمو دوس نداشتم شبیه آدمای قدیمیه اهل محبت کردن و احساسات نیست الانم ک چندین ساله ازین ازدواج گذشته و حتی دخترمم ازدواج کرده بازم دوسش ندارم. پنج سال پیش برادر شوهرم عاشق من شد ایشون مجردن و من هر چی تلاش کردم ک اونو از خودم دور کنم نتونستم حتی ب مادرش و خواهرش هم گفتم ک پسرتون همچین حسی ب من داره اول ک خیلی ناراحت شدن و سعی کردن از من دورش کنن ولی هر چی تلاش کردن نشد برادر شوهرم تا چن ماه کارش گریه بود ب خاطر اینکه من باهاش در ارتباط نبودم تا اینکه مادرش گفت جواب تلفناش رو بده ولی مثل خواهر برادری ولی متاسفانه ایشون اینقدر ب من محبت کردن ک منم عاشقش شدم و خیلی دوسش دارم الان مادرش بهش گیر داده ک امسال عید باید ازدواج کنی و خودشم راضی شده حالا من موندم با شوهری ک هیچ علاقه ای بهش ندارم و برادر شوهری ک عاشقانه دوسش دارم. نمیدونم چیکار کنم./وبسایت مشاوره۲۴

شما هم مشکل خود را در قالب یک پرسش مطرح کنید: ثبت پرسش / وبسایت “مشاوره ۲۴”
در صورت تمایل به مشاهده لیست مشاوران وبسایت “مشاوره ۲۴” روی لینک مقابل کلیک کنید: مشاهده لیست مشاوران وبسایت مشاوره ۲۴ /”وبسایت مشاوره۲۴″

با برادرشوهرم رابطه داشتم الان میخواد زن بگیره نمیدونم چکار کنم

نسیم مرتضوی (بازی درمانگر کودک، درمانگر اعتیاد و مشاور پیش از ازدواج)

سلام و عرض ادب

ارتباط با برادر همسرتان خیانت است اما خیانت بزرگتر رو شما زمانی کردید که با مردی که بهش علاقمند نبودید ازدواج کردید و زمانی که این علاقه ایجاد نشد باز هم به این رابطه ادامه دادید. انسان ذاتا نیازمند محبت است و به دنبال راهی خواهد بود برای جبران و این موضوع ممکن است باعث آسیب های اجتماعی این چنینی شود.

این موضوعی نیست که با مشاوره به صورت چت حل و فصل شود و قاعدتا نیاز به بررسی دقیق تری دارد. زیرا با این کار زندگی چندین نفر و چند خانواده دچار بحران شده.

اما موضوعی که جالب توجه است رضایت دادن این برادر شوهر به اصطلاح عاشق به ازدواج است که همین موضوع صحت تمام آن عواطف و احساسات را زیر سوال میبرد. زیرا کسی که جرات و جسارت این را دارد که یک رابطه ممنوعه را شروع کند و به زن برادرش ابراز علاقه کند قاعدتا باید آنقدر نسبت به تصمیمش اطمینان داشته باشد که پای همه چیز بایستد و در غیر این صورت می توان نتیجه گرفت هوسی زودگذر بوده که با به دست آوردن شما عطشش خاموش شده.

بینش یافتن شما به این مسئله اگرچه تلخ است اما کمک میکند به جای تمرکز روی یک رابطه اشتباه روی زندگی خودتان متمرکز شوید و تمام تلاشتان را برای بازیافتن شادی و انرژیتان بکنید.

با آرزوی موفقیت/وبسایت مشاوره۲۴
درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با خانم مرتضوی / وبسایت مشاوره۲۴

الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران)

سلام. موقعیتی که شما توش قرار گرفتین موقعیت سختی هست و قابل فهمه که چقدر می تونه آزارتون بده. نکاتی می گم که امیدوارم به کارتون بیاد:

اینکه یک نیازی از شما برآورده نمیشه یعنی همون نیاز عاطفی شما رو به این طرف سوق داده که وارد رابطه ممنوعه ای بشین که اون هم پتانسیل برآورده کردن نیازهای شما نداره.

