شوهرم باهام بدرفتاری می کنه ولی نمی دونم چرا بازم دوسش دارم و نمی تونم جدا شم

شوهرم باهام بدرفتاری می کنه ولی نمی دونم چرا بازم دوسش دارم و نمی تونم جدا شم

سوال:

ده ساله ازدواج کردیم بچه دار نشدیم و خودم همه دکترامو رفتم مشکلی نداشتم همسرم راضی نمیشه دکتر بره حالا من حاضرم زندگی کنم ولی اخلاقش فوقالعاده با من بده و همش میگه ازت متنفرم کاش نبودی موقعیت جدا شدنم دارم حمایت میشم فقط نمیدونم چرا نمیتونم دل بکنم سر یه پول که بابام ازش می خواد دعوا راه انداخت بهم گفت اجازه نمیدم دیگه بیرون بری منم قهر کردم اومدم خونه مامانم الان سه هفته هست نه زنگ زده نه خبر گرفته چکار کنم باهاش دیروز زنگ زدم گوشی رو قطع کرد و بلاکم کرده فکر می کنید بازم تلاش کنم یا کلا تموم کنم زندگیمو خودخواه و می خواد من خونوادمو ترک کنم و عقیده داره زن ازدواج می کنه باید فقط با قوم شوهرش باشه منم قبول نمی کنم./وبسایت مشاوره۲۴

شما هم مشکل خود را در قالب یک پرسش مطرح کنید: ثبت پرسش / وبسایت “مشاوره ۲۴”
در صورت تمایل به مشاهده لیست مشاوران وبسایت “مشاوره ۲۴” روی لینک مقابل کلیک کنید: مشاهده لیست مشاوران وبسایت مشاوره ۲۴ /”وبسایت مشاوره۲۴
نسیم مرتضوی (بازی درمانگر کودک، درمانگر اعتیاد و مشاور پیش از ازدواج)

درود

نمیدونم واقعا چند درصد این مشکلات به خاطر بچه دار نشدن و سردی و یکنواختیه. اما مطمئنا همه ماجرا این نیست. اطلاعات دقیقی ندادی و مشخص نکردی که این اخلاق بد و خشم از ابتدای ازدواج بوده یا به تازگی به وجود اومده.

اگر از ابتدا بوده قاعدتا چیز جدیدی نیست و خودت تصمیم گرفتی با این شرایط ادامه بدی اما اگر به تازگی به هم ریخته شده میتونه به خاطر پایین اومدن خلقش یا دلایل دیگه باشه و خب قاعدتا باید به شکل بحران و بیماری به مسئله نگاه کنی و همراهیش کنی برای درمان چون ممکنه حتی این پس زدن ها ناشی از بهانه گیری و احساس عدم امنیت و خاطرجمعی و افسردگی باشه.

خواندن  زنم نه سال از من بزرگتره و بخاطر فرار از مجردی ازدواج کردم خیلی مشکل دارم باهاش

اما اگر این رفتار مزمن و تکراری باشه و در واقع ناشی از انتخاب خود همسرت و رابطه عاطفی سرد بینتون باشه مسلما اون آزاده که هرطور میخواد برای زندگی شخصیش تصمیم بگیره و کاری از دست شما برنمیاد. اما اگر رابطه بر اثر لج و لج بازی به اینجا رسیده و اختلاف نظر و سوتفاهم هایی وجود داره که منجر به این تصمیم شده با کمی زمان دادن و فرصت برای قرار گرفتن در شرایط عادی و آرام و بعد از آن کمک تخصصی و زوج درمانی به وضعیت بهتری برخواهید گشت. فرصت تصمیم گیری و آزادی رو از همسرت نگیر و اجازه بده در شرایط معقول و منطقی فکر کنه و با سبک سنگین کردن خودش به این نتیجه برسه که الان زمان مناسبی برای جدایی هست یا نه.

با آرزوی موفقیت/وبسایت مشاوره۲۴

درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با خانم مرتضوی / وبسایت مشاوره۲۴
شیما برمه ( روانشناس بالینی و مشاور خانواده)

با سلام‌ خدمت شما دوست عزیز

با توجه به شرایطی که در اون قرار دارید و طبق صحبت های شما که گفتین تمام موارد رو برای اقدام به بارداری انجام دادین اما حالا که نوبت به چکاپ همسرتون رسید ایشون حاضر به هیچ گونه اقدامی نیستن و از طرفی هم میگید بد اخلاق و بهانه گیر شدن ،

میتونم بگم به احتمال زیاد همسر شما جز اون دسته اقایونی هست که با وجود اینکه دوست دارند فرزند داشته باشند اما خوب از طرفی میدونن مشکل از سمت خودشون هست و از اونجایی که غرور بیش از حد دارند و نمیخوان بپذیرن که مشکل دارند و از طرفی هم کلا پذیرش این مسئله برای اقایون سخته در نتیجه رنج و ناراحتی حاصل از این مسئله رو به شما برمیگردونن ،که نمونش همین واکنش هایی هست که از طرف ایشون میبینید ،

