آخرین مطالب

آیا میشه به خانمی اعتماد کرد که بچه خودش رو در یک سالگی به شوهرش واگذار کرده

آیا میشه به خانمی اعتماد کرد که بچه خودش رو در یک سالگی به شوهرش واگذار کرده

سوال: سلام من ۳۰ سالم هست و مجرد حدود ۱ سال با دختری اشنا شدم که ارتباط ما فقط در حد صحبت های عادی در باره مسائل مختلف بود و همینطور در باره روابط دو جنس مخالف که چرا باعث جدایی چرا باعث خیانت میشه و خیلی حرفا تقریبا بعد ۱ سال از اشنایی با طرز افکار ایشون و اینکه اون ادم چون دوست ۲۰ و خورده ای ساله دختر عمه من بود و شناختی که از دوستش داشت اطلاعاتی رو بدست اوردم که متوجه شدم واقعا یه انسان خوبی هست ، بعد متوجه شدم ایشون قبلا جدا شده و یه بچه داره که فقط تا یک سالگی باهاش بوده و بعد جدایی بچه رو به همسر سابقش واگذار کرده، […]

بیماری چشمی و ام اس گرفتم، دارم آمپول میزنم شوهرم می گه بدبخت فلج میشی

بیماری چشمی و ام اس گرفتم، دارم آمپول میزنم شوهرم می گه بدبخت فلج میشی

سوال:   سلام خانمی ۲۸ ساله هستم بایه فرزند دختر شوهرم ۳۲سالشه تقریبا میشه گفت مردخوبیه یعنی نسبت به اوایل زندگی خیلی بهترشده قبلنا آدم خیلی بی منطقی بود رفیق بازبود اعتیادپیدا کرد باهزارجنگ اعصاب ترکش دادم خونوادشم پشتش بودن بخاطر همینا یه مریضی اومدسراغم که چشمام یا تاربودن یا دوبینی داشتن چندتاشهردکتررفتم دارو گرفتم تابهترشدم بعدازیه مدت دوباره بیماریم عودکرد به شوهرم گفتم دوسه روز بعدش بازدعوامون شدداشت از خونه میرفت بیرون گفت اینقدپول خرجت کردم هنوزمیگی چشمام کاجن.خشکم زد واگذارش کردم به خدا دوماه بعدش دیابت گرفت شدید که ۵روزتوکما بود وازاون روز داره انسولین میزنه ولی بازم هروقت دعوامون میشه مریضی منو یادآوری میکنه راستی من بعدا فهمیدمmsگرفتم یه مدت آمپول زدم الان خداروشکرقرصشم اومده دارم میخورم […]

همکارم مردیه که در دوران کودکی با همسالانم منو مورد آزار جنسی قرار می داد

همکارم مردیه که در دوران کودکی با همسالانم منو مورد آزار جنسی قرار می داد

سوال: سلام خدمت سایت خیلی خوب مشاوره ۲۴ مشکل عجیبی دارم که واقعا هیچوقت نتونستم پیش هیچ کسی مطرحش کنم . من آقام و ۲۸ سالمه من دوران کودکی بارها توسط چند نفر بزرگتر از خودم در محله مون مورد تعرض قرار گرفتم وقتی بزرگتر شدم همیشه احساس حقارت و نوعی کمی اعتماد بنفس میکردم همیشه احساس میکردم که هر کی میخنده داره به این میخنده که این پسر  رو مثلا فلان جا ترتیب دادن. همیشه نوعی ترس داشتم و از جمع و اینا فراری بودم به شدت افسرده بودم مخصوصا در دوران دبیرستان.  خلاصه گذشت و گذشت و من تحصیلاتم خوب بود و شکر خدا با خانواده به یک منطقه دیگه از شهر بزرگمون نقل مکان کردیم و من […]

درمانده شدم که خونه مادرشوهرم بمونم و کمکش کنم یا برگردم خونه بابام و طلاق بگیریم

درمانده شدم که خونه مادرشوهرم بمونم و کمکش کنم یا برگردم خونه بابام و طلاق بگیریم

سوال: سلام خانمی ۲۶ساله هستم مدت نه سال ازدواج کردم و همسرم ۳۵سال داره یک فرزند زیر هفت سال دارم حدود یک سال پیش با حکم دادگاه جهازم رو جمع کردم به دلیل اعتیاد وبی توجهی شوهرم مهریه ام رو به اجرا گذاشتم و برای طلاق وکیل گرفتم شوهرم با این که دخترم پیش من بود اصلا پول نمیداد و خانواده اش پولهاش رو به حساب خودشون ریخته بودن تا من نتونم با اقدام قانونی پولی بگیرم. اما شوهرم شهریور ماه اصرار کرد که برگرد و کمکم کن تا ترک کنم اما با این که مدتی در بیمارستان مغز و اعصاب بستری بود بعد از مرخص شدن دوباره اعتیاد رو شروع کرد وقتی بهش میگم اگه واقعا پاکی ازمایش بده […]