از طرفی این بخش در شما وجود داره و فکر می کنم این بوده که وقتی مادر شوهرتون خواسته جواب تلفن هاش رو بدین شما هم قبول کردین.

بنابراین بیایین به این فکر کنیم که مسئله اصلی این نیاز عاطفی و رابطه شما با همسرتونه. پس اگر ببینید که با این رابطه می خواین چه کار کنین شاید راه بدتری رو بتونید پیش بگیرید که بهتون کمک کنه./وبسایت مشاوره۲۴

درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با خانم داودی  / وبسایت مشاوره ۲۴

 
       
        اسپانسر وبسایت مشاوره۲۴: فروشگاه بانه ۹۰ (در صورت تمایل به خرید از این فروشگاه روی لینک زیر کلیک کنید)
مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۸ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. زریر عباسی
    ۳:۱۷ ۱۳۹۷/۱۰/۰۵

    با توجه به گسترش سرسام آور فساد و فحشا و خیانت زناشویی و طلاق و اعتیاد به مواد مخدر و الکل و سرگشتگی هویتی و بیماری های روحی و روانی و قتل و سو استفاده جنسی از زنان و کودکان بهتر است که یک وزارتخانه کوچک و چابک با نام وزارت سلامت رفتاری و مقابله با آسیب‌های اجتماعی تاسیس شود .

  2. ناشناس
    ۱:۲۱ ۱۳۹۷/۱۲/۲۰

    سن بالای دختر نسبت به پسر بد نیست.تشکر

  3. سهیل
    ۱۱:۵۴ ۱۳۹۸/۰۱/۱۷

    یا عبدالقادر جن….
    اینا از کجا اومدن فضا…
    لعنت بر شیر ناپاک مادر و لقمه حروم پدر سر سفره
    و نطفه ای که حرام بسته شده
    این میشه عاقبتش

