معایب ازدواج در سن پایین و خشن بودن مرد زندگیم باعث خیانت های متعدد من شد

معایب ازدواج در سن پایین و خشن بودن مرد زندگیم باعث خیانت های متعدد من شد

سوال :

من خانمی ** ساله هستم دو پسر ** و ** ساله دارم تو سن ۱۶ سالگی شوهر کردم و از یکی از روستاهای مرزی به تهران اومدم وقتی شوهر کردم واقعا بچه بودم یعنی درسته ۱۶ سالم بود اما واقعا انگار هیچی بلد نبودم یادمه اولین بار با شوهرم رابطه جنسی داشتم ******* داشتم از ترس میمردم چون اصلا نمیدونستم آدم اینجوریه واقعا در این حد هم اطلاعات نداشتم پدر و مادرم هم ادمای روستایی و خیلی ساده بودن خیلی وقتها شوهرم مثل بچه ها من رو تو حموم میشست یا بهم پول تو جیبی میداد و اصلا انگار هیچی حالیم نبود به مرور به خاطر برخورد های خشن شوهرم از زندگی خیلی سرد شدم اوایل فقط سرم داد میکشید ولی کم کم دیگه کتکمم میزد و همیشه اینجوری فکر میکردم که واقعا مثل بچه ها نگام میکنه و هیچ اهمیتی بهم نمیده تا اینکه به مرور خودمم یه کم شلوغ شدم و اینجور فکر میکردم که من هم باید زندگی کنم دوست پسر میگرفتم وقتی شوهرم میرفت سر کار سیم کارتی که خریده بودم رو تو گوشی پسرم قرار میدادم و تا شب که شوهرم برمیگشت با این پسر و اون پسر حرف میزدم دقیقا شوهرم بعد اینکه خیانت میکردم کتک زدن هاش شروع شده بود چون یه جورایی حس میکرد که سر و گوشم میجنبه اما خب فکر نمیکرد مثلا سیم کارت و اینا دارمو اینا چون در اونصورت فکر میکنم منو میکشت واقعا اما خب واقعا من خودم خیلی خیانت کردم و اون هم مطمئنم خیلی از این خیانت ها کرده اکثر کارمنداش خانم هستن و شب و روز با اوناستو خیلی از شب ها هم بر نمیگشت پیش من و بچه هام اما خب واسه بچه ها واقعا پدر خوبیه و همه چی فراهم میکنه حالا مشکلم اینه خیلی افسردم سیم کارت هایی که داشتم رو دور انداختم و همه ش به این فکر میکنم که از یه دختر ساده روستایی تبدیل به چی شدم از یه دختر معصوم تبدیل به چه ادم کثیفی شدم که بارها با افراد مختلف رابطه جنسی داشته و چه زندگی بدی داشتم سیم کارتهام رو وقتی دور انداختم که دیگه حس میکردم پسر هفت ساله م بعضی وقتها مشکوک نگام میکنه و انگار چیزایی میدونه بیشتر دیگه از اون خجالت کشیدم این رو هم بگم همیشه جهنم زندگی من این بود که شوهرم شب ها برمیگشت خونه و دقیقا تا اون لحظه ای که صبح از خونه میرفت زندگی من جهنم بود اما خب نمیدونم تقصیر خودمم بود همه چی تقصیر اون نبود حالا تصمیم گرفتم به خودم تلقین کنم و شوهرم رو دوست داشته باشم و همه کار واسه بچه هام کنم به نظرتون میتونم ؟ شوهرم خوبی هم داشته ****** واقعا مغزم جواب نمیده انگار اصلا هیچی نمیفهمم شما بگید من میتونم زندگیم رو درست کنم و خودمو تغییر بدم و شاد زندگی کنم ؟

خواندن  من و همسرم ازدواج‌ دوم هم هستیم مادر شوهرم خیلی دخالت میکنه

 

در سن کم ازدواج کردم رفتار شوهرم باعث شد بارها دست به خیانت بزنم

 

شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران)

