تمام مطالب دسته بندی: مشاوره خانواده
آیا با درخواست دخترعموم برای آوردن دوست پسرش به خونمون موافقت کنم؟

آیا با درخواست دخترعموم برای آوردن دوست پسرش به خونمون موافقت کنم؟

سوال: من دخترم ۱۴سالمه .پدرومادرم ازهم جدا شده اند و من با پدرم زندگی میکنم و پدرم از صبح تا بعداز ظهر سرکار است و من در این مدت تنهایم. یک دخترعمو دارم که چند روز پیش اومده بود خونمون بعد چون ما اپارتمانمان خانواده گی هست او طبقه بالای ما زندگی میکند.دخترعموم امده بوده خونمون می گفت از طریق فضای مجازی با یک پسری در ارتباط هست و به او علاقه ای ندارد ولی پسر به اون بسیار علاقه دارد میگفت پسر خیلی اصرار کرده ببینمت و گفته اگه بزاری ببینمت من خودم رابطه رو تموم میکنم و دختر عموم به من گفت که بزارم پسره بیاد و دختر عموم به او بگه که بهش هیچ علاقه ای دارد.من […]

بزور خانوادم چادر سر می کنم درحالیکه هیچ اعتقادی ندارم

بزور خانوادم چادر سر می کنم درحالیکه هیچ اعتقادی ندارم

سوال: من دختری ۱۸ ساله هستم  و در خانواده بسیار مذهبی زندگی میکنم . به زور خانواده چادر سر میکنم ولی خودم هیچ اعتقادی ندارم و همیشه تو اطاق خودم هستم و اونجا رو امن ترین جای زندگیم میدونم یعنی اگه یکی بیاد تو اطاقم عذاب میکشم تا میره بیرون . قبلا با پدرم رابطه خوبی داشتم تا برادر کوچکم به دنیا اومد. حالا نه با پدرم و نه با مادرم رابطه خوبی ندارم و همینکه باهشون صحبت کنم به بحث کشیده میشه و من میرم اطاقم. من دو تا مشکل بزرگ دارم که همیشه اینطور فکر میکنم باید هر چه زودتر خودمو بکشم چون هیچ راهی برای حل مشکلام موجود نیست . یکی اینکه قبلا که بچه بودم دختر […]

تو سن کم به اجبار خانواده با آقایی که دوسش نداشتم ازدواج کردم

تو سن کم به اجبار خانواده با آقایی که دوسش نداشتم ازدواج کردم

سوال: سلام خسته نباشید من یه مشکل خیلی بزرگ دارم.توروخدا کمکم کنید. من سیزده سالم بود ک بدون خواسته ی خودم ازدواج کردم.خیلی سخت بود برام.نتونستم ادامه تحصیل بدم و همسرمو دوست نداشتم.خیلی زور زدم ک بهش علاقه مند بشم ولی نشد.همسرم متولده ۶۴بود و من ۷۷.خیلی ب پدر و مادرم میگفتم ک من این اقارو دوست ندارم و نمیخوامش.ولی اونا میگفتن درست میشه.ما ابرو داریم.نمیشه طلاق بگیری.سه سال نامزد بودیم.بعد ازدواج کردیم.دوسال گذشت از ازدواجمون.تو این دوسال من خیلی دست به خودکشی زدم.انواع سم می خریدم.قرصای مختلف میخوردم.ولی فقد مسموم میشدم.تو خونه فقد گریه میکردم.خیلی روحمو اذیت کردم.اخرش توی خرداد ماه یه قرصی خوردم ک باعث تشنج شد رسوندنم بیمارستان.تا دمه مرگ رفتم.دیگه برنگشتم تو اون خونه و پدر […]

دختر نوجوانی هستم که زیاد عصبانی میشم و سر پدرومادرم داد میزنم

دختر نوجوانی هستم که زیاد عصبانی میشم و سر پدرومادرم داد میزنم

سوال: با عرض سلام و خسته نباشید. من دختر ۱۷ ساله ای هستم با خونوادم زندگی میکنم و مشکلم اینه که زیاد عصبانی میشم سر پدر و مادرم وقتی اونا ایرادمو میگن نمی تونم ایرادمو قبول کنم و خیلی زود ناراحت میشم قبلا اصلا اینجوری نبودم به آروم بودن معروف بودم خیلی صبور بودم پدر و مادرمم ازم راضی بودن اما الان اینجوری نیستم نمیدونم چرا . اونا توقع دارن من کارای خونه رو انجام بدم در کنار درس خوندن حالا زمان مدرسه ها خیلی گیر نمیدن میگن کاری بهش نداشته باشین داره درس میخونه اما تابستون خیلی گیر میدن منم سعی میکنم تو کارای خونه کمک کنم ولی همش ازم گلایه میکنن منم عصبانی میشم و موقع حرف زدن […]

