آخرین مطالب

شوهرم میگفت دوست دخترم کسی رو نداره فکر کن داری به یتیم کمک میکنی

شوهرم میگفت دوست دخترم کسی رو نداره فکر کن داری به یتیم کمک میکنی

سؤال : سلام دوسال عقد بودیم دوساله عروسی کردیم اوایل که عقد بودیم خخیلی دوسش داشتم بعدم که عروسی کردیم همین حسو داشتم ولی با هم بحث میکردیم ولی ذود درست میشد تا دوماه بعداز عروسی همینجوربود تا فهمید شوهرم با یه خانمی رابطه داره وقتی فهمیدم و بهش گفتم اونم همه چیو برام توضیح داد به قول خودش راستشو گفت اینجوری که اون خانمی که من باهاش دوستم شوهر نداذه و خیلی بی کسه هیچ کس نیس بهش کمک کنه حالا تو کنار بیا فک کن داری به یتیم کمک میکنی و خلاصه تا کم کم دیدم رابطشون خیلی عمیق تر از این چیزا هست و کلی بخاطرش دعوا کردیم وهر روز با یه واقعه جدید روبرو میشدم و […]

شوهرم در زمان آشنایی گفت رو حقوق زن حساب نمیکنم ولی الان بهم میگه حقوقت رو در خونه خرج کن

شوهرم در زمان آشنایی گفت رو حقوق زن حساب نمیکنم ولی الان بهم میگه حقوقت رو در خونه خرج کن

سؤال : من خودم کارمند و شوهرم فردی بازاری با تحصیلاتی پایینتر هستن. چند سالی از ازدواجمون میگذره و بچه نداریم – ایشان در زمان اشنایی به من گفتند من رو حقوق زن حساب نمی کنم و تف سر بالاست و تو عقدنامه قید کردن سر کار برم … و در طول دوران عقد چیزی برای من نخریدند و حتی جزئی ترین ارایشگاه و اتلیه رفتم به خاطر هزینه و در زمان خرید لباس عروسی کیفی را انتخاب کردم که واقعا هزینه بالایی هم نداشت و شوهرم تحت هیچ شرایطی حاضر به خرید نشد .ووو الان بعد از سه سال به من میگن باید حقوقت را در خونه خرج کنی با وجودی که من از حقوقم برای خودم لباس و […]

برخورد با گذشته همسر و مهم بودن اون چقدر هست مدام دارم سرزنش میشم

برخورد با گذشته همسر و مهم بودن اون چقدر هست مدام دارم سرزنش میشم

سؤال : سلام ‌. من قبلابا پسری چند سالی دوست بودم و در نهایت نامزد شدیم. حتی باهم رابطه داشتیم . بعد از چند ماه نامزدی بدلیل نداشتن تفاهم نامزدی من بهم خورد. الان – سال از نامزدی قبلیم میگذره و الان چند ماه ک با پسری که بصورت کاملا سنتی آشنا شدیم نامزد کردم . و چون نمیخاستم چیزی ازش پنهان کنم . بهش گفتم ک نامزد کردم قبلا و حتی دوست بودیم و باهم رابطه داشتیم. وقتی فهمید کلا تغییر کرد . همیشه سرزنشم میکنه . ولی من بهش میگم حتی به گذشته ام فکری نمیکنم . خیلی دوسش دارم نامزدم. ولی نمیدونم با این مشکل چکار کنم . که گذشته ای ک واسش گفتم چون نمیخاستم چیزی […]

مادرشوهرم هیچ وقت رفتار احترام آمیز عروسش رو متوجه نشد

مادرشوهرم هیچ وقت رفتار احترام آمیز عروسش رو متوجه نشد

سؤال : سلام من سه سال ازدواج کردم وتوی این سالهامشکلی باخانوادی شوهرم نداشتم ماتوی این سه سال ماشین داشتیم وهرجاکه میرفتیم بامادرشوهرم بوده من همیشه اجازه میدادم مادرشوهرم جلوکنارشوهرم بشینه به خاطره احترام به ایشون ولی مادرشوهرم هیچ وقت متوجه نشدکه باخودش بگه من که همیشه باپسرم جایی میرم چراعروسم همیشه قسمت عقب ماشین بشینه اخه یک باردوبارنبودبخاطرهمین من به تازگی دیگه عقب نمیشینم ووقتی جایی میربم میرم جلومیشنم آیااین کار درسته لطفاراهنماییم کنید   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران)   سلام کار درست یعنی برای شما و فردی که باهاش تو رابطه هستید، بیشترین فایده و کمترین هزینه رو داشته باشه و این به رابطه بستگی داره و حکم مطلق برای تمام روابط و تمام […]

