آخرین مطالب

به اعتیاد برادرم شک کرده ام چگونه به او بگویم که کارساز باشد

به اعتیاد برادرم شک کرده ام چگونه به او بگویم که کارساز باشد

سوال:   ما یک خانواده ی چهار نفره هستیم. خودم هشت سال هست ازدواج کردم…برادری دارم که ازم یک سال کوچکتره یعنی ۲۷ سالشه. بیکاره و یه ماشین داره که گهگاهی باهاش کار میکنه اما همیشه تو پارکینگه و خودشم توی ماشینشه و وقتایی که خونه هست همش خوابه. جدیدا خیلی لاغر شده و زیر چشماش گود رفته. خودم یکبار توی داشتبورد ماشینش وسایل مصرف مواد و دیدم انقدر حالم بد شد که با گریه بهش گفتم اینا چیه؟ اصلا جا نخورد و هول نکرد و با خنده گفت واقعا به من شک دارید؟ مگه من دیوونم که برم سراغ این کارا؟ مگه من عاقبت این کارا رو نمیدونم؟ میخوای بریم همین الان ازمایش بدم. گفت اینا برای یکی از […]

دختری هستم زیبا و از هرلحاظ کامل اما خواستگارهای مناسبی ندارم

دختری هستم زیبا و از هرلحاظ کامل اما خواستگارهای مناسبی ندارم

سوال:   خواهش میکنم جواب بدید.دختری ۲۹ساله هستم.سوالم اینه چطوری همکلاسیها یا اشنایان که از لحاظ اخلاقی وغیره در وضعیت خوبی نبودن و اهل مشروب و سیگار و پارتی و غیره بودن به راحتی با موارد خوب ازدواج کردن وبچه دار شدن ولی من بااینکه از لحاظ اخلاقی مقید هستم واهل هیچی نیستم از لحاظ تحصیلات و زیبایی و خانواده و روابط اجتماعی هم در سطح روبه بالا هستم همچنان هیچ خاستگار مناسبی ندارم؟همه پسرها ازم خوششون میاد ولی برای ازدواج جلو نمیان خیلی هم به رفتارهام دقت کردم و سنجیده رفتار میکنم ولی باز تاثیر نداره.   جواب:   خب این دلیل براین نمیشه که اونهایی که ازدواج کردند خوشبخت هم شدند شما این رو درنظر نداشتید , شما […]

دختری که دوست داشتم ازدواج کرده و من افسرده شده ام

دختری که دوست داشتم ازدواج کرده و من افسرده شده ام

سوال:   پسری هستم ۲۳ ساله. با دختری ک ۱۰ سال از خودم بزرگتر بود ب مدت ۶ سال ارتباط داشتم. سن و سال برام مهم نبود ولی خانوادم راضی نمیشد. ۶ سال کل زندگیمو ب پاش ریختم که غم و غصه نداشته باشه و خواهراش و دختر عموهاش همگی حسرت این خوشبختی رو میخوردن‌. بهم گفته بود تا آخر عمر ب پات میشینم. خاستگاراشو رد میکرد. طوری بود ک باهم زندگی میکردیم. خیلی خوشحال و خوشبخت بودیم. با همه چیزم میساخت‌. ولی ۲ هفته پیش براش خواستگار اومد و ورق برگشت. بهم گفت تا کی به پات بشینم؟ تا کی باید بلاتکلیف باشیم؟ هرکار کردم خانوادم راضی نشدن. اونم هفته پیش ازدواج کرد. تنها موندم با کلی خاطره و عکس […]

برادرم ترک تحصیل کرده و همش دنبال کار خلافه

برادرم ترک تحصیل کرده و همش دنبال کار خلافه

سوال:   من دختر ۲۶ ساله هستم.۳ تا فرزند هستیم .خواهرم ازدواج کرده و داداشم ۱۶ سالشه. از دوسالگیش پدرمون فوت کرد و مامانم ک حدودا ۴۰ سال داره الان تو نونوایی مشغول کارهست برای کمک خرج خانواده. داداشم کلاس نهم رو خوندو ترک تحصیل کرد گفت میخوام کار کنم.الان یکساله درس روکنارگذاشته اصرار و تلاش ما بی فایده بود.و هرکاری پیشنهاد میدیم یه عیبی براش میذاره.با حرف و نصیحتم اصلا میونه نداره.همیشه ذهنش دنبال کارای خلاف هست.که کارش راحت و پولش زیاد باشه.کارش شده صبح تا ظهر خواب.ناهار.بعدظهر خیابون با دوستاش تاشب.عشق موتور عربی داره و مامانم قبول نمیکنه.الان میگه میخوام مشروب درست کنم بفروشم.پولش زیاده.من تا عید با عاید موتور عربی داشته باشم.درصورتی ک ما اصلا تو خانوادمون […]

