تمام مطالب برچسب : تاثیر ازدواج مجدد بر فرزندان

مخفیانه ازدواج مجدد داشتم شوهرم به خاطر ورشکستگی من رو رها کرد

مخفیانه ازدواج مجدد داشتم شوهرم به خاطر ورشکستگی من رو رها کرد

سؤال : سلام حدود سی سالمه ۱۰ ساله جدا شدم دختری دارم که مدتی هست پیش پدرش برگشته ۸ساله با آقایی مجرد که ۲ سال از من کوچکترن ازدواج موقت داشتم وبعد هر دو ازدواج دايم انجام دادیم بدون شاهد وبدون محضر وفقط خدا میدونه که ما زن وشوهر دایم هستیم ولا غیر قرار شد بیان خاستگاری با شرط اینکه اصلا بچه دار نشیم وازدواج رسمی نشه وشرط بعدی هم این بود که خانوادش نفهمن .اومدن خاستگاری اما ایشون ورشکست شد ودیگه جواب گوشی منو نداد من موندم وخانوادمو این صدمه وازدواج دایم لطفا بگین چیکار کنم خستم میخوام به زندگیم خاتمه بدم   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام من حس اعتماد از این رابطه‌ای که […]

پسرم بچه طلاق هست با همه دعوا داره و لجبازه با من و شوهرم که ناپدری او هست بداخلاقی میکنه

پسرم بچه طلاق هست با همه دعوا داره و لجبازه با من و شوهرم که ناپدری او هست بداخلاقی میکنه

سوال:   با سلام. من مادری هستم که قبلا طلاق گرفتم و يه پسر ۱۲ ساله دارم كه بچه طلاق هست و چندماهه با خودم زندگي میكنه. این بچه میدونه که من ۷ ساله ازدواج کردم و با شوهرم زندگی میکنم قبلا خيلي رابطه خوبي با اين اقا داشت جديدا خیلی رفتارش عوض شده و همش سردعوا داره اصلا نميدونم چه برخوردي بايد كنم خيلي لجباز شده پسرم وسعي داره با كاراش اذيتم كنه مدام در مورد دعوا صحبت ميكنه ودلش ميخواد با همه دعوا بگيره با اینکه این آقا خیلی بهش اهمیت میده و براش همه چی تامین میکنه و کاملا ازلحاظ مالی کنارشه خیلی سعی میکنه بهش نزدیک بشه اما پسرم چشمش چیزی رو نمیبینه و باخلاقی میکنه. […]

شوهرم زود فوت شد , تو جوانی بیوه شدم برای خوشبخت شدن دخترم نمیدونم چیکار کنم

شوهرم زود فوت شد , تو جوانی بیوه شدم برای خوشبخت شدن دخترم نمیدونم چیکار کنم

سوال:   سلام خسته نباشید. ۲۴ سالمه دانشجوی کارشناسی هستم.هفده سالگی ازدواج کردم ۲۲ ساله بودم خدا یه دختر ناز بهمون هدیه داد که شادی و امید خونمون شد.دخترم ۷ ماهه بود که شوهرم از دنیا رفت..توو جوانی بیوه شدم خیلی دردناکه خیلی سخته دور بودن از همسر و همدل و مرد خونه. احساس پوچی میکنم با نبودنش تو دنیا هیچ چیزی به چشمم نمیاد. هیچ چیز برام لذت بخش نیست هرشب به زندگی ناتمامم فکر میکنم و اشک میریزم.به حسرت بابایی گفتن بچم فکر میکنم و ته دلم خالی میشه… میترسم از مردی که دیر یا زود به خاطر دخترم باید برای زندگیمون انتخاب کنم…از این همه دل واپسی واهمه دارم.از ناپدری دید منفی دارم…برای خوشبختی دخترم باید چیکار […]