سیاست خواهر های شوهرم با من سردی ارتباط و عدم ارتباط با من هست خیلی اذیت میشم

سیاست خواهر های شوهرم با من سردی ارتباط و عدم ارتباط با من هست خیلی اذیت میشم

سؤال : باسلام‌.همسرم وقتی کوچیک بوده پدرومادرش فوت شدن متاسفانه.خواهر برادرای زیادی داره.مشکلم اینه که خواهراش خیلی بام سردن.نه بهم زنگ میزنن نه خونمون میان.بارها هم به هر شکلی بهشون گفتم که چرا اینطورید.دوستانه و بعضی مواقع به شکل گله.خواهرا خودشون تقریبا هفتگی باهم تماس تلفنی دارند وباهم درارتباطن اما حتی چند ماهی یبار هم ب من زنگ نمیزنند.چند سال اول من همیشه میرفتم خونشون یا زنگ میزدم اما الان دیگه خسته شدم.یکیشون خونش خیلی ب ما نزدیکه اما نمیگه زن داداشم از صب تاشب تنهاس بذار احوالی ازش بپرسم.باور کنید انقدر باش صمیمی بودم که باخواهرا خودم نبودم.وقتی هم میرم خونه هاشون انقدر ازشون میترسم که حتی روم نیس آب بخورم.نه که تو روم بداخلاقی کنن اما یجورایی انگار […]

چگونگی رفتار مادر شوهر با عروسی که محبت های ما رو نمیبینه

چگونگی رفتار مادر شوهر با عروسی که محبت های ما رو نمیبینه

سؤال : سلام. بنده مادری هستم که چند ساله عروس گرفتم ولی همیشه نگرانی داشتیم. من خیلی به عروسم محبت میکنم بخاطر پسرم و نوه هام ولی اصلا ایشون محبتهای،منو نمیبینه اگر کوچکترین کاری که برای دخترم انجام بدم پسرم را بر علیه ما پر میکنه ودعوای حسابی به راه میندازه در صورتی که دخترم هم از هیچ محبتی بهش دریغ نمیکنه و هر چقدر هم به دخترم وخودم بی احترامی میکنه ما هیچی بهش نمیگیم ولی باز لج میکنه و فضای خانواده رو متشنج میکنه. همیشه میترسم به دخترم محبت کنم چون اون زود دلگیر میشه. خدا شاهده برام فرقی ندارن و هرکاری برای دخترم میکنم برای عروسم بیشتر میکنم ولی اصلا نمیبینه و با بی شرمی با ما […]

همسرم حتی با انجام وظایفش هم سر آدم منت میگذاره و به اطرافیان من زیاد احترام نمیگذاره

همسرم حتی با انجام وظایفش هم سر آدم منت میگذاره و به اطرافیان من زیاد احترام نمیگذاره

سؤال : سلام. بنده ۲۴ سالمه و سه ساله ازدواج کردم و پسر یک ساله دارم شوهرم خوبه ولی بعضی اخلاقاش خیلی اذیتم میکنه یکی اینکه هرکاری برا ادم میکنه حتی کوچیک منتشو سر ادم میزاره حتی اگر اون کار وظیفه اش باشه . وقتی کاری انجام میده که خوب نیست خجالت نمیکشه و کار خودش رو با دیگران مقایسه میکنه و شروع میکنه به توجیح کردن و کار زشت خودش رو کوچیک میکنه مثلا میگه مگه چیه؟ من که کار بدی نکردم!! درضمن به پدر و مادر من احترام نمیزاره یا وقتی مهمون میاد میره تو اتاق میگه بهشون بگو سرش درد میکنه و خوابیده .لطفا راهنماییم کنید واقعا نمیدونم دیگه چیکار کنم وقتی گاهی باهاش حرف میزنم قول […]

در این جامعه خانمی با شرایط و تفکرات من که به عنوان همسر قبولش کنم پیدا نمیشه

در این جامعه خانمی با شرایط و تفکرات من که به عنوان همسر قبولش کنم پیدا نمیشه

سؤال : با سلام،پسری هستم ۳۳ساله،تحصیل کرده ومدرس هستم وشغل خوبی دارم،در زندگی با توجه به شاگردانم ( خانوم ها واقایون )و روابط کاری برای خودم خط قرمز داشتم وهرگزاجازه ندادم کسی از خط قرمز من عبورکند،تمام مهارت ها غیرکاری، از اشپزی تا..فرا گرفتم تا برای نیازهای اینگونه دنبال ازدواج نباشم،ومعتقدم ازدواج یه رابطه دوستانه هست که دوطرف بایدمثل دو دوست تقسیم وظایف کنن وهر دورسرکاربرن ،اشپزی کنن وحتی نظافت وهمه چیز برابر،در نگاه اول همه خانوم ها میگنwooowچه دیدگاه جالبی،واما در عمل ودرصحبت برای خواستگاری ،رفتارخانوم ها وخانوادشون صادقانه نیست وگونه دیگری هست از مهریه فلان،تا مسیولیت یک طرفه،وبعد ازدواج یک زن خونه وخاله زنک،متاسفانه این فرهنگ نود درصد دختران مملکت ماست والبته خانوادشون،بنده چه کنم که با شرایط […]

