نامزدمو دوست ندارم و پشیمانم ولی از سر دلسوزی و ترس از آبرو دارم ادامه میدم

نامزدمو دوست ندارم و پشیمانم ولی از سر دلسوزی و ترس از آبرو دارم ادامه میدم

سؤال :

سلام.من در سن پایین به اصرار پدرم ازدواج کردم با دختری که هزار کیلومتر از من فاصله داشت و فقط از طریق تلفن رابطه بود..نمیگم که دوستش نداشتم ولی خب باد جوانی بود…من ترس مشکلات مالی و چیزای دیگه رو داشتم و هنوزم که * سالمه دارم و گفتم به پدرم نمیتونم ولی اون گفت اشکال نداره همه چی درست میشه…بعد از دو سال نامزدی الان خانومم که از هر نظر نمره ی کم تر از ۲۰ نمیتونم بش بدم با الگو ها و منطق های من و رفتارهای من همخوانی نداره و من اخلاقی خاص دارم و به همین دلیل دلسرد نسبت به همه چیز و همه کس شدم و اصلا علاقه ای ندارم حتی بهش پیام بدم بیچاره اون که هیچ گناهی نداره..من ترس ابرو دارم ..دلم میسوزه براش..و خیلی از مسائل که نه راه پس و نه راه پیش دارم ..کمکم کنین چون اون خیلی دوسم داره ولی من جدیدا هیچ میلی بهش ندارم درضمن دانشجوهم هستم و درسم هم مونده./وبسایت مشاوره۲۴

شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران)

سلام
من از متنتون برداشت کردم که این رابطه برای شما در ابتدا جدی نبوده و شما ایشون رو دوست نداشتید. بهر دلیلی آمادگی ازدواج نداشتید ولی بدون اینکه به مسئولیت این جریان فکر کنید، واردش شدید. حالا هم خوبه این حس‌ها رو هر چه زودتر با نامزدتون در جریان بذارید و بیشتر از این ایشون رو تو ابهام سردیتون قرار ندید. اجازه بدید ایشون واقعیت رو بدونه و بر اساس اون تصمیم بگیره. در نهایت هم وقتی علاقه‌ی اولیه وجود نداشته باشه، بعدها هم ساخته نمی‌شه و خوبه که زودتر پذیرفته بشه. چون اگه این علاقه نباشه، دو طرف انگیزه‌ی بودن با همدیگه و ساختن زندگی مشترک رو ندارن و در نهایت از هم جدا میشن.
موفق باشید./وبسایت مشاوره۲۴

خواندن  خانواده همسرم پولدارن و همیشه سر این موضوع منو تحقیر می کنن
الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران)

سلام. حرف هاتون رو خوندم. برای اینکه بهتر بتونم راهنمایی اتون کمک کنم به اطلاعات بیشتری نیاز دارم اما یک نکته ای در حرف هاتون به چشمم خورد مثل اینکه گفتین ۳ سال پیش به دلیل اصرار پدراتون وارد این رابطه شدین و الآن هم به دلیل ترس از آبرو یا احساس گناه در این رابطه موندین در حالیکه علاقه ای ندارین. خوب ببینید به نظر میرسه که عوامل بیرونی دارن سمت و سوی زندگی شما رو مشخص می کنند و خوب تا وقتی که فرمون زندگی شما دست عوامل بیرونی مثل اصرار پدر یا ترس از آبرو باشه شما رو به جایی می برن که شاید چندان جالب نباشه. من فکر می کنم که باید خوداتون وارد عمل بشین و جدای از این عوامل بیرونی تکلیف رو مشخص کنید تا نفر مقابل اتون هم بتونه شفاف تصمیم بگیره./وبسایت مشاوره۲۴

       


        اسپانسر وبسایت مشاوره۲۴: فروشگاه بانه ۹۰ (در صورت تمایل به خرید از این فروشگاه روی لینک زیر کلیک کنید)
مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۲ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. ناشناس
    ۳:۰۲ ۱۳۹۷/۱۱/۲۶

    سلام ميشه كمكم كنيد من اصلا نامزده مو دةس ندارم فقط بخاطر ثروت باهاش ازدواج كردم الانم اوني كه من ميخوام ثروتمند نيست اصلا نه از خانواده ش جدا ميشه نه وسابل ميخره ميگه بعد عروسي ميخرم وسايل ديگه به چي دل خوش كنم اصلانم بهش علاقه ندارم موندم چكار كنم بخدا فقط از سر دلسوزي و ابرو باهاش ادامه ميدم البته من پارسال يه عقد ديگه داشتم اونم ناموفق جدا شدم حالا چيكار كنم كمكم كنيد

  2. الی
    ۳:۴۷ ۱۳۹۹/۰۳/۰۲

    سلام من ب زور دادن ب پسر عمم بعد چن وق ازش جدا شدم الان بابام خیلی رفتارش بام بده حتی نمیزارع تا دم برم خیلی بم گیر میدع بخدا خستع شدم دیوونم کردن