سلام
مطمئنا همیشه از هر لحظه‌ای که آدم اراده کنه، تغییر ممکنه. شما آسیب‌های زیادی خوردید بخاطر اینکه تو سن خیلی کم مسئولیت زیادی رو دوشتون افتاد. شما تو کودکی مهاجرت کردید و از خانوادتون دور شدید و زندگیتون تحت کنترل مردی افتاد که از همه لحاظ بهش وابسته بودید و بقاتون به ایشون بستگی داشت. این حالت هرگز برای یه رابطه‌ی عاطفی سالم نیست و شوهر هیچ‌وقت نقش پدر رو نباید بگیره، بلکه نقش همراهی رو داره که شما در سطح برابر باهاش رابطه‌ی عاطفی می‌گیرید، درست مثل یه دوست. شما هم با ارتباط‌هایی که خارج از ازدواجتون با مردای دیگه می‌گرفتید در واقع سعی داشتید یجوری از این چارچوب کنترل خودتونو خارج کنید. در هر حال گذشته‌ها گذشته و شما نباید خودتونو سرزنش کنید. بلکه از همین نقطه‌ای که الان هستید شروع کنید و کم کم رابطتونو در سطح برابری بیارید. اولین قدم اینه که شما سر کار برید و وابستگی مالیتونو به همسرتون کم کنید. در واقع سعی کنید خودتونو از نظر مالی قوی کنید. بعد از اون می‌تونید روی مسائل ارتباطیتون توجه کنید. با توجه به متنتون شما و همسرتون سال‌هاست از هم فاصله گرفتید و صرفا نقش زن و شوهر رو به شکل نمایشی بازی می‌کنید ولی در واقعیت با هم صحبت نمی‌کنید و به هم نزدیک نیستید. توصیه می‌کنم بعد از اینکه یخورده از نظر مالی قوی شدید، فکر کنید و ببینید که چی می‌خواید از زندگیتون. اصلا می‌خواید که با همسرتون ادامه بدید و رابطتونو ترمیم کنید؟ یا نه، دیگه حسی نمونده و همه چی خراب شده؟ به بچه‌هاتون فکر کنید و حال روحیشونو ببینید و مشورت بگیرید که چی برای اونا بهتره. شما اول باید کم کم مسئولیت خودتون رو تو زندگی به عهده بگیرید و بعد بچه‌هاتونو. مسئولیت سلامت روانی اونا به عهده‌ی شماست و بدونید تا الانم با این وضعیت پرتنشی که توصیف کردید، بچه‌هاتون آسیب زیادی خوردند. در نهایت اینو بدونید که شما تنها نیستید و همیشه می‌تونید با مشاورا حرف بزنید. در ضمن زنای زیادی مثل شما هستن که از این مسیر عبور کردن و می‌تونن شمارو همراهی کنن و دوستتون باشن. تنها کسی که شما نیاز دارید بهش تکیه کنید خودتونید. موفق باشید … مشاوره ۲۴

خواندن  مدتیه حساس شدم نسبت به نگاه کردن شوهرم به فیلم های ماهواره و خانومهایی که بی حجاب هستن

 

ارغوان انصاريان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران)

سلام،
متاسفانه آمار خشونت خانگي عليه زنان بالاست و عدم پي گيري قانوني آنها به دلايل مختلفي وجود دارد كه باعث ميشود آنها بيشتر آسيب ديده و روز به روز نسبت به حل مشكل و پيگيري خشونت بي تفاوت و بي حس شوند و در مقابل دست به كارهايي براي تسكين خود زنند كه بيشتر باعث اسيب آنها و رنج رواني شان خواهد شد و مشكل اصلي را هم حل نخواهد كرد. اينطور كه من از روايت شما متوجه شدم هر دوي شما داراي روابط فرازناشويي هستيد و يا بوده ايد، اينكه علت اين رفتار چيست و ريشه ي آن كجاست را بايد بيشتر بررسي كرد اما در اين بين رفتار هر دوي شما باعث آسيب هاي جدي اي در فرزندانتان ميشود، مشاهده ي ابراز خشونت هاي همسرتان و مورد ضرب و شتم قرار گرفتن شما توسط او مطمئنا فضاي نا امني را براي فرزندانتان رقم ميزند و اين فضا نتيجه اي جز عدم رشد عاطفي و رواني آنها ندارد، اين خوب است كه شما تصميم گرفته ايد در رويه ي خود تغيير ايجاد كنيد و با توجه به شرايطتان احساس افسردگي و خودسرزنشگري و نفرت از خود قابل درك است؛ از آنجا كه مشكلات شما و همسرتان متعدد است و مدت بسيار طولانيست كه اين رفتارهاي مخرب به طور ممتد تكرار شده بهتر است به يك خانواده درمانگر و يا زوج درمانگر مراجعه ي حضوري داشته باشيد و كمك جدي تر و پي گيرانه تري را طلب كنيد، اسيب وارد شده به شما و كودكانتان هر چه سريعتر و تخصصي تر پي گيري شود از آسيب هاي ثانوي و تخريب هاي بعدي جلوگيري خواهد كرد. احساس گناه و سرزنش خود در مواردي كه نياز به متوقف كردن يك عمل مخرب است كاملا هم طبيعي تلقي ميشود و حتي جنبه ي سالمي هم دارد، شما مي توانيد حس بدي داشته باشيد و كارهاي ارزشمندي هم در جهت بهبود خود و فرزندانتان با كمك همسرتان انجام دهيد. موفق باشید … مشاوره ۲۴

خواندن  پدرم پنهانی با زنانی روابط مخفی داره و از اعتماد مادرم سوء استفاده میکنه

 

*** خواننده های عزیز می توانید در پایین صفحه قسمت دیدگاه به مشاورین ما امتیاز بدهید ۵ بهترین امتیاز و ۱ بدترین امتیاز به طور مثال (جواب مشاور اول ۵ و جواب مشاور دوم ۵ یعنی هر دو مشاور از دید شما بهترین امتیاز رو گرفته اند)

    ثبت درخواست مشاوره تلفنی و آنلاین

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳۷۲

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.