با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

سؤال : سلام. من از کشور افغانستان هستم و سال ها پیش با پسری ایرانی دوست شدم. به من خیلی محبت میکرد و منو سخت عاشق خودش کرد بعد از مدتی ازش حامله شدم و علیرغم اینکه خانواده ام مخالف بودن ازدواج کردم از اون موقع تا حالا خانواده ام باهام ارتباط ندارن. قبل اینکه بچه به دنیا بیاد خیلی منو دوست داشت ولی همین که پسرمون به دنیا اومد یه آدم دیگه شد. دیگه دوستم نداره و خیلی سرد بر خورد میکنه. الان که سال ها ازدواج کردیم و یه فرزند دیگه هم داریم. نه به من و نه به بچه ها محبت نمیکنه و اصلا مسئولیت قبول نمیکنه. با اینکه تو یه خونه هستیم ولی خیلی از هم […]

خانوادم حق عاشق شدنو از من گرفتن تو دانشگاه همیشه با حسرت به مجردا نگاه میکنم

خانوادم حق عاشق شدنو از من گرفتن تو دانشگاه همیشه با حسرت به مجردا نگاه میکنم

سؤال : سلام. ۵ ساله ازدواج کردم و بچه هم نداریم،من تو سن ۱۷ سالگی به اصرار و نصیحت های مادرم با شوهرم عقد کردم ،شوهرم ۱۰ سال از من بزرگتر هس،در دوران نامزدی واقعا عاشق همسرم شدم ،همسرم واقعا اخلاق خوبی داره و عاشقمه و همه ی امکانات رو برای من فراهم کرده فقط من الان وارد دانشگاه شدم از زندگی زده شدم وقتی مجردارو میدیدم که عاشقانه باهم تو دانشگاه خوش هستند و بعضیاشونم به ازدواج ختم میشه از همسرم زده شدم همیشه حس میکنم خانوادم حق عاشق شدنو از من گرفتن همیشه با حسرت به مجردا نیگا میکنم،لطفا راهنماییم کنید باید چیکار کنم   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام هر تجربه‌ای فایده‌ها و […]

به زور خانواده ازدواج کردم انگار برده کار و برده جنسی هستم اصلا خوشحال نیستم

به زور خانواده ازدواج کردم انگار برده کار و برده جنسی هستم اصلا خوشحال نیستم

سؤال : سلام. من سن پایین ازدواج کردم و همسرم حدود ده سال از من بزرگتره. من راضی به ازدواج نبودم اما به زور خانواده و اینکه این آقا چندسال پاپیچ ما شدن بلاخره بله ی زوری رو ازم گرفتن الان چند ماهی هست ازدواج کردم شوهرم نسبت بهم بی تفاوت و سرده و سر هیچ و پوچ بد دهنی میکنه بی توجهی میکنه و منم تو یه شهر غریب زندگی میکنم و از خانواده دورم و ایشون هرکاری دلش میخواد با من میکنه و فقط منو برده ی کار و برده ی جنسی میبینه و از خوشحال کردنم و راضی کردنم امتناع میکنه و کلا منو از همه چیز محروم و ممنوع میکنه و میگه که من هیچوقت عوض […]

شوهرم اعتیاد به الکل داره وقتی استفاده میکنه کنترلش دست خودش نیست

شوهرم اعتیاد به الکل داره وقتی استفاده میکنه کنترلش دست خودش نیست

سؤال : سلام. بنده ۳۰ ساله هستم و دو تا فرزند دارم. من همسری مهربان و زندگی آرومی دارم ولی متاسفانه همسر در اوج دوست داشتن منو بچه ها خیلی رفیق بازه و خیلی علاقه به دورهمی شبانه داره گاهی وقتا شب دیر میاد خونه. در ضمن خانواده ی شوهرم پیش شوهرم از من بد میگن به ویژه پدرشوهرم خوشبختانه همسرم ادم دهن بینی نیست ولی گاهی بهم گیر میده. همسر من الکل استفاده میکنه من خیلی تلاش کردم دور بشه ولی پدرش هم مصرف کننده هست ازشون خیلی خواستم کمکم کنن ولی متاسفانه بجای همکاری بیشتر دید اونو به من بد میکنن.خسته شدم احساسم به همسرم سرد شده تازگی ها وقتی الکل استفاده میکنه دیونه میشه و کنترلش دست […]

1 2 3 4 5 62