پسره بلد نیس چجور با کسی ک دوسش داره حرف بزنه چجور محبت کنه حتی کادو بگیره

پسره بلد نیس چجور با کسی ک دوسش داره حرف بزنه چجور محبت کنه حتی کادو بگیره

سوال: سلام دختری هستم ۲۰ ساله و چندسال پیش با پسری اشنا شدم ک اومد گفت چندساله من و دوست داره و قصدش ازدواجه .ولی خواستگاری بخاطر مشکلاتی عقب انداخت و بعد دعوا کردیم دوماه قهر بودیم من با یکی دیگه نامزدکردم و بعد چندماه جدا شدم این اقا الان باز اومده و میگه قصدش ازدواجه خیلی دوستت دارم و همه چیش خوبه این اخلاقش داره اذیتم میکنه.بلد نیس چجور با کسی ک دوسش داره حرف بزنه چجور محبت کنه حتی کادو بگیره اوایل قربون صدقه نمیرفت میگفت هروقت زنم شدی محبت میکنم هیچی از دخترا و طرز برخورد باهاشون بلد نیس.وقتی میرم با ناراحتی یچیز و میگم چرا اینکارو کردی یا این حرف و زدی اون زودتر ناراحت میشه […]

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

سوال: آیا باید گذشته را با تمام جزییات به همسرمون بگیم؟حتی گذشته ای که از روی واقعا بچگی بوده..مثلا فاصله سنی ۱۹تا ۲۱…اگر خطایی کرده باشیم و توبه کرده باشیم باز هم باید با تمام جزییات به همسرمون بگیم و اگر نگیم خیانتکار محسوب میشویم؟چند وقتیه که همش فکر میکنم گناهکارم…سیاهم…وقتی فکر میکنم حالت تهوع میگیرم…دوس دارم همش بخابم…اشتها ندارم..دوس ندارم با کسی حرف بزنم…همش فکر میکنم میخان یادم بیارن که گناه کارم…یه وقتایی پشت دستمو گاز میگیرم تا تخلیه شم…با اینکه من و همسرم مث واقعا زمان دوستیمون باهم راحت هستیم ولی یه زمانی به اسم غیرت خیلی از گذشته میپرسه..وقتی جواب میدم قانع نمیشه و سوالاش برطرف نمیشه در صورتی که قبلن اصن نمیپرسید و میگفت مهم الانه…منم […]

از اینکه شوهرم سرخود و بدون هماهنگی با من مهمون دعوت می کنه بیزارم

از اینکه شوهرم سرخود و بدون هماهنگی با من مهمون دعوت می کنه بیزارم

سوال: سلام خسته نباشید من بیست سالمه و شوهرم سی سالشه سه ساله که ازدواج کردیم شوهرم اخلاقش یکم تنده ولی در کل مهربونه مرد خیلی خوبیه ولی از یه جهت واقعا اذیتم میکنه اونم اینه که سره خود مهمون دعوت میکنه خونه…یهو میبینی زنگ میزنه میگه امشب مهمون داریم چند بارم باهاش دعوام شده که چرا اینکارو میکنی من مهمونو میخوام چیکار کسی از ما انتظار نداره همه رو میریزی خونه نمیتونم جابه جا کنم واقعا خسته میشم ولی اصلا توجه نمیکنه به حرفام کاره خودشو میکنه….خانواده خودم سالی یه بار میان مهمون خونه ما ولی خانواده ایشون اکثرا اینجان‌ واقعا دیگه ازین کاراش بی زار شدم بدون اینکه به من بگه بدون اینکه بفهمه خونه چیزی واسه مهمون […]

نامزدم از گذشتم کنکاش میکنه،خودمو گناهکار میدونم بهش گفتم اگه میخای همه چیو بهم بزنم 

نامزدم از گذشتم کنکاش میکنه،خودمو گناهکار میدونم بهش گفتم اگه میخای همه چیو بهم بزنم 

سوال: سلام.من یکسال با پسری دوست بودم وده ماه قبل عقد کردیم وهمو بسیار دوست داریم.هم من و هم ایشون دوستی دیگری هم پیش از اشنایی با همدیگر داشتیم که همان اول مطرح کردیم.ولی از وقتی عقد کردیم ایشون خیلی سوال از گذشته میپرسن و من هم که دوس ندارم دروغ بگم جواب میدم ولی یه موقع هایی واقعا یاداوری ایشون برام عذاب اوره.وقتی من سوال میکنم از خودش میگن که قبلا بهت گفتم یا یادم نیس..مرتب دوست داره کنکاش کنه..خیلی احساس گناه میکنم از گذشته..همش خودمو سرزنش میکنم…ایشون هم یه موقع هایی میگه یه فکرایی میاد سراغم که اعصابمو خورد میکنه و هی سوال میکنه از گذشته..بعد قهر میکنه جوابمو بد میده..سرد میشه…تا یه زمانی دوباره برگرده به حالت […]