  4. زهرا
    ۳:۱۷ ۱۳۹۸/۰۱/۳۱

    عاشقی

  5. بابک سارانی
    ۱۲:۳۴ ۱۳۹۸/۰۳/۱۶

    عنوان :
    تاملی بر زیاده خواهی زنان و گرایشات فیمنیستی و زن پرستانه
    متن :
    یکی از بزرگترین خطراتی که آینده ایران اسلامی و انقلاب را تهدید می کند . مساله زیاده خواهی زنان است . ابتدا بگوییم که در اسلام به کرامت و شرافت زنان تصریح شده است . پیامبر اسلام فرمودند : ” ما أَكرَمَ النِّساءَ إلاّ كَريمٌ و َلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئيمٌ : زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى كند مگر شخص پَست و بى مقدار ” . پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز و به ویژه بعد از جنگ تحمیلی ، شاهد رشد و ارتقای جایگاه زنان در جامعه بودیم . افزایش میزان دانشجویان زن تا جاییکه حضور دختران و زنان در دانشگاهها ، که پیش از انقلاب به دلیل فساد گسترده موجود در دانشگاهها و عدم اطمینان به محیط آن تقریبا توسط زنها و خانوادهایشان که اکثرا مذهبی بودند تحریم شده بود ، به دلیل امنیت نسبی حاکم بر آن در پس از انقلاب به حدی رشد کرد که شمار دختران دانشجو بر پسران و مردان پیشی گرفت و این یکی از شاخصه های بسیار مهم است زیرا که کسب تحصیلات عالیه توسط زنان زیر ساخت و پایه و زمینه تحول و ترقی جایگاه زنان در باقی زمینه هاست . حضور پر شمار زنان در ادارات و نهادهای دولتی و خصوصی در سالهای اخیر ، که ن تبعی از همان حضور گسترده آنها در دانشگاههاست ، به ویژه در تهران و دیگر شهرهای بزرگ کاملا محسوس و ملموس شده است و البته تغییر قوانین جاری کشور به نفع زنان ، مثلا ارث بردن زن از مرد هم از عرصه و هم از اعيان که پیشتر فقط از اعیان بود و نیز اعطای حق حضانت فرزندان ، چه دختر و چه پسر ، تا هفت سالگی به مادر و… از این موارد است .
    به هر روی این نکات مثبتی بود که در زندگی زنان جامعه ما پس از انقلاب رخ داد و البته به نظر می رسد که نکات مثبت دیگری به نفع زنان و نه لزوما به نفع کل جامعه در حال شکل گیری است ، مثلا طرحی برای برابر سازی دیه زن و مرد در مجلس مطرح است و یا طرح سهمیه بندی جنسیتی نمایندگان که به نفع زنان تمام می شود و از آن با عنوان تبعیض مثبت یاد می شود در دولت و مجلس مطرح است و یا طرح بی نیازی دختران بالای بیست و هشت سال ، البته در صورت داشتن شرایطی خاص ، از کسب اجازه از پدر برای ازدواج نیز مطرح است .
    به هر صورت کسب این امتیازات شاید به ظاهر نکات مثبتی باشد که زنان پس از انقلاب به دست آوردند ( البته زنها در سراسر جهان در سالهای پس از جنگ جهانی دوم امتیازات بی شماری به دست آوردند که حتی تا حدودی موجب برتری زنان بر مردان شد به طوری که یکی از نویسندگان فمنیست از زنان با عنوان جنس اول یاد می کند بنابراین جا دارد به قول یکی از نویسندگان ، جهان مدرن را جهان استیلای زن و زر و ابزار نامید ) .
    در ادامه می کوشیم نکات و ابعاد منفی و مضر امتیازگیری زنان از جامعه را به حال جامعه مورد بررسی قرار دهیم .