خانواده شوهرم خیلی اذیتم می کنن

خانواده شوهرم خیلی اذیتم می کنن

سوال: سلام من۱۵سالم بود با پسرعموم نامزد کردم سه سال نامزدی, یه سال عقد و تقریبا سه سالی هست ک عروسی کردم شوهرمو دوست داشتم الانم دوسش دارم خونوادش بهم ازیت میکنن هیچ اختیاری تو خونه خودم ندارم شوهرمم از خودم بدتر نمیدونم باید چیکار کنم طلاق بگیرم یا نگیرم اون حاظر نیست از خونوادش جدا بشه چون پسره اخری هست باید وایسه مامان باباشه نگه داره اینجوری من جوونیم ب سختی میگذرونم بعدها ک پیر شدن چ جوری میخوام زندگی کنم لطفا کمکم کنید من چیکار کنم شماره مشاوره برام بفرستین تورو خدا دیگه تحمل ندارم./وبسایت مشاوره۲۴ شما هم مشکل خود را در قالب یک پرسش مطرح کنید: ثبت پرسش / وبسایت “مشاوره ۲۴”در صورت تمایل به مشاهده لیست مشاوران […]

تصور اینکه خانمم با خواستگار قبلیش هنوز رابطه داره آزارم میده

تصور اینکه خانمم با خواستگار قبلیش هنوز رابطه داره آزارم میده

سوال: سلام با دختری عقد هستم که هر اتفاقی در دوره مجردیش افتاده بهم گفته همیشه هم گوشیش اکثرا دستمه فقط اون شب میخواستم سحری بخورم دیدم گوشیش زنگ خورد من برداشتم چیزی نگفتم دیدم ی آقایی با نام خانوادگی صداش زد تا متوجه شد که مرد پشت گوشی هست قطع کرد پرسیدم گفت به خدا نمیدونم برگشت بهش زنگ زد اون پسره هم از ترس گفت اشتباه گرفتم سخت ناراحت شدم خودش هم از گریه کردن خلاصه پس فرداش بهم زنگ زد که اون شبی که بهم زنگ زده بود خواستگاری که بهت گفته بودم بوده و من از اون موقع به بعد همش فکر میکنم با هم رابطه داشتن که اون شمارمو داشته و همسرم هم میگه خط […]

تاحالا هرچی کار کردم به شوهرم دادم تا مهرش بهم و زندگیش بیشتر بشه

تاحالا هرچی کار کردم به شوهرم دادم تا مهرش بهم و زندگیش بیشتر بشه

سوال: سلام ۳۸ سالمه دو* دارم ۱۰ و۶ ساله ، * ،درآمدم بد نیست ،شوهرم ۴۴ساله ‌کارمند ،* ساله ازدواج کردیم ،شوهرم بسیار بچه ننه است بدون مادرش آب نمیخورد هرروز از سر کار میاد بعد ناهار و استراحت خانه مادرش هست تا ده شب ،حتی یک مسافرت بدون آنها ما را نبرده ،بدهن، فحاش ،بسیار بددل ،دست بزن ،خسیس است ،باخانواده من رابطه ای ‌درست ندارد ‌مدام به آنها که بسیار مظلوم هستند فحش می‌دهد،مشکل من با توجه به تمام مشکلات اخلاقی که ایشان دارد این است که از زمان مجردی تا به حال هر چه کار کردم به او دادم تا باعث افزایش مهر او نسبت به زندگی و خودم شوم و تمام اقساط خانه را داده‌ام ،حالا […]

شوهرم بسیار خشک  و بی احساسه و در حد حال به هم زنی صداقت دارد

شوهرم بسیار خشک و بی احساسه و در حد حال به هم زنی صداقت دارد

سوال: من ۳۵ ساله و همسرم ۴۰ ساله است همسرم دکتر و من فوق لیسانس دارم هردو از نظر اجتماعی و کاری موفق هستیم. ولی همسرم در خانواده ای بسیار سنتی و کوته فکر بزرگ شده که حتی اعتقادی به مشاوره نداره . و میگه یک نسخه و یک علم (روانشناسی) برای همه کاربرد نداره. از اول ازدواج چون من ۲۳ سال داشتم و کم سن بودم بخاطر بی تجربگی و بدخواهی و بدگویی بعضی ها در تحقیقات پیش از ازدواج او خانوده اش حساس بودند . و همیشه فکر می کنند من به خانواده ام بیشتر اهمیت می دهم و آنها را بیشتر دوست دارم. البته این شاید حق هر کس باشد از نظر خانواده سنتی شوهر من هنوز […]

