حرفها و رفتارهای مردم خیلی برام اهمیت داره و به طوری که از زندگی لذت نمیبرم

حرفها و رفتارهای مردم خیلی برام اهمیت داره و به طوری که از زندگی لذت نمیبرم

سوال:

 

با عرض سلام و خسته نباشید من خانمی ۳۳ساله و شوهرم ۴۲سالشونه دوتا فرزند دارم و در زندگی زناشویی خیلی خوشبختم. مشکلم اینه که زیاد حرفهای اطرافیان و رفتارشون برام مهمه طوری که حتی وقتی فیلم یا سریال میبینم فکرم مشغول اون حرفهاست من چهار ماه پیش مادرم رو از دست دادم به خاطر بیماری سرطان الان تمام فکرم اینه که چرا داداشام با مادرم رفتار خوبی نداشتن قبل از این که مریض بشه این یکی از موردهایی هست که ذهنم مشغول کرده طوری که هیچ لذتی از زندگیم نمیبرم خیلی داغونم تو رو خدا راهنماییم کنید ممنون

 

جواب مشاور:

 

سلام. عزیز من برای اینکه این وسواس فکری شما کمتر بشه یک علت اصلی هست که یکی از علتهای اصلی این هستش که شما دچار استرس شدیدی هستید , این اضطراب و این استرس شدیدی که الان دارید شاید بخاطر نپذیرفتن مرگ مادر باشه قطعا مادر برای هرکسی عزیز هست وجودش حرمت داره و قطعا این رو یقین بدونید از دست دادن همچین موجود گرانبهایی که نعمت هست برای هرکسی سخته و پذیرش اون سخت تر ، منتها چیزی که شما رو داره اذیت میکنه این هستش که من بشینم فکر کنم که چرا داداشام مرتب باهاش رفتار بدی داشتند و این اتفاقها افتاده یا اینکه مثلا من حرفهای اطرافیانم رو بشنوم و درموردش فکر کنم یا اینکه یک فیلمی رو ببینم خیلی فکرم رو مشغول کنه یا اینکه یک مسئله ای رو ببینم یا بشنوم و بفهمم خیلی من رو اذیت کنه و این حال من رو بهم بریزه , خانوم من چندتا کار باید انجام بدید سعی کن اوقات فراغت خودت رو کاملا پر کنی یعنی وقت خالی بیخودی نداشته باشی وقتی شما وقتهاتون رو بصورت کامل و مرتب پر میکنید اجازه نمیدید به افکار منفی که وارد ذهن شما بشن و ذهن شما رو دراختیار خودشون قرار بدن , ورزش کنید ورزش کمک میکنه به شما تمام انرژی های تخریبی که در ذهن شما فعال هست بشکل حرکات بدنی و هیجانات بیرون ریخته بشه این ورزش میتونه هر ورزشی باشه , میتونه بدن سازی باشه , کلاسهای مرتب ورزشی باشه یا اگر هیچکدوم از اینها رو علاقه ندارید انجام بدید میتونه پیاده روی ساده ای باشه , حداقل روزی نیم ساعت شما باید پیاده روی کنید پیاده روی صرفا پیاده روی بعنوان ورزش هست یعنی کفش و لباس راحتی میپوشید و پیاده روی میکنید نه اینکه من میرم خرید میکنم و این اسمش پیاده روی است نه , صرفا پیاده روی خواهید کرد هرچند وقت یکبار لطف کنید از ورزش شنا استفاده کنید , شنا و آب درمانی به شما کمک میکنه اعصاب شما ریلکس بشه و این ریلکسیشن رو شما لازم دارید چرا؟ چون افکار منفی خودتون رو میتونید دراختیار خودتون قرار بدید , فیلم ها , برنامه ها چیزهایی که ذهن شما رو خیلی مشغول میکنه مثل درام , مثل عشقی , مثل غمگین نگاه نکنید سعی کنید فیلمهای کمدی بیشتر نگاه کنید , فیلمهای طنز بیشتر نگاه کنید , مجلات یا روزنامه هایی که چه کنم چه کنم داره نخونید , مجلات یا روزنامه هایی که داستانهایی رو نوشته که مثلا مشاوره خواستند شما میرید اینها رو میخونید یا صفحه ی حوادث یا صفحه ی ترحیم اینها رو مطالعه نفرمایید یا صفحه ای که راجع به جنگ نوشته شده اینها رو مطالعه نفرمایید , یک کار هنری رو شروع کنید کار هنری ای که شروع خواهید کرد هرکاری امکانش هست باشه میتونه نقاشی باشه , موسیقی باشه , گل سازی باشه , گل دوزی باشه , بافتنی باشه هرچیزی که باشه و هرچیزی که امکانش هست و شما تواناییش رو دارید و یا علاقه دارید شروع کنید , شما باید یادبگیرید یک کار هنری رو از خودتون صادر کنید , بسازید چون وقتی شما یک اثر هنری رو خلق میکنید آرامش پیدا میکنید گوشه ای از ذهن شما ذهن فعال شما در او هست و وقتی نگاهش میکنید به شما برگشت داده میشود پس یک کار هنری رو شروع کنید و در خونه هم بشینید این کار رو برای خودتون انجام بدید پس حتما این کار رو انجام بدید از افرادی که انرژی های منفی به شما میدن , افرادی که زنگ میزنند و صحبت میکنند و غیبت میکنند کنار بکشید , نمیخوام بگم به اونها بی احترامی بکنید رابطه رو کمرنگ بکنید در حد معقول یک رابطه ی ساده ی همراه با احترام نگه دارید , یک قسمت از خونه رو عکس مادرت بذار و جایگاه قشنگی براش درست کن و در این جایگاه قشنگ هرچند وقت یکبار بشین و باهاش حرف بزن حرف زدن به شما خیلی کمک میکنه و بخشنده بودن رو یاد بگیر , بخشنده بودن این هستش که وقتی ما کسی رو میبخشیم و میگذریم یعنی خودمون رو از انتقام و کینه آزاد کردن , شما وقتی کسی رو نمی بخشید همش بفکر این هستید که چگونه طرف رو اذیت کنید اگر هم اذیت نمیتونید بکنید همیشه میگید سپردمت به خدا یعنی باز هم او رو ولش نکردید سپردید به یکی دیگه این یعنی کینه و تنفر , یاد بگیرید بخشنده باشید. اتفاقاتی که در دور و بر شما پیش میاد مثل همین صحبتی که درمورد برادراتون کردید از دید مادرتون باید به بعضی از قضایا نگاه کنید , مادر شما عزیزی بودند که از دست رفتند از دید ایشون دنیا چطوریه؟ الان چطوریه؟ روح ایشون در جهانی دارند زندگی میکنند که بسیار گسترده تر از این دنیای تنگ ماست , بسیار بزرگتر از این دنیای پر فشار ماست , بسیار رها تر و با آرامش بیشتری هست توکل به خدا بکنید و از مادرتون بخواهید این آرامش رو به شما بده و همه ی اینها کمک میکنه که شما اینها رو کنترل کنید و بهانه هم نیارید اگر میخواید این افکار کنترل بشه الان درمورد مادرتون یا افکار دیگه ای هستش بعدها تعمیم پیدا میکنه پس اگر میخواید این افکار کنترل شده باشه روشهایی که من به شما گفتم انجام بدید حتما نتیجه ی مثبت و مؤثری هم خواهید گرفت , فوت مادرتون رو هم تسلیت میگم و امیدوار هستم منطقی و با درایت این دوره رو خوب سپری کنید. موفق باشید…مشاوره ۲۴

خواندن  شوهرم با خانمی متاهل رابطه داشته و اون خانم بعد طلاق از شوهرش ، شوهرمو تهدید میکنه
    ثبت درخواست مشاوره تلفنی و آنلاین

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۴۱۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.