    حضور بیشتر دختران و زنان در دانشگاه که منتهی به این می شود که در جامعه زنان و دختران با سطح تحصیلات بالاتری به نسبت مردان را شاهد باشیم ظاهرا فی النفسه مطلوب است اما وقتی به این موضوع بیاندیشیم که این دختران طبیعتا نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده دارند و باید ازدواج کنند ، مساله کمی پیچیده تر می شود . چرا که به دلیل حضور بیشتر دختران در دانشگاه ، شمار زیادی از آنها باید با مردانی ازدواج کنند که سطح تحصیلات پایین تر و به تبع آن نگرش متفاوت تری به مسایل زندگی مشترک دارند و طبیعی است که چنین ازدواج هایی اگر صورت بگیرد البته اگر صورت بگیرد ، نمی تواند رضایت کامل را برای دخترانی که معمولا روحیه ایده آل طلبی و کمال طلبی دارند و دوست دارند با مردانی ازدواج کنند که سطح بالاتری از خودشان داشته باشند به دنبال داشته باشد . و البته این ازدواج ها برای مردان نیز که طبیعتا دوست دارند رییس خانواده و محور آن باشند نمی تواند صد درصد مطلوب باشد ( طبق تحقیقی که اخیرا در یکی از دانشگاهها شده بود مردانی که با زنانی بالاتر از خود ازدواج می کنند تمایل بیشتری به خیانت به همسر دارند چرا که می خواهند با اینکار ضعف و کمبود خود در برابر همسرانشان را جبران کنند و نشان دهند که مثلا هنوز هم قویتر و مرد ترند ) .
    البته مساله به اینجا ختم نمی شود زیرا وقتی دختری تحصیلات بالاتری داشته باشد به تبع آن شغل بالاتر و در پی آن درآمد و حقوق بیشتر و به دنبال آن منزلت اجتماعی بالاتری در جامعه و خانواده کسب می کنند و اگر هم با مردان پایین تر از خود ازدواج کنند به دلیل آنچه آن را تفاوت در نگرش به زندگی مشترک و مسایلی مانند تربیت فرزندان و… می توان دانست چنین خانواده هایی خانواده هایی سست و لرزان می باشند که با کوچکترین تلنگری از هم فرو می پاشند . افزایش سرسام آور طلاق در سالهای اخیر شاهدی بر این مدعاست طلاق به حدی افزایش یافته که طبق آمار ۳۰ درصد ازدواج ها به طلاق منتهی می شود و البته قطعا در آینده بیشتر نیز خواهد شد.
    البته برای افزایش طلاق علل و عوامل متعددی باید متصور شد که قطعا یکی از آنها هم شان و هم سطح نبودن و به دنبال آن تفاهم نداشتن زن و مرد است ( البته عواملی چون : تنوع طلبی و شهوت پرستی و زیاده خواهی جنسی و بی مسئولیتی و … در میان دختران و پسران از عوامل مهم رشد طلاق است . ) .
    به هر روی حتی اگر ازدواج نا متناسبی هم صورت بگیرد و به طلاق هم منتهی نشود . در خانواده ای که زن قویتر و مقتدرتر و برتر از مرد باشد باید منتظر چه اتفاقاتی بود ؟ ابتدا باید بگوییم که اساسا ازدواج و عمل زناشویی و تشکیل خانواده مستلزم پذیرفتن برتری نسبی مرد بر زن است و بر همین اساس است که فمنیست ها تاکید دارند برای اینکه تن به سلطه مردان ندهیم اساسا باید قید ازدواج با با مردان را بزنیم و به همجنس بازی و اکتفا به زنان روی آوریم .
    به هر روی در خانواده هایی که زن بر مرد برتری دارد عواقبی در پی دارد که مهمترین آنها ، چنانکه فروید می گوید ، این است که در خانواده ای که زن قویتر و برتر و بالاتر از مرد باشد میل به همجنس بازی در میان پسران خانواده به شدت افزایش می یابد و البته شاهد این مدعای فروید را در غرب مدرن و افزایش روزافزون همجنس بازی در میان ایشان می بینیم .
    البته همانطور که گفتیم در خانواده های زن محور میل مرد به خیانت و نیز به وجود آمدن احساس بی مسئولیتی و بی تفاوتی و بی تعهدی در قبال خانواده در مرد بیشتر می شود . ( طبق تحقیقی که در یکی از دانشگاههای غربی صورت گرفته است .؛ برای مقابله با به وجود آمدن روحیه خیانت ، بی مسئولیتی و بی تعهدی در مردان ، لازم است زنان حتی اگر کار می کنند حداکثر درآمدشان ۶۰ درصد درآمد شوهر باشد تا با اینکار به اقتدار مرد و احساس وفاداری و احساس مسئولیت وی در قبال زن و زندگی آسیب کمتری برسد ) .