وابسته ی پسری بسیار بد که بارها به من خیانت کرده شده ام

وابسته ی پسری بسیار بد که بارها به من خیانت کرده شده ام

سوال:   من ۲۶ سالمه به مدت ۷ ساله با پسری رابطه دارم اما تو این ۷سال سختیهای زیادی کشیدم خیانتای زیادی از طرفم دیدی و همیشه بخشیدم و نادیده گرفته خانوادم اصلا رضایت ندارن که با این خانواده وصلت کنیم و به هیچ نحوی هم راضی نمیشن چون خانواده خوبی نداره و اصلا پسر خوبی نیست هوس باز و خیلی بده ولی هر سری که میاد باز سمتم من قبولش میکنم خواستگارای خوبی دارم و از این ادم هزاران بار سرتر هستم خیلی زیبا هستم دلم می خواد ازدواج کنم سروسامان بگیرم ولی هنوز این ادم تو قلبم جا داره می خوام فراموشش کنم چون میدونم اینده ای ندارم با این ادم و خانواده ما خیلی سخت گیر هستنند […]

با همسرم در مسائل جنسی مشکل داریم و بدبین شده نسبت بهم

با همسرم در مسائل جنسی مشکل داریم و بدبین شده نسبت بهم

سوال:   من ۲۹سالمه و خانومم ۲۷سالشه. ما یه سال و نیم عقد بودیم و الان چهار ساله ازدواج کردیم. در دوران عقد به دلیل اینکه هردومون دوس داشتیم شب عروسی رابطه کامل داشته باشیم صبر کردیم .شب عروسی متوجه شدم ترس از دخول دارن و بعد یه طول درمان چند ماه خوب شدن.اما در رابطه خیلی فعال نیستن و بیشتر اوقات فقط منتظرن رابطه تموم بشه.هر وقت در طول روز رابطه میخام میگن باشه شب و خیلی وقت ها شب هم میگن خوابم میاد و رابطه نداریم و رابطه کامل در ماه دو تا سه بار بیشتر نمیشه. مدتیه از رابطه با همسرم احساس رضایت نمیکنم. فکر میکنم روابطی که قبل ازدواج انتظارش رو داشتم حتی نصفش هم ندارم،و […]

خانواده های من و همسرم خیلی بین نوه هاشون فرق میزارن حسود شدیم

خانواده های من و همسرم خیلی بین نوه هاشون فرق میزارن حسود شدیم

سوال:   من خانمی ۲۸ ساله هستم با همسری ۳۱ ساله و دو فرزند ۵ و ۱ ساله. همسرم در کل مرد خوبی هست اما مشکل اصلی من خانواده هامون هستن. متاسفانه هردو طرف خانواده هامون بین بچه ها و نوه هاشون خیلی فرق میزارن و این باعث رنجش ما میشه طوریکه هم من از خواهرام و هم شوهرم از برادرش نفرت پیدا کرده البته متاسفانه. ما که اصلا حسود نبودیم الان حس حسادت در ما بوجود اومده. من مدام میگم چرا خانواده ها که انقدر ادعای بزرگتری میکنن باید بین بچه ها و نوه هاشون فرق بذارن. توروخدا بگید ما که نمیتونیم اونا رو تغییر بدیم چطوری با خودمون و حس های بدمون کنار بیاییم. خواهش میکنم جوابمو بدید. […]

شوهرم بهم خیانت میکرد ولی الان میگه خوب شدم و جبران میکنم

شوهرم بهم خیانت میکرد ولی الان میگه خوب شدم و جبران میکنم

سوال:   باسلام و تشکر.منوشوهرم۲۵سالمونه و ۱۹سالگی عقدو۲۰سالگی ازدواج کردیم. والانم یه دخترحدود۴ساله داریم. خونواده هامون خیلی تفاوت فرهنگی واقتصادی دارن ومابهترهستیم.من خیلی گیر و حساس بودم و همیشه به همه کارای شوهرم عکس العمل نشون میدادم چون شوهرم خیلی بیخیال و بی مسئولیت بود.من چندماه پیش رفتم شهرستان پیش خونوادم و بعد دو هفته برگشتم درحالی که با خوشی باشوهرم خداحافظی کردیم.وقتی برگشتم فهمیدم شوهرم بایکی رابطه داره ویه گوشی مخفی دیگه هم داره که اونم خونوادش بمن گفتن.خیلی عذابم داد.ازسرکارمیومد تیپ میزد و میرفت به بهانه مسافرکشی و تامن زنگ میزدم گوشیشو از دسترس خارج میکرد.کاراش و رفتاراش خیلی مشکوک و تابلو بود و چندبارتوی دعواهامون اعتراف کردکه منو نمیخواد و خونوادش هم بمن میگفتن طلاق بگیر و […]