شوهرم موقع دعوا نمیاد از دلم در بیاره دست پیشم میگیره و کلی بهم بدو بیراه میگه

شوهرم موقع دعوا نمیاد از دلم در بیاره دست پیشم میگیره و کلی بهم بدو بیراه میگه

  سوال: با سلام بنده ۲۳ سالمه و شوهرم ۳۳ سالشه. ۶ساله ازدواج کردیم. همسرمن بداخلاقه وهمیشه دوست داره حرف،حرف خودش باشه.و من فک میکنم این اختلاف نظرها ب خاطر اختلاف سنی زیادمونه. و اصلا ب نظر و حرفای من اهمیت نمیده. و ب شدت حرفای بابا مامانشو قبول داره. ی چن وقتی ک جرو بحثامون بیشتر شده همش ازمن ایراد میگیره. از خونه داریم. از بچه داریم. ازحجابم.(بااینک من ی مانتوی بلندمیپوشم. روسریم جلو. طوریم لباس نمیپوشم ک جلب توجه کنه) ب قول خودش از شوهر داریم. افکارمون خیلی باهم متفاوت. اصلا منو قبول نداره.بهم ک کلی حرف میزنه منم باهاش سرسنگین میشم.همیشه علاوه بر اینک نمیاد از دلم دراره دست پیشم میگیره وکلی بهم بدو بیراه میگه و […]

در دوران نوجوانی به اصرار پسرای فامیل اندام های جنسیم رو نشون دادم و لمسش کردن

در دوران نوجوانی به اصرار پسرای فامیل اندام های جنسیم رو نشون دادم و لمسش کردن

    سوال: باسلام .من دختری ۲۰ ساله هستم حدود نه سال پیش که من در آستانه نوجوانی بودم به اصرار دوتا از پسرهای فامیل که یکی از انها همسن و دیگری دوسال از من بزرگتر بود. اندام های جنسی هایم را به انها نشان دادم و عملی که چندبار هم تکرار شد لمس کردن اندام هابود. اما هیچ گونه رابطه ایی که منجر به دخول بشه انجام نشد. من خیلی بچه بودم و هیچ اطلاعاتی نداشتم فقط کنجکاوی ….الان عذاب وجدان دارم .خیلی ساله که افکارم مشغوله این مسئله است که باید قبل ازدواج این موضوع به همسرم بگم یا نه؟ یکی از اون پسرهای فامیل حدود یکساله که به من ابراز علاقه .پیشنهاد ازدواج داده .ولی من هیچ […]

من عاشق پسرعمومم و حس می کنم زن و بچه هاش جای منو تو دلش گرفتن

من عاشق پسرعمومم و حس می کنم زن و بچه هاش جای منو تو دلش گرفتن

  سوال: من پسرعموم خیلی دوس دارم واقعا عاشقش هستم ایشون هم همینطور اما ایشون متأهلن و صاحب * فرزند هستن مشکل اینجاست ک من ب زن و بچه هاش احساس حسادت میکنم یعنی میگم اونا جای منو تو دلش گرفتن ولی من موندم چکار کنم از ی طرف خیلی پسرعموم دوس دارم واقعا نمیتونم بدون ایشون زندگی کنم از طرفی زن و بچه هاش زنش از اقوام هر دومون هستن …پسرعموم راجب من ب خانمش همه چی گفته ک منو میخوادو قصد ازدواج با من داره و خانمش راضیه پسرعموم واقعابسیار مرد خوب و باشخصیتیه جلوی همه فامیل بخاطر من وایساده بهشون گفته دختر عموم تک فرزنده کسیرو نداره من نمیخوام از دسش بدم و من تکیه گاهش میشم […]

هر خواستگاري كه مياد ﭼـون ﭘـوستم سبزه است قبول نميكنن

هر خواستگاري كه مياد ﭼـون ﭘـوستم سبزه است قبول نميكنن

سلام من يه دختره ۲۰ ساله هستم از ۵ سالگي مادرم فوت كرد من ﭘـدر خيلي بد اخلاق و خود خواه و غير منطقي دارم كه حرف ادم حاليش نميشه دوست داره فقط حرف حرفه خودش باشه از طرفي هم منو از همه ﭼـي محروم كرده نه زندگيه درست و حسابي نه ﭘـول نه نيازهامو فراهم كرد خيلي خسيسه زنداداشمم ميدونه بابام اينجوريه خيلي وقتا اذيتم ميكنه خيلي از دستشون خسته شدم هيـﭼكي هيـﭻ كمكي بهم نميكنه واقعا اين وضع غير تحمل شده برام كاسه ي صبرم به سر رسيده ﭼـيكار كنم واقعا تو اين شرايط نه ميزاره برم بيرون نه جايي تو خونه عين زندانيا شدم واقعا حالم از خودم بهم ميخوره خيلي تحت فشارم حال روحيم داغونه تو سني هستم كه به محبت احتياج دارم در عوض شاهده خشم و عصبانيت و ازار اطرافيانم هستم وااااااقعا خستم هر وقت ﭘـيشرفت يه ادم و ميبينم غبطه ميخورم ميگم خدايا مگه من از اين ﭼـي كم دارم ﭼـه گناهي ب درگاهت كردم كه اين تقاصشه همه ي ارزو هامو زنده به گور كردن هر خواستگاري هم كه مياد ﭼـون ﭘـوستم سبزه است قبول نميكنن نميشه همه ﭼـيم كلا بده داغونم

1 2 3 4 5 76