تمام مطالب دسته بندی : ازدواج مجدد

ناخوداگاه وارد رابطه با یک فرد مجرد شدم با وجود اینکه میدونم اشتباهه

ناخوداگاه وارد رابطه با یک فرد مجرد شدم با وجود اینکه میدونم اشتباهه

سؤال : سلام چند ماهه از ازدواج دومم میگذره اما ناخوداگاه وارد رابطه با یک فرد مجرد شدم که خیلی دوسش دارم متأسفانه با وجود اینکه میدونم راه اشتباهی رو میرم ولی دارم ادامه میدم هر روز تصمیم میگیرم دیگه تمومش کنم اما صبحش خودم اول پیام میفرستم تا حالا چند بار به این نزدیک شدیم که در خلوت همدیگه رو ببینیم ولی من با بهونه و دروغ از اون شرایط فرار کردم که رابطه جنسی صورت نگیره حالا نمیدونم واقعا چیکار کنم بوده دو روز پیام نفرستادم ولی همینکه پیام فرستاده دوباره شروع کردم از یه طرف خودم زندگی سختی دارم که باید وقت بزارم و مدیریتش کنم از یه طرف هم انگار کنترل خودم دست خودم نیست من […]

آیا به خواستگاری مجدد نامزد سابقم که وابسته به مادرش بوده و اختلاف زیاد طبقاتی و خانوادگی داریم برم

آیا به خواستگاری مجدد نامزد سابقم که وابسته به مادرش بوده و اختلاف زیاد طبقاتی و خانوادگی داریم برم

سؤال : با عرض سلام و خسته نباشید حدود س سال پیش خاستگاری یکی از دخترای فامیل ک تقریبا نزدیک بود رفتم شناخت چندانی از خونوادشون نداشتیم و فقط در ظاهر اونارو میشناختیم بعد از یکی دوماه نامزدی ب اخلاق باطنی خونواده پی بردیم و دیدیم ک اختلافات زیادی از نظر طبقاتی و خونوادگی و اخلاقی با هم داریم و نامزدیو بهم زدیم و نامزدم خیلی ب مادرش از لحاظ احساسی نزدیک و وابسته بود و الان هم همینجوریه و هنوزم ب مادرش وابستست و لحظه ای از هم جدا نمیشن و چون اولین فرزند خونواده هست زیادی بش حساسن و بار ها تو هر موقعیتی سر مسائل کوچیک حتی بعد از نامزدی خونواده اونا با ما جرو بحث داشتن […]

با آقای سردمزاجی که اصلا احساس علاقه و وابستگی نشون نمیدن همخونه هستم

با آقای سردمزاجی که اصلا احساس علاقه و وابستگی نشون نمیدن همخونه هستم

سؤال : خانم مطلقه ای هستم دوساله با آقای مجردی همخونه هستمو خانواده ها در جریان هستن..بر عکس خانواده ایشون ک خیلی من و دوست دارند خودشون خیلی بی احساس و سرد مزاج هستندو از رابطه زن و مرد اصلا اطلاعاتی ندارند واصلا احساس عشق و علاقه و وابستگی نشون نمیدن وقتی هم که گلهگله گی میکنم فقط میگن عشق و بایو توی عمل و کارایی ک انجام میدی نشون داد نه فقط به کلمه های عاشقون و قربون صدقه…دوماه پیش بهم پیشنههاد ازدواج داد اما متاسفانه سر موضوعی بحث کردیمو حرفهایی بینمون ردو بدل شد که منجر شد ایشون بعد از دوسال یه خط و گوشی پنهانی داشته باشن…قبول نکردن ک با کسی در رابطه هستن اما از هم […]

از زنم راضی هستم ولی مدام وارد رابطه های جدید میشم

از زنم راضی هستم ولی مدام وارد رابطه های جدید میشم

سؤال : سلام من متولد بهمن ۶۹ دارای دو فرزند پسر خانمم متولد شهریور ۶۴ سال ۹۰ ازدواج کردیم از وقتی که ازدواج کردم بعد ۳ سال زندگی دوس دارم ازدواج مجدد کنم دوس دخترم متاسفانه میگیرم زنمم میدونه فقط خونمون جنگو جداله این دختر رو ول میکنم اون یکی اینجوری ادامه داره خودمم موندم نمیدونم چکار کنم از زنمم راضیم.فقط از شما خواهشمندم راه حلی واسم بزارید.ممنون میشم   مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی ) با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز تاکید شما بر سال و ماه تولد خودتان و همسرتان برای اینکه نشان بدهید که ایشان چند سالی از شما بزرگتر می باشند اصلا دلیل موجهی بر خیانت شما نمی باشد چرا […]

شوهرم در حین رابطه از عبارات بسیار رکیکی استفاده می کنه

شوهرم در حین رابطه از عبارات بسیار رکیکی استفاده می کنه

سؤال : سلام من تقریبا یه ساله که ازدواج مجدد کردم شوهر بسیار خوبی دارم از همه لحاظ اما مشکلی که با ایشون دارم در حین رابطه ی جنسی هست ایشون کاملا تغییر می کنن در حین رابطه انگار که نمیشناسمشون اون شخصیت خوبی که در طول روز داره تبدیل به یک شخصیت عجیب میشه در حین رابطه اصلا یه چیزهای عجیبی میگه فحش میده اسم همه زنای طایفه رو میبره مثلا در مورد خودم دیگه شاید بگم که این بهترین حرفشه که بهم میگه جنده کی هستی و انتظار داره من جواب بدم (معذرت به خاطر این عبارت) و یا سکس من رو مقایسه میکنه با سکس خیالی خود با زنایی که میشناسه اینو هم بگم فقط در حین […]

