میترسم از ازدواج و هیچ معیار و ملاکی برای ازدواج ندارم

میترسم از ازدواج و هیچ معیار و ملاکی برای ازدواج ندارم

سوال:

 

دختری ۲۲ ساله هستم که در ۱۴ سالگی دچار یه عشق ناعاقلانه شدم و خیلی ازش ضربه ها خوردم،تا پارسال هم ادامه داشت و الان هم اثراتش روم مونده و باعث میشه نتونم تصمیم بگیرم برای زندگی مشترک.تو این یکی۲ ماه اخیر کلی موقعیت برام پیش اومد برای رابطه دوستی و ازدواج،حتی ۱ هفته هم باهاشون در حد شناخت ارتباط داشتم اما هیچکدوم رو نتونستم انتخاب کنم،نمیتونم اعتماد کنم.جوری شدم که نمیتونم تصمیم بگیرم یعنی معیار و ملاکی ندارم برای ازدواج، نمیدونم چی رو باید در اولویت قرار بدم.این موضوع خیلی برام ‌مهم و ‌سخته هرلحظه بهش فکر میکنم.از این طرف هم با پدرم خیلی مشکل دارم،هرکاری میخوام بکنم میگه هروقت رفتی خونه شوهر هرکاری دوست داشتی بکن،خانواده ی متوسطی هستیم و پدرم هم خیلی متعصب و جدی و نسبت به جامعه و محل های کاری بدبین هست با خواستگار هم اصلا موافق نیست.به یه نتیجه رسیدم که ازدواج کنم تا بتونم شاغل شم و گلیم خودمو از آب بکشم بیرون‌.از طرف دیگه هم انقد از مسائل زندگی مشترک شنیدم که میترسم از ازدواج. خواهش میکنم زود بهم بگید باید چیکار کنم چون تو شرایط بحرانی هستم.سپاس

 

جواب:

 