خواندن  شوهرم بسیار بداخلاق و خسیس هستش و الان تصمیم به فروش خانه مان گرفته

البته اینم بگم که نیاز به بررسی بیشتری هست از جمله اینکه :
ایا همسر شما از ابتدا ازدواج اینجوری برخورد میکردن یا از زمانیکه متوجه شدن نمیتونن فرزندی داشته باشند ؟
اگر از ابتدا همین جوری بودن که خوب شما ایشون را با همین خصوصیاتشون پذیرفتین اما اگه در حال حاضر تحملتون طاق شده، میتونید برای بهبودی اوضاع ایشون کنارشون باشید و بهشون کمک کنید تا شرایط رو به کمک هم تغییر بدین،
اما اگه جوابتون این هست که همسرتون به مرور تغییر پیدا کردن ، در این صورت شما دو راه دارید یا اقدام به جدایی کنید و خودتون رو راحت كنيد ،
یا برای بهبودی اوضاع زندگیتون تلاش کنید البته در صورتيکه همسرتون رو دوست داشته باشید و از طرفی هم با وجود تمام مشکلات و شرایطی که دارین همچنان زندگیتون رو هم دوست داشته باشی،
که در اینصورت بهتره در یک فرصت مناسب با همسرت صحبت کنی و بهش بفهمونی که زندگیتو دوست داری و حاضری کنارش باشی و اینکه میتونید با کمک هم اوضاع زندگیتون رو بهتر کنید ،مثلا بهش پیشنهاد بدی که به اتفاق هم به مشاور مراجعه کنید ،

با مراجع به مشاور قطعا با خود همسرتون صحبت میشه و بررسی های لازم انجام میشه و‌ بهشون کمک میکنند تا بتونن نسبت به مشکلشون پذیرش داشته باشند در نتیجه به دنبال این مورد راحتر با قضیه مراجع به دکتر هم کنار میان ،
در نهایت بهت توصیه میکنم به تمام جوانب موندن در این زندگی و یا جدا شدن خوب فکر کنی

به طور مثال سود و زیان هر دو حالت رو در نظر بگیری ،به ۵ یا ۱۰ سال اینده فکر کنی اینکه در هر دو وضعیت در چه شرایطی قرار خواهی گرفت ،
در ادامه باید یکی از این دو‌مورد رو انتخاب کنی و در جهت اون مورد اقدام کنی ،که توضیحات لازم رو بهتون گفتم و در اخر تصمیم شما هست که با توجه به شرایطی که داری میتونه برای زندگیت چاره ساز باشه .

خواندن  عکس خانم های مانکن با ظاهر مصنوعی رو تو گوشی شوهرم دیدم حس میکنم بهم خیانت شده

به امید روزهای بهتر برای شما/وبسایت مشاوره۲۴

درصورت تمایل به رزرو مشاوره با ایشان روی لینک مقابل کلیک کنید: رزرو مشاوره تلفنی و متنی بدون انتشار در سایت با خانم برمه  / وبسایت مشاوره ۲۴
       


        اسپانسر وبسایت مشاوره۲۴: فروشگاه بانه ۹۰ (در صورت تمایل به خرید از این فروشگاه روی لینک زیر کلیک کنید)
مقاله های مرتبط :
جدیدترین محصولات فروشگاه ما

متاسفانه محصولی در این دسته بندی در فروشگاه ما موجود نمی باشد ):

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۳ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. بهزاد انصاریان
    ۷:۲۷ ۱۳۹۸/۰۷/۱۷

    سلام
    موضوع سختی اما خوب هدف اصلی ازدواج تشکیل خانواده که با فرزند کامل میشود اینکه شوهرتون اینطور باهاتون رفتارمیکنه نمیشه گفت حق داره به دلیل عدم بچه دار شدن ولی خوب اگر بچه دار میشدین ویک عامل نجاتی خوبی هست برا این مشکل تون ولی خوب این که شما برعکس شوهرتون را خیلی دوست دارید بحثش فرق داره وبیان دلایلش متفاوت چون متأ سفانه رابطه های یک طرف در کشورمان زیاد شده ودلایل زیادی داره

  2. بهزاد انصاریان
    ۷:۳۵ ۱۳۹۸/۰۷/۱۷

    خوب بهتره به این موضوع خوب فکر کنی وتصمیم خودت را با این شرایط بگیری
    واقعا درکتون میکنیم بیشتر از همه اینکه شما این همه سختی بکشی و به نتیجه تشکیل خانواده نرسین برای روابط عاطفی یا اخلاقی باید تلاش
    کنی دلشوبدست بیاری

  3. پریا
    ۷:۱۷ ۱۳۹۸/۰۷/۲۰

    سلام خسته نباشیدمن هشت ساله ازدواج کردم ۲۴ سالم شوهرم ۲۷ من خیلی دوسش دارم حتی یک درصدبه خیانت کردن بهش فک نکردم اما چندباردیدم بهم خیانت کردم یک باردست به خودکشی زدم ولی بعدازچندروزدوباره خیانت کرداصلاباهام شوخی خنده نمیکن خیلی باهام سرده وقتی نیازش میاد دوتا بچه دارم دیگ خستم ازاین بی محلیا سردیش چکارکنم