با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

سؤال :

سلام. من از کشور افغانستان هستم و سال ها پیش با پسری ایرانی دوست شدم. به من خیلی محبت میکرد و منو سخت عاشق خودش کرد بعد از مدتی ازش حامله شدم و علیرغم اینکه خانواده ام مخالف بودن ازدواج کردم از اون موقع تا حالا خانواده ام باهام ارتباط ندارن. قبل اینکه بچه به دنیا بیاد خیلی منو دوست داشت ولی همین که پسرمون به دنیا اومد یه آدم دیگه شد. دیگه دوستم نداره و خیلی سرد بر خورد میکنه. الان که سال ها ازدواج کردیم و یه فرزند دیگه هم داریم. نه به من و نه به بچه ها محبت نمیکنه و اصلا مسئولیت قبول نمیکنه. با اینکه تو یه خونه هستیم ولی خیلی از هم دوریم. وقتی باهاش حرف میزنم و دلیلش رو میپرسم میگه مثل روز اول دوست دارم اما من نشانی از دوست داشتن نمیبینم. خواهش میکنم کمکم کنید دوست ندارم شوهرمو از دست بدم. ما از لحاظ مالی مشکلی نداریم .

 

شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران)

سلام
شما نیاز دارید جدی با همسرتون صحبت کنید و بگید که تو رفتارشون دوست داشتن نمی‌بینید. بهشون بگید که حتما چیزی وجود داره و این سردی شمارو اذیت می‌کنه. توصیه می‌کنم بهشون هشدار بدید که اگه بخوان همچنان راجع به این موضوع حرف نزنن و حلش نکنن، شما مجبور میشید که از ایشون بخاطر سلامت خودتون و بچه‌هاتون فاصله بگیرید. اون وقت می‌تونید ببینید که اساسا برای همسرتون از دست دادن شما و بچه‌ها مهمه یا نه. با توجه به اینکه میگید مشکل مالی ندارید، می‌تونید برای مهریه‌تون بدون درخواست طلاق اقدام کنید، چون مهریه تو قانون ایران عنداالمطالبه‌ست‌ و زن هر لحظه می‌تونه فارغ از طلاق گرفتن درخواست بده. این اقدام جدیت شمارو تو حل مسأله نشون میده و همسرتون متوجه میشه شما صرفا غر نمی‌زنید بلکه در صورت نیاز عمل هم می‌کنید. درسته شما از خانوادتون دور شدید، ولی اجازه ندید این موضوع باعث بشه همسرتون فکر کنه شما ضعیفید و تحت هر شرایطی با ایشون زندگی می‌کنید. در واقعیت هم شما خودتونو دارید و می‌تونید کار کنید و به کسی از نظر مالی نیازمند نباشید. خرج خودتون و بچه‌هاتونو بدید و نیازهاتونو تأمین کنید، همونجور که خیلی از زنا تو ایران دارن این کارو می‌کنن. در ثانی خانواده‌ها معمولا برمی‌گردن و طرد همیشگی نمی‌کنن. برای همین اگه یه روزی تصمیم گرفتید از همسرتون جدا بشید، بدونید این احتمال وجود داره خانوادتون دوباره بپذیرنتون و گذشته رو ببخشن. بدونید تنها نیستید و مشاورا هم هر لحظه که نیاز داشتید کنارتون هستن. نترسید و با قدرتی که از عشق مادری می‌گیرید، تصمیم درست رو برای خودتون و فرزندانتون بگیرید. چون وقتی شما افسرده و مظطرب باشید رو سلامت فرزندانتون تأثیر منفی مستقیم می‌ذاره و شما باید حواستون به این موضوع هم باشه.
موفق باشید … مشاوره ۲۴

خواندن  در ازدواج مجدد به دلیل خیانتهای ازدواج اول از جانب شوهرم میترسم بچه دار شم
الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران)