    ما در بالا یکی از عوامل کاهش میل پسران به ازدواج را به وجود آمدن روحیه تنوع طلبی جنسی در آنها دانستیم . باید اذعان کرد یکی از عوامل کاهش میل دختران به ازدواج نیز همین افزایش میل به تنوع طلبی جنسی و عدم اکتفا به یک مرد باید دانست . متاسفانه وقتی مردی همکار زن خود را بیشتر از زن واقعی خود می بیند و با او بیشتر حشر و نشر و گفتگو و آمیزش دارد آیا می توان به او امیدوار بود که به دنبال تنوع طلبی و زن های تازه به تازه نرود ؟ و البته این مساله در مورد زنان نیز کاملا صادق است . ( در جامعه مدرن زن و مرد آنقدر همدیگر را می بینند و آنقدر در هم دیگر می لولند و آنقدر راحت و بی پروا با یکدیگر آمیزش و سکس می کنند که نتیجه آن می شود که در طی مدت زمان کوتاهی برای یکدیگر ملال آور و تکراری می شوند و لذا به دنبال شریک جدید و تازه و نو برای سکس می گردند . به همین دلیل است که در دنیای مدرن از آن عشق های آتشین و افسانه ای نظیر رومئو و ژولیت یا لیلی و مجنون و … ، که ناشی از حرمان ها و هجران ها بود ، خبری نیست در واقع به قول یکی از نویسندگان ، در دوران مدرن عاشق و معشوق دیگر وجود ندارد بلکه آنچه وجود دارد ساکس و مسکوس است و زنان و مردان به دنبال اتصال روح ها نیستند بلکه صرفا به دنبال اتصال مجاری ادرار به یکدیگرند و همین دنبال سکس و اتصال اسافل اعضا بودن است که ما انسانهای مدرن را بر خلاف گذشتگان خود ، آنقدر تنها و بی کس و کار کرده است ). به هر روی افزایش شمار خیانت های زنان به شوهرانشان در سالهای اخیر به شدت چشمگیر بوده است برای مثال طبق یک تحقیق ۳۳ درصد زنان متاهل کرجی به شوهر خود خیانت کرده بودند . همچنین افزایش پدیده نوظهور شوهر کشی در میان زنان در سالهای اخیر چشمگیر بوده است ( اگر چه آمار دقیقی هنوز وجود ندارد ولی خوانده ها ، آنچه در روزنامه ها و یا سایت ها منعکس می شود که تازه آنهم بخشی از واقعیت است ، و شنیده ها حاکی از افزایش سرسام آور پدیده شوهر کشی در کشور ظاهرا اسلامی و دیندار ماست ) .
    شوهر کشی ها اکثرا پس از آشنایی زن با یک نره بی حمیت ، در فضای حقیقی یا در فضای مجازی ، که عطش سکس دارد و چشمش هم به دنبال ناموس مردم است شروع می شود و با دل باختن زن بدان مرد چاپلوس که راه فریب دادن زنها را بلد است ادامه می یابد . زن هم که معمولا شخصیتی واکنشی دارند و بیشتر از راه گوش عاشق می شوند در ادامه رابطه ، ناگهان به این نکته مهم پی می برند که شوهرش حرفش را نمی فهمد و درکش نمی کند و پاسخگوی خواسته هایش نیست و یا این مطلب مهمتر را متوجه می شود که از اولش هم شوهرش را نمی خواسته و او مرد ایده آل و مطلوبش نبوده ، بدین ترتیب کار به جاهای باریک می کشد و در ادامه هم به منظور از سر راه برداشتن عامل مزاحم آهنگ قتل شوهر زن را می کنند و سرانجام هم به دست آن نره فاسق و با همکاری زن، قتل مردی که چه بسا زن از او فرزند هم داشته باشد ، صورت می گیرد.
    ( زنها و آخوندها شباهتهایی با هم دارند : هر دو خود را کمال مطلق می دانند . هر دو همیشه طلبکارند . هر دو همیشه از موضع حق مطلق بودن با دیگران برخورد می کنند . هر دو انتظار دارند طرف مقابل تغییر کند ولی خودشان هیچ تغییر نکنند . هر دو از خود راضی اند . هر دو تمامیت خواهند و… ) .