همسرم به من ابراز علاقه نمیکنه و همش منو مقصر میدونه

همسرم به من ابراز علاقه نمیکنه و همش منو مقصر میدونه

سوال:   من یه مشکل با شوهرم دارم ک تا به حال مشابه اون را ندیدم من از ابتدا با یه ازدواج سنتی با شوهرم آشنا شدم و هیچ آشنایی نداشتیم و بدون صحبت درست حسابی با هم عقد کردیم و بعد از نه ماه از عقدمون هم ازدواج کردیم توی دوران عقد و یکمی بعد از ازدواج شوهرم خیلی خوب به من ابراز علاقه میکرد ولی بعد از اون دیگه اصلا ابراز علاقه نمیکنه و هر چه بهش میگم جواب من میده که من دارم برای تو و دخترم کار میکنم و این یعنی دوست داشتن ولی مشکل بزرگشون اینه که هر اتفاقی براش بیوفته مقصر من را میدونه و سر من داد و بیداد میکنه مثلا اگر برای […]

برادرم قصد ازدواج با یک دختر تایلندی و غیرمسلمان دارد

برادرم قصد ازدواج با یک دختر تایلندی و غیرمسلمان دارد

سلام:   برادرم٣٤ساله هستن وبمدت هفت سال هست كه مهاجرت كردن و دور از دسترس هستن و ما اخيرا متوجه شديم كه چندين سال هست كه با يك دختر خانم تايلندي همخونه شدن وقصد ازدواج دارن كه از هيچ نظر هيچ سنخيتي با برادر بنده ندارن ولي برادرم متوجه نيستن و اصرار به ازدواج با اين دختر خانم دارن اولا كه ايشون بودايي بودن و الان هيچ ديني ندارن و خانواده جالبي هم ندارن و از نظر ظاهري هم كاملا درتضاد هست چهره هاشون ،همينطور از نظر تربيت و اخلاق هيچكدوم از فاميل و اشناهاي ما ايشون رو تاييد نميكنن منتها برادر بنده با وجود تمام اين مسائل مصر به ازدواج باايشون هست واين درصورتي هست كه حتي زبان انگليسي […]

طلاق گرفتم و آقایی که منو به طلاق ترغیب میکرد الان منو نمیخواد

طلاق گرفتم و آقایی که منو به طلاق ترغیب میکرد الان منو نمیخواد

سوال:   سلام دختری ۲۶٫چهارسال پیش بطور سنتی با آقایی عقد کردم ک حسی بهش نداشتم اما بخاطرخانوادم و اصرار خودش عقد رو پذیرفتم. بااینکه چندماه گذشت هیچ حسی بهش پیدا نکردم.دراین مدت باآقایی همکار شدم ک کم کم از اوضاع زندگیم باخبر شد.بسیار منو ب طلاق ترغیب میکرد و هرگز ظاهرا هدفش ازدواج من باخودش نبود و فقط میگفت زندگی خودت و اونو تباه نکن بدون عشق نمیشه زندگی کرد.منم هم تحت تاثیر صحبت او و هم خاست خودم از همسرم جدا شدم. همکارم یکسال تلاش کرد تا محبت منو جلب کنه وبعد تقاضای ازدواج کرد.اما بخاطر فوت پدرم و تردید من دو سال طول کشید.حالا که منم ب ایشون علاقمند شدم واعلام کردم آمادگی ازدواج دارم ایشون ب […]

خیلی به والدین مریضم وابستم و همش میترسم منو ترک کنن

خیلی به والدین مریضم وابستم و همش میترسم منو ترک کنن

سوال:   من دختری ۲۴ ساله هستم که تنها فرزند مجرد خانواده هستم و طی سه چهار سال اخیر پدرم سکته کرد که جلوی چشم خودم داشت از بین میرفت اما خدا رو شکر حالش خوب شد و توی همون شرایط مادرمم از فشار عصبی زیاد سکته قلبی ناقص کرد و دوباره بعد مدتی بستری شد تو بیمارستان،مشکلم اینه که توی همه این شرایط من به تنهایی پیششون بودم و خیلی وابسته به پدر و مادرم هستم و گاهی حس میکردم هر لحظه ممکنه ما رو ترک کنن،الان با اینکه حالشون بهتر شده من اصلا اروم نیستم همش چیزای بد میاد تو ذهنم،همش دور از جون به مردن فکر میکنم و اکثر شبها با فکر کردن به این مسایل با […]

1 64 65 66 67 68 76