شوهرم میخواد به زورم شده چادر سر کنم در حالی که منو با حجاب معمولی پسندیده

شوهرم میخواد به زورم شده چادر سر کنم در حالی که منو با حجاب معمولی پسندیده

سوال: نامزدم به زور از من میخواد که چادر سر کنم علی رغم اینکه میدونم صد در صد خواسته قلبیش نیست و بیشتر به خاطر خانوادشه،اون منو با حجاب معمولی دیده و پسندیده بعد از مدتی من با حجاب تر شدم به دلیل خواسته اون و دلایل منطقی خودم ولی اون الان با زور چادر میخواد و زندگی برای من زهر کرده و میگه برای من این مسئله خیلی مهمه منم گفتم اگه انقدر مهمه از اول زن چادری انتخاب میکردی،یکبار انقدر عصبی شد که دچار حمله عصبی شد و صورتش لمس شد برای چند ساعت/وبسایت مشاوره۲۴ شما هم مشکل خود را در قالب یک پرسش مطرح کنید: ثبت پرسش / وبسایت “مشاوره ۲۴”در صورت تمایل به مشاهده لیست مشاوران وبسایت […]

خانمم بهم انگ زده که معتادی و با زنای دیگه رابطه داری

خانمم بهم انگ زده که معتادی و با زنای دیگه رابطه داری

سوال: سلام من یه مرد*ساله هستم که حدود * ساله ازدواج کردیم و خانمم * سال از من کوچکتره. زندگیمون از همون اول میدان جنگ بود و من بخاطر اینکه خانواده خودم نفهمن که مشکلی داریم با تحمل سختی زیادی زندگی رو پیش بردم و یه * سال گذشت و خانمم پس از اون درخواست طلاق ازم میکرد و من با اینکه دلم بود اما جواب منفی میدادم بعد از یکسال جدی تر شد و من قبول کردم اما اون جلو نیومد و * سال بهمین منوال سپری شد و دوباره شروع شد و ایشون مدام از من درخواست طلاق میکرد با اتهامهای مختلف مثلا معتادی و با زن دیگه ای ارتباط داری و خانوادت دارن بین ما رو بهم […]

شوهرم اصلا به مسائل جنسی من اهمیت نمی دهد

شوهرم اصلا به مسائل جنسی من اهمیت نمی دهد

سوال: من پنج ساله ازدواج کردم و یک بچه دارم شوهرم مرد سرسختی هستش و تا بحال بارها دعوا و مراجعه نافرجام به دادگاه داشتیم و با خانواده هر دو طرف قطع رابطه داریم. متاسفانه شوهرم اصلا به مسایل جنسی من اهمیت نمی دهد و از اول همین جوری بود و جای خوابش جدا بود و همش میگفت در هفته چند شب خونه بابات بخواب،از شش صبح تا شش عصر سرکاره و آخر هفته ها میره مهمونی خونه باباش و من رو خونه بابام میذاره و میره. کاری به خوراک و پوشاک ما نداره و براش سطحی و گذراست. همش خاطرات خوش دوران مجردیش رو تعریف میکنه،اهل کتک کاری و فحاشی هست. من خودم کارمندم و درآمد خوبی دارم و […]

طلاق عاطفی والدین خواستگارم باعث مخالفت خونوادم شد

طلاق عاطفی والدین خواستگارم باعث مخالفت خونوادم شد

سوال: سلام من دختری ۲۲ ساله هستم در ۱۷ سالگیم با پسرداییم که چهار سال از خودم بزرگتره وارد یک رابطه عاطفی شدم الان بعد پنج سال که تقریبا باهمیم واقعا عاشق همیم و به شدت بهم وابسته ایم، یک سال پیش اومدن خواستگاریم ولی با مخالفت شدید همه اعضای خانوادم مواجه شدیم برادر و خواهرام و پدرم به شدت مخالف بودن و مادرم انتخاب رو به خودم واگذار کردن، اونموقع من مقابلشون ایستادمو گفتم من فقط اونو میخوام که باعث ناراحتیشون شد جوری که حس کردم دارم میوفتم تو چاه تو تصمیمم تجدید نظر کردم گفتم دو سال صبر میکنم اگر بعد دوسال هم مشکلی نداشتیم ازدواج میکنم لازم به ذکره که خانوادم از ارتباطمون هیچی نمیدونستن. اما دلایل […]

1 2 3 47