    البته فساد و فحشا تنها مختص زنان شوهر دار نیست بلکه دختران مجرد نیز از ایشان عقب نمانده اند. برای مثال طبق یکی از تحقیقات در تعدادی از دبیرستانهای دخترانه شهر تهران ، مشخص شده ۸۰ درصد آن دختران دارای روابط نامشروع جنسی بوده اند . ( متاسفانه برای دختران مدرن و روشنفکر ارزش و اهمیت پرده اتاقشان بسی بیشتر از پرده بکارتشان شده است ) و البته کاملا قابل پیش بینی است دخترانی که پیش از ازدواج به راحتی خود را لو داده و در اختیار دیگران قرار داده اند پس از ازدواج نیز نمی توانند به شوهران خود ، وفادار بمانند و دنبال مورد جدید و غیر تکراری نروند و البته این در مورد مردان و پسران آلوده نیز صادق است . ( واقعا جای تاسف دارد که این افراد تر دامن چگونه می خواهند فردا مادر شوند و یا پدر شوند و کودکی که در چنین دامن های آلوده ای رشد خواهد کرد چگونه خواهد بود و آینده کشور اسلامی ما را چگونه رقم خواهد زد ؟! )
    در اینجا بیان مطلبی ضروری است و آن اینکه در گذشته افراد دیندار جامعه ما در اکثریت بودند ، انقلاب اسلامی بهترین شاهد آنست ، ولی امروزه این آمار در حال کاهش است . در واقع دارد توازنی میان افراد مومن و بی ایمان در جامعه شکل می گیرد . این توازن و نصف نصف بودن دینداران و بی دینان آهسته آهسته و در آینده نه چندان دور موجب ایجاد شکاف عمیق فرهنگی در جامعه می شود گرچه این شکاف قبلا هم بوده ولی به دلیل حائز اکثریت نسبی بودن دینداران ، این شکاف ، موجب تنش بسیار جدی در جامعه نشد ، بخشی از علل ایجاد حوادث سال ۸۸ را می توان به وجود تنش و چالش میان دینداران و بی دینان تعبیر کرد البته نه همه علل آن را ، در هر حال با کم شدن شمار دینداران و افزایش شمار بی دینان و به حد تساوی رسیدن این دو طبقه فکری ، در آینده شاهد چالشهای جدی و تنش های اساسی در جامعه خواهیم بود . (جالب است در غرب طبقات اجتماعی بیشتر بر پایه میزان ثروت و منابع اقتصادی شکل می گیرند و در ایران بیشتر بر حول باورهای دینی و اعتقادات مذهبی ) . به هر روی تا دیر نشده باید فکری برای این چالش ها و تنش های بالقوه که میان دو طبقه دیندار و بی دین شکل خواهد گرفت ، کرد و نگذاشت کار به بحران اجتماعی بکشد .
    سراغ بحث اصلی خود می آییم و آن اینکه با این گسترش عجیب فساد و فحشا در جامعه چه باید کرد ؟ با این انقلاب جنسی که در راه است چه باید کرد ؟ ( عده ای حتی جنبش سبز سال ۸۸ را و نیز شورش های جوانان در سال ۹۶ را پوششی می دانستند که در زیر آن تمایل جوانان به داشتن آزادی در روابط جنسی و میل به رهایی از دست قید و بندهای فرهنگ سنتی در مورد امور جنسی ، وجود داشت و البته این مطلب تا حدود زیادی هم درست است ) به نظر می رسد برای چاره کردن این آزادی خواهی جنسی ما دو راه پیش رو داریم : یکی استفاده از ظرفیت های سنت برای ارضای میل جنسی جوانان است . یعنی اینکه بهتر است ” مراکزی ویژه ازدواج موقت ” در کشور تاسیس شود که در آن مراکز پسران و دختران مجرد و یا مردان و زنان بیوه بتوانند با یکدیگر ازدواج کرده و نیاز خود را رفع کنند ( اگر چه دختر باکره برای ازدواج نیاز به اذن پدر دارد ولی خوشبختانه هستند بعضی از مراجع تقلید هستند که برای ازدواج دختران باکره اذن پدر را لازم نمی شمارند ، البته نگاه داشتن عده را لازم می دانند ، به هر روی این فتوا می تواند برای دختران مجرد که نیاز و یا آز به ازدواج دارند گره گشا باشد ) . اما راه دوم این است که در برابر خواسته هایی که پاسخ و چاره ای در دین برای آنها وجود ندارد و جزو ضروریات دینی شمرده می شود ، ایستادگی کرد و بر ضروریات دینی پای فشرد .