سلام دوست عزیز. خیلی خوشحالم که به سایت ما سر زدین و سوالتون رو با ما مطرح کردین. اولین چیزی که می خواستم بهش اشاره کنم این هست که خانم ها بعد از بارداری و زایمان به دلیل تغییرات هورمونی ممکنه که علائمی از افسردگی یا اضطراب رو تجربه کنند بنابراین اگر اکثر روزها با غمگین بودین یا دیگه مثل قبل از زندگی لذت نمی بردین حتما به روانپزشک یا روانشناس بالینی مراجعه کنید. افسردگی و اضطراب باعث خراب شدن روابط و افکار منفی از این قبیل میشه که کسی من رو دوست نداره یا باعث میشه فکرهای منفی و نامید کننده ای داشته باشیم.

۲) اینطور که متوجه شدم با خانواده اتون قطع ارتباط کردین. و اینطور که به نظر رسید این هست که شاید تمام انرژی روانی اتون رو دارید صرف همسر می کنید. ببینید به عنوان یک آدم نیاز به دوست داشته شدن ما باید حتما تامین بشه اما وقتی انرژی امون رو فقط روی یک نفر می گذاریم و همه عشق رو فقط از او می خواهیم، اون آدم نمی تونه همه اش رو تامین کنه و ما احساس ناکامی می کنیم. بنابراین با بهبود رابطه با خانواده و یا گسترش روابط دوستی خوداتون دامنه روابط رو گسترش بدین. این امر به ویژه برای شما که مهاجر اینجا هستید اهمیت بیشتری داره.

۳) اکثر زوج ها بعد از چند سال و با آمدن بچه به زندگی اشون کیفیت روابط عاطفی اشون افت می کنه. بنابراین این پدیده همه گیر هست. و خاص شما نیست. پس افکاری مثل اینکه می ترسم همسرم رو از دست بدم باعث فاجعه سازی مسئله و هیجان های افراطی مثل ترس میشه.

خواندن  برادرم قصد ازدواج با یک دختر تایلندی و غیرمسلمان دارد

۴) همه آدم ها در زندگی مشترک نیاز به فضای خصوصی خود اشون دارند و اگر با کسی رو به رو باشیم که مرتب داره از ما اطمینان جویی میکنه و همه نیازهای عاطفی اش رو می خواد که برآورده کنیم و هی مرتب بگه احساس دور شدن ازش بهمون دست میده.

۵) یک موردی رو اشاره کردین که این او بود که من رو عاشق خودش کرد، ببینید ما به صورت ناخودآگاه دوست داریم از خودمون صلب مسئولیت کنیم و مسئولیت رو بر عهده دیگری بگذاریم. این باعث میشه که در روابط امون هم فکر کنیم این مسئولیت و وظیفه طرف مقابلم هست که من رو دوست داشته باشه و اگر نداشت اونوقت من احساس ناکامی و خشم می کنم.

۶) برای زنده نگهداشتن عشق باید زحمت کشید البته نه به صورت افراطی که با محبت طرف رو خفه کنیم. احترام گذاشتن به خستگی طرف مقابل، اینکه حوصله نداره و توجه به علاقه مندی هاش یکی از راه های زنده نگه داشتن عشق و پذیرفتن اون آدم هست. می تونید یک روز در هفته رو به اسم روز محبت بگذارید و بدون مجبور کردن طرف مقابل که او هم همین کار رو بکنه، چیزهای خیلی کوچیکی که خوشحالش می کنه رو انجام بدیم.

۷) حتما به جای غر زدن فقط از احساس اتون بگین و به جای مقصر جلوه دادن با استفاده از جمله من اینطور احساس می کنم که…. حرف بزنید.

۸) در نهایت همه این ها ممکنه که با مورد شما نخونه، چون من شما رو از نزدیک ندیدم. بنابراین با مراجعه حضوری بهتر می تونید نتیجه بگیرین.

خواندن  با شوهرم در طلاق عاطفی شدید هستیم ادامه زندگیم باهاشون فقط به خاطر فرزند هست

مشاوره ۲۴

 

    ثبت درخواست مشاوره تلفنی و آنلاین

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳۶۵

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.