شوهرم میگفت دوست دخترم کسی رو نداره فکر کن داری به یتیم کمک میکنی

شوهرم میگفت دوست دخترم کسی رو نداره فکر کن داری به یتیم کمک میکنی

سؤال :

سلام دوسال عقد بودیم دوساله عروسی کردیم اوایل که عقد بودیم خخیلی دوسش داشتم بعدم که عروسی کردیم همین حسو داشتم ولی با هم بحث میکردیم ولی ذود درست میشد تا دوماه بعداز عروسی همینجوربود تا فهمید شوهرم با یه خانمی رابطه داره وقتی فهمیدم و بهش گفتم اونم همه چیو برام توضیح داد به قول خودش راستشو گفت اینجوری که اون خانمی که من باهاش دوستم شوهر نداذه و خیلی بی کسه هیچ کس نیس بهش کمک کنه حالا تو کنار بیا فک کن داری به یتیم کمک میکنی و خلاصه تا کم کم دیدم رابطشون خیلی عمیق تر از این چیزا هست و کلی بخاطرش دعوا کردیم وهر روز با یه واقعه جدید روبرو میشدم و شوهرم خیلی بهش ابراز علاقه میکرد و هر موقع شکایت میکردم میگفت گناه داره دلش به همین خوشه و شوهرم خیلی از این که ابروش بره میترسید و منو هم میترسوند مثلا میگفت اگه حتی یه بچه دوساله هم بفهمه دیگه کارت تمومه و طلاقت میدم خلاصه بعداز دوسال دیگه نتونستم تحمل کنم اومدم به خانوادم گفتم و خلاصه اویل که قهر بودیم میگفت اونو نمیتونم بذارم کنار ولی از تو التماس میکنم که برگرد من تو رو خیلی دوست دارم ولی من قبول نکردم گفتم هر موقع گذاشتی کنار اونو بعد من میام خلاصه کمی که گذشت گفتش که من اونو گذاشتم کنار ولی تو رو هم نمیخوام با این حال گفتم بهش فرصت بدم شاید سر لج افتاده ولی درست نشد نمیدونم دیگه درست بشه یا نه میگه تو ابرومو بردی پیش خانوادم منم دیگه نمیتونم تو رو بخاطر این کارت ببخشم حالا هم همه خانوادم میگن طلاق بگیر ولی نمیدونم چرا میترسم خیلی همه چی یه دفعه ای شد من قهر کردم که اونو بذاره کنار برگردم یه زندگی ارومی داشته باشیم چیکار کنم

خواندن  قصد ازدواج با آقایی دارم که قبلا با چند نفر رابطه جنسی داشته

 

 

الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران)

سلام دوست عزیز. توی وضعیت سختی هستین. از یک طرف می ترسین و دوست دارین که اوضاع درست بشه و برگردین از طرف دیگه هم انگار یک تکه از قلبتون شکسته. کاش برام نوشته بودین که دقیقا از چی می ترسین تا بهتر می تونستم راهنمایی اتون کنم. ولی مسدله ای که وجود داره این هست که در طی این دو سال همسر شما استاندارهای زندگی زناشویی رو رعایت نکرده و شما هم ابتدا سعی کردین چشم پوشی کنید به امید اینکه درست بشه. واقعیت اینه که رابطه وقتی معنا پیدا می کنه که نیازهای ما به عنوان یک فرد در اون تامین بشه. نیازهایی مانند احساس دوست داشته شدن، مورد اعتماد بودن. اما نکته این هست که این نیازهای شما متاسفانه نه تنها تامین نشده بلکه یک مدل گرو کشی و حق به جانب بودنی هم در مورد طرف مقابل شما وجود داشته که با تهدید به طلاق خودش رو نشون می داده و حتی همین الآن هم گامی برای ترمیم کردن زخم های شما از سمت ایشون برداشته نشده و همه این ها نشون دهنده این هست که این رابطه کارآمد نیست و نه تنها نیازهای شما رو برطرف نمی کنه بلکه داره بهتون آسیب میزنه. اما در عین حال خیلی دوست دارم در مورد این موضوع فکر کنیم که چه چیزی باعث تردید شما میشه و می ترسونه شما رو که در این رابطه سمی ماندگاراتون کرده؟ من فکر می کنم پاسخ به این سوال برای شما بسیار حیاتی باشه. براتون آرزوی موفقیت دارم … مشاوره ۲۴

خواندن  از اینکه زنم حقوقش رو در اختیارم نمیزاره و بهم دروغ میگه عصبی هستم و باهاش لج میکنم

 

    ثبت درخواست مشاوره تلفنی و آنلاین

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳۷۲

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.