    یکی از این خواسته های نامشروع و بر خلاف ضروریات دین مساله حجاب است. حجاب از ضروریات دین و از نصوص قرآنی مورد اجماع علمای اسلام است و چاره ای نداریم جز اینکه در برابر در خواست نامشروع زنان هرزه و فاسدی که مرض خود نمایشگری دارند و خواهان برداشتن حجاب هستند . بایستیم . ( البته این زنها به این نکته توجه ندارند که اگر حجاب زنان آزاد شود در نتیجه باید تجاوز مردان به زنان نیز آزاد شود و یا مجازاتش از وضع فعلی که اعدام است بسیار کمتر شود . چون معنا ندارد که زنان آزاد باشند که هر چه خواستند بکنند و هر جور خواستند بگردند ولی مردان ملزم باشند که حتی نگاه چپ به زنها نکنند و آزادی عمل نداشته باشند . اگر چه می دانیم این زنهای بی حیثیت از تجاوز به خودشان زیاد ناراحت نمی شوند ) .
    در واقع زنان بدکاره ای که خواهان آزادی حجاب هستند ( البته آنان خود را بدکاره و آلوده دامن نمی دانند و بلکه بسیار هم نجیب و پاکدامن می شمارند . البته این طبیعی است چرا که هیچ گناهکار و تبهکاری ، عملش را گناه و تباهی و خودش را هم گناهکار و تبهکار نمی شمرد . همه ما گناهکاران پیش از انجام گناه و منکر ، ابتدا برای آن یک توضیح و توجیه دست و پا می کنیم و وقتی دلمان راضی و نفسمان را مجاب کردیم که کارمان بد و ناپسند نیست دست به آن میازیم ؛ مثلا پزشک زیر میزی بگیر و دزدی می گفت : من دزدی نمی کنم بلکه فقط حقم را از جامعه می گیرم . یا قاتلی می گفت : من او را نکشتم بلکه مردنش را جلو انداختم . زن فاحشه ای هم می گفت : من نه مال کسی را می خورم نه دستم را به خون کسی آلوده می کنم بلکه فقط لذت می برم و لذت می دهم و… از این توجیهات زیاد است و همه ما دامان شرفمان به این توجیهات آلوده است و ان شاء الله خدا از سر تقصیراتمان بگذرد ).
    به هر روی زنهای هوسبازی که به دنبال بی حجابی اند ، می خواهند تا با آزاد شدن حجاب در کوچه و خیابان به هرزه گردی پرداخته و غلیان شهوت ِ نره پرستی خود را با نره هایی فاسد تر از خودشان ، ارضا کنند و بدین ترتیب جامعه را به مرکز فحشا تبدیل کنند و اساس خانه و خانواده را سست و متزلزل کنند . ( نمی دانم این سکس چیست که همه ما برای آن له له می زنیم واقعا اگر به عنوان یک ناظر بی طرف به این عمل بنگریم و آن را با عمل مخالف آن بسنجیم ؛ حکمی جز ناروا بودن آن خواهیم کرد ؟! به هر روی برای ارزیابی ، بررسی و شناخت عمیق و دقیق ماهیت سکس ، ایجاد رشته ای دانشگاهی با عنوان ” فلسفه سکس ” یا فلسفه امور جنسی و نیز تشکیل مرکزی علمی در بهزیستی یا هر سازمان و نهاد مرتبط دیگر برای بررسی همه جانبه مساله سکس و علل ضعف انسان در برابر آن ، که آنچه به نظر می رسد ما انسانها هیچ نقطه ضعفی بزرگتر از لغزش در برابر سکس نداریم ، کاملا ضروری به نظر می رسد ).
    به هر روی باز تاکید می کنیم که حجاب از اصول اساسی اسلامی و از نصوص قرآنی مورد اجماع همه فقهای اسلام است و جایی برای کوتاه آمدن در آن وجود ندارد .
    در پایان باز تاکید می کنیم که در برابر زیاده خواهی زنان آلوده دامن ، که به بهانه حجاب آزاد در طلب بی بند و باری و تنوع طلبی جنسی هستند ، باید ایستاد ( البته همانطور که گفتیم تاسیس ” مراکزی ویژه ازدواج موقت ” ، برای زنان و مردانی که یا همسر ندارند و یا به بیش از یک همسر نیاز دارند ، کاملا ضروری است ) .
