تمام مطالب برچسب : از دست خانواده شوهرم ناراحتم

خانواده همسرم خیلی سرد و بی عاطفه هستن کارمون به کتک کاری هم رسیده

خانواده همسرم خیلی سرد و بی عاطفه هستن کارمون به کتک کاری هم رسیده

سؤال : باسلام من خانمی – ساله هستم که ۴ساله ازدواج کردم خانواده همسرم خیلی خیلی سردوبی عاطفه هستن تاحالانشده به من زنگ بزنندیابخوان دعوتم کنندحتی به پسرخودشونم زنگ نمیزنندطول دوره عقدم من میرفتم انجااصلاپذیرایی ازمن نمیکردن میزاشتن میرفتن توهیچ زمینه ای همراهیمون نکردن همیشه مارفتیم یازنگ زدیم ازطرف اوناهیچ چیزی وجودنداشته همسرمم برعکس اوناخیلی بهشون وابسته اس حتی خانواده اش اگربه من بی محلی میکنندیابهم فحاشی میکنندحتی شده جلوخودش کتکمم زدنداصلااهمیتی نداده بازم ترجیح داده بااون هارابطه خوبی داشته باشه جلواونامنوخراب میکنه ازشون دفاع میکنه خیلی باهمسرمم صحبت کردم قبول نکرده اخرشم کارش به کتک کاری من رسیده دیگه نمیدونم چیکارکنم بارهاتصمیم به طلاق گرفتم ولی نمیخوادطلاق بده من به شدت افسردگی گرفتم دخترپرجنب وجوشی بودم شاغل بودم باعموم […]

در رفتار درست با بستگان همسر مشکل دارم باعث میشه بین منو شوهرم بحث پیش بیاد

در رفتار درست با بستگان همسر مشکل دارم باعث میشه بین منو شوهرم بحث پیش بیاد

سؤال : سلام .همسر من مرد بسیار خوبیه ومن باهاش مشکلی ندارم ولی بستگان ایشون خیلی مارو اذیت میکنن مدام پشت سرمون حرف میزنن درصورتی ک ما با خانودی خود همسرم رفتاروامد زیادی داریم وباهاشون خوبیم ولی خاله ها ودایی های همسرم خیلی بدرفتاری میکنن یا دختر خاله هاش خیلی بی محلی میکنن واین باعث میشه بین منو شوهرم بحث پیش بیاد خواهش می کنم طرز بزخورد درست با بقیه رو بهم بگید ممنون   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام اگه بین شما و همسرتون بحث پیش میاد، یعنی هنوز نقاطی ضعیفی وجود داره که رفتار این افراد می‌تونه رابطه‌ی شما رو به چالش بکشه. اگه واقعا می‌بینید که ارتباط با این بستگان مشکل‌زاست و هر […]

بخاطر استرسهای دوران عقد بچه م سقط شد شاید دیگه نتونم بچه دار بشم ، افسردگی گرفتم

بخاطر استرسهای دوران عقد بچه م سقط شد شاید دیگه نتونم بچه دار بشم ، افسردگی گرفتم

سوال:   سلام. من خانمی ۳۰ساله هستم ۳سال به خاطر وضعیت مالی شوهرم واینکه خانواده اش با اینکه میتونستن بهش کمک کنن ولی نکردن عقد کرده موندیم و در اخرهم با کمک خانواده ی من تونستیم عروسی کنیم همون موقع به محضه اینکه خواستم بچه دارشم رفتم دکتر دیدم توده های بزرگی داخله شکمم دراومده دکتر گفت باید عمل کنی منم عمل کردم ولی دیگه نتونستم طبیعی بچه داربشم و چهاربار میکرو کردم اما بچه سقط میشد دیگه نه خودم توانشو دارم که بخوام برم دنبالش نه پولش و داریم الان من موندم وحسرت گذشته که کاش زودتر میرفتیم سر خونه زندگیمون چون از بس که از دست خانواده ی شوهرم حرص خوردم دکترمم گفت از استرس اینجوری شدی ،همسرم خیلی […]