عزیز من ما هم انتظار نداریم شما اعتماد داشته باشی یک چیز کاملا طبیعی است شما در سن ۱۴ سالگی دچار بحرانهای نوجوانی و جوانی بلوغ بودید دورانی که احساسات دخترانه بسیار فراوان هست و بسیار زود رنج و حساس هستید و تمام چیزها رو بسیار ایده آل و کمال گرا پیدا میکنید دچار عشقی شدید که این عشق تا الان که حدود شاید میشه گفت هفت یا هشت سال از آن میگذرد ادامه داشته و در تمام فراز و نشیب این سالهای مختلف گذشت کردید , شکست خوردید دوباره وارد رابطه شدید دوباره شکست خوردید و دوباره گذشت کردید یعنی این نبوده که شما یکبار شکست بخورید , مدتهای مرتب به شکلهای مختلف این رابطه قطع و وصل شده در نهایت سرخوردگی و بی اعتمادی حاصل اون شده که تا مدتهای قبل هم برای شما ادامه داشته در حال حاضر هم اثرش در شما هست بله شما هشت سال تمام با فردی رابطه داشتید که بازی رابطه ی با یک فرد رو نمیدونسته , قواعد یک زندگی رو نمیدونسته , و مرتب و مرتب تحت مسائلی که ایجاد شده دیوار اعتمادی که هی ساختین هی خراب شده انتظار دارید که الان بعد از این همه مراسم ها و مناسبت ها که برشما ایجاد شده شما اعتماد داشته باشید! هنوز برای شما زود هست ای کاش بعد از اینکه این مسائل برای شما پیش می آمد برای اینکه این بحران رو به سلامت طی بکنید با مشاوری همراه میشدید تا یاد بگیرید که اگر دیواری شکسته شد بر روی شکسته های دیوار شما دیوار نسازید اون دیوار رو باید کاملا ترکش کنید و کاملا فراموشش کنید و دیوار جدیدی در جای دیگری در مکان دیگری در فضای دیگری با حال و هوای دیگری و با فرد دیگری نه با ذهنیات قبلی , نه با گذشته , نه با آنچه که بر شما گذشته و نه با اون باورهای قبلی شروع کنید برای ساختن. آنچه که در شما هست فاصله ی این مدت زمانی است که بر شما گذشته هفت هشت سال کم چیزی نیست و برای یک دخترخانومی که در اوج اون بحرانها بوده و همه ی باورها رو داشته و همه چیز از نظر او رنگین بوده , همه چیز از نظر او براق و درخشان بوده , همه چیز از نظر او پاک بوده چون خودش صادقانه و پاک وارد شده , همه چیز به هم ریخته شده , در سالهایی این مسائل برای شما پیش آمده که شما جور دیگری دنیا رو میدیدید , دنیایی بسیار ساده , بسیار زیبا و بسیار مهربان اما این دنیا در جوانی شما در شروع جوانی شما بسیار نازیبا خودش رو نشون داده , بسیار خشن خودش رو نشون داده و بسیار بی اعتماد و بسیار دروغگو بنابراین تمام این شرایط نتیجه اش این خواهد شد که شما فردی باشید الان در حال حاضر بی اعتماد. من توصیه میکنم برای اینکه این مراحل از شما گذشته بشه گذشته رو کاملا از بین ببر , به هیچ عنوان هیچ مقیاسی برای خودت نگذار , افرادی که به شما مراجعه میکنند در حال حاضر در قالب خواستگار نه غیر از اون بایستی افرادی باشند که تحت پوشش خانواده تحقیقات درست , تحقیقات منسجم گرفته شده باشه , بررسی های لازم گرفته شده باشه , این خانواده هست که به شما کمک میکنه مسائل و مشکلات خودتون رو درحال حاضر بازیابی کنید و درکنارش با فردی که بعنوان معیارهای شما انتخاب میشه یا معیارهایی که خانواده برای شما مشخص میکنند از همه ی لحاظ های مختلف مشاوره ی قبل از ازدواج برید , اجازه بدید یک سری افراد متخصص در کنار شما باشند و به شما یاد بدند. عزیز من شما در سن ۱۴ سالگی دخترخانومی بودید که اصلا رانندگی بلد نبودید به شما ماشینی دادند و گفتند برون و شما روندین زدین و زخمی شدین , هم خودتون و هم ماشینتون بنابراین انتظار نداشته باشید که الان به همین سرعت بتونید درست و حسابی زندگیتون رو سروسامان بدید. شما نیاز به یک سری اهرم ها دارید شما نیاز به یک سری افراد دارید که در کنارتون باشند , یک خانوادتون کمکتون میکنند , دو اون فردی که مورد تأیید قرار گرفت از هر لحاظ تقریبا مشاورینی هستند که مشاوره ی قبل از ازدواج به شما بدند و شما به راحتی میتونید با اونها بشینید جلسات مختلفی رو داشته باشید و این فرد رو هم ببرید و در این جلسات شرکت کنید نظرات , صحبتها , حرفها , تستها همه گرفته بشه عجله ای ندارید هنوز ۲۲ سالتونه عجله ای برای هیچ کاری نداریم , چیزی هم از دست ندادید , فکر نکن زمان رو داری از دست میدی , امتحان کنکور نیست که شما مقید باشید در طی ساعت مشخصی برگه تون رو تحویل بدید نه عجله ندارید , شما فرصت دارید برای انتخاب و در این انتخاب کسی شمارو اذیت نمیکنه و شما آزاد هستید که بگویید بله یا آزاد هستید که بگید نه اما شما میگید معیارهای خودم رو نمیدونم چی هست! خب بشین فکر کن گذشته رو بگذار کنار , اونچه که بر شما گذشته کنار حالا برای زندگی چه چیزهایی میخوای , عزیز من شاید اگر نیم نگاهی به گذشته داشته باشی بهت کمک بکنه , چه چیزهایی شمارو اذیت میکرد؟ دروغ , چه چیزهایی شمارو ناراحت میکرد؟ بی تعهدی , چه چیزهایی شما رو مشکل ساز میکرد؟ بی مسئولیتی , بنابراین فرد مقابل شما باید فردی باشه که این صفات رو نداشته باشه , فردی باشه صداقت داشته باشه , وفادار باشه , متعهد باشه , خانواده داشته باشه , خانوادش شمارو بخواد , هم فرهنگ شما ,هم سطح شما ,هم شأن شما و خانوادتون باشه , خانواده ای باشه که به شهرت به نامی و اعتبار معروف باشه و حداقل در محله ی خودشون , خانواده ای تنش زایی نباشه , از نظر سطح مالی سطح مالی متناسب با نیازها و ایده آل ها و آرمان های شما داشته باشه , نه آنچنانی ولی توانش رو داشته باشه که در آینده با کمک خود شما , با تلاشها و قناعتهایی که شما در زندگی خواهید کرد یک زندگی مناسب شأن شما آماده بشه , فردی که میخواید باهاش ازدواج کنید باید سلامت روانی داشته باشه وسواس نداشته باشه , شک نداشته باشه , اعتیاد نداشته باشه , اهل دود و دم و سیگار و دوست و رفیق های ناباب نباشه , شغل داشته باشه , تحصیلات مناسب داشته باشه , خانواده ی اصیلی داشته باشه , در خانوادش بحث طلاق و کتک کاری و بزن بزن و اینگونه مسائل نباشه , در خانوادش اعتیاد و اینجور مسائل نباشه , خانواده ی سالم و آرامی باشد چون در زندگی ما دنبال آرامش هستیم و حمایت خانواده رو هم داشته باشه , بچه شون رو ول نکنند و اون خانواده شما رو قبول داشته باشند و به عنوان عروس شمارو بپذیرند نه اینکه پسری بیاد بگه من فقط تو رو میخوام خداحافظ بدو بریم! نه , پسری که به پدرش یا مادرش پشت میکنه مسلم بدونید به شما زودتر پشت خواهد کرد. عزیز دلم اجازه بدید خانواده به شما کمک کنه , کسانی هم که تخصص دارند در کنارتون باشند و برای اینکه این فضای شما آرام بشه و بهتر بتونید برنامه ریزی بکنید حتما با مشاور صحبت بکنید. موفق باشی

       
خواندن  از بچگی هیچوقت نتونستم تصمیم قطعی تو هیچکاری بگیرم
       
        وبسایت مورد تأیید مشاوره ۲۴ جهت خرید انواع لوازم خانگی و جهیزیه (روی دکمه زیر کلیک کنید)

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۷۱۶

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.