    البته باید تمهیداتی برای پاک سازی و ایمانی سازی فضای جامعه اندیشید ؛ .برای مثل : ترویج ازدواج آسان و بهنگام در جامعه از طریق رسانه ها و به ویژه رسانه ملی البته برای زمانی طولانی ، قرار دادن سهمیه در استخدام دولتی برای افراد متاهل ( چه مرد و چه زن ) به منظور تشویق جوانان به ازدواج و همچنین در نظر گرفتن سهمیه در کنکور ارشد و دکتری برای شرکت کنندگان متاهل به منظور ترغیب ایشان به ازدواج ، بومی گزینی در دانشگاهها و موسسات آموزشی ، جدا سازی دختران و پسران در دانشگاهها و نیز ایجاد و گسترش دانشگاههای تک جنسیتی چه پسرانه و چه دخترانه ( چون بسیاری از مفاسد از دانشگاهها شروع می شود ) ، جداسازی زنان و مردان شاغل در محیط کار برای کاهش روابط نامشروع جنسی ، افزایش مرخصی زایمان زنان شاغل به دو سال ، کاهش ساعات کار برای زنانی که فرزند کوچک دارند ، افزایش دورکاری برای زنان شاغل ، اعطای حقوق ماهیانه مستقیم به زنان خانه دار از طریق کسر حق عایله مندی مردان و یا پرداخت یارانه مستقیم آنهم تنها به زنان خانه دار ، ایجاد و گسترش مشاغل خانگی ویژه زنان ، متوقف ساختن طرح های خائنانه ای مانند طرح توانمند سازی زنان ( چرا که توانمند ساختن زنان بدون توانمند ساختن مردان و پسران تحقیر مردان و خیانتی آشکار به همگان است ، خیانتی که یکی از عوارض آن افزایش خشونت علیه زنان ، توسط مردانی است که در برابر آنها احساس حقارت می کنند . گرچه متاسفانه خیلی از مردهای روشنفکر و مدرن که دیگر مرد نیستند بلکه زنان ریش دارند ، تمایل دارند تا به قول خودشان زن لاکچری بگیرند تا بتوانند به آنها پز بدهند و فخر بفروشند و به رخ بکشند و واقعا جای تاسف است که میل به تظاهر و به رخ کشیدن تا جایی رسیده که مردان روشنفکر و مدرن می خواهند زنان خود را به رخ دیگران بکشند و بدین وسیله آبرو و اعتبار و پرستیژ کسب کنند ) . به هر ترتیب با انجام کارهایی نظیر اینها می تواند به بهسازی فضای جامعه کمک کند .
    البته این را هم بیفزاییم که با توجه به افزایش سرسام آور فساد و فحشا در جامعه که حقیقتا آینده ایران اسلامی و انقلاب را تهدید می کند و کشور را در سرازیری انحطاط و زوال قرار می دهد بهتر است یک وزارتخانه کوچک و چالاک و چابک ، نه پر از حشم و خدم بی فایده و کارمند و کارتابلمند مفت خور و بی مصرف و دفتر و دستک اضافی و هفت دست آفتابه و لگن ، با عنوان ” وزارت سلامت رفتاری و مقابله با آسیب اجتماعی ” تاسیس گردد تا با ایجاد ستاد مرکزی برای اجتماع جامعه شناسان و روان شناسان و آسیب شناسان و آینده پژوهان و علمای دین و … بر آسیب های رو به گسترش اجتماعی متمرکز شود و به عنوان مغز متفکر کشور به چاره اندیشی و راه حل جویی برای این مسایل بپردازد و البته باز هم تاکید می کنیم تاسیس ” مراکزی ویژه ازدواج موقت ” در جامعه ضرورت حیاتی دارد ( زیرا در جامعه ما سطح رفاه در حال ترقی است و در هر جامعه ای که نیز سطح رفاه بالا رود میل و رغبت و اشتیاق افراد به تفریح و لذت بردن از اوقات فراغت ، افزایش می یابد و بالاترین تفریح هم چیزی جز تفریح جنسی نیست بنابراین تشکیل عاجل ” مراکزی ویژه ازدواج موقت ” کاملا ضروری به نظر می رسد .

  6. زهرا
    ۹:۰۵ ۱۳۹۸/۰۴/۱۳

    خیلی خیلی بد است زن چگون متواند تنهای

  7. ناشناس
    ۹:۳۹ ۱۳۹۸/۰۴/۲۴

    ۳۸ساله ادم نشدین دیگه ادم بشو نیستن