از همه لحاظ عاطفی و مالی کمکش کردم اما در نهایت به سادگی برای تشکیل خانواده ولم کرد

از همه لحاظ عاطفی و مالی کمکش کردم اما در نهایت به سادگی برای تشکیل خانواده ولم کرد

سؤال : من * سال سن دارم.متاهل.حدود *سال با همسرم زندگی نمیکنم و در حال جدایی هستیم و برو و بیا دادگاه داریم حدود یک سال پیش یه همکار خانم به شرکت ماوارد شد من بخاطر شرایط کاری رفته رفته نزدیک شدیم و فهمیدم اون مطلقه است.حدود ۶ماه پیش رسما با هم دوست شدیم و من دیدم همونه که میخوام از همه لحاظ کمکش کردم از نظر مالی بگیر تا عاطفی اون هم خیلی وابسته بهم شده بود و من بیشتر حتی بخاطرش چندین بار زیر قرض رفتم تا به اون فشار مالی نیاد چون *تنها زندگی میکرد و دختر بچش پیش مادرش شهرستان بود و میخواست بیاره پیشه خودش.اما جدیدا یه خواستگار به گفته خودش مناسب واسش اومده که […]

از نامزدیم پشیمان شدم و نامزدم طلاقم نمیده حالا با یکی دیگه دوست هستم

از نامزدیم پشیمان شدم و نامزدم طلاقم نمیده حالا با یکی دیگه دوست هستم

سؤال : من یه دختر زیر بیست سال هستم که تو ۱۶ سالگی نامزد شدم اولش یه بچه بودم با حرف یکی از اقواممون با پسره که الان نامزدم هست دوست شدیم و من در عرض ۲ ماه وابستش شدم جوری که همش فکرم پیشش بود بعد ۲ ماه اومد خواستگاریم ما نامزد شدیم اما فقط سه ماه بعد نامزدی بود که کلا پشیمون شدم هر بار که تصمیم به طلاق گرفتم نذاشتن.اما در اخر دیگه به حرف هیشکی گوش ندادمو رفتم درخواست طلاق دادم .الانم ۱۵ ماهه نامزدم رو ندیدم.دیگه بهش هیچ حسی ندارم.اما اونم طلاقم نمیده. الانم با یه پسره اشنا شدم که خیلی دوسش دارم نزدیک یه ساله باهاشم با اینکه میدونم اخلاقش تنده بهم قول داده […]

مخفیانه ازدواج مجدد داشتم شوهرم به خاطر ورشکستگی من رو رها کرد

مخفیانه ازدواج مجدد داشتم شوهرم به خاطر ورشکستگی من رو رها کرد

سؤال : سلام حدود سی سالمه ۱۰ ساله جدا شدم دختری دارم که مدتی هست پیش پدرش برگشته ۸ساله با آقایی مجرد که ۲ سال از من کوچکترن ازدواج موقت داشتم وبعد هر دو ازدواج دايم انجام دادیم بدون شاهد وبدون محضر وفقط خدا میدونه که ما زن وشوهر دایم هستیم ولا غیر قرار شد بیان خاستگاری با شرط اینکه اصلا بچه دار نشیم وازدواج رسمی نشه وشرط بعدی هم این بود که خانوادش نفهمن .اومدن خاستگاری اما ایشون ورشکست شد ودیگه جواب گوشی منو نداد من موندم وخانوادمو این صدمه وازدواج دایم لطفا بگین چیکار کنم خستم میخوام به زندگیم خاتمه بدم   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام من حس اعتماد از این رابطه‌ای که […]

نمیتوانم شوهرم را به عنوان همسر قبول کنم چون اونی نبود که میخواستم

نمیتوانم شوهرم را به عنوان همسر قبول کنم چون اونی نبود که میخواستم

سوال : بنده۲۴سالمه،،۲۲سالگی بخاطراینکه همسرمودوست نداشتم وبه اضافه مشکلات دیگه ازش جداشدم بعداز۴سال،تاسال اول خوب بودیم رفته رفته سردی بینمون به ومود اومدوبتده خواهان طلاق شدم؛بهدطلاق فشارهای روحی و روانی زیادی روم بودویکسال نشده با پسرخاله ای که هیچوقت ازش خوشم نمیومدازدواج کردم والان ۶ماه ازعقدم‌میگذره وازروز اول مشکل داشتیم‌تابه الان…دارم دیوونه میشم داغونم…نمیتونم بهنوان‌همسرقبولش کنم چون اونی نبود که میخواستم!چیکارکنم‌توروخدا بگید.     جواب مشاور : خب سؤالی که برای من پیش میاد اینه که چرا با کسی که دوست ندارید ازدواج می‌کنید؟ یه بار تجربه‌ی اولتون و طلاق بعدش کافی نبود تا متوجه بشید که علاقه شرط لازمیه برای ازدواج‌؟ آیا تنهایی و زندگی کنار خانوادتون ترسناک‌تر از این همه رنجیه که شما برای خودتون می‌خرید و حاضر […]

دخترم در انتخاب بین دو نفر، پسری که بهش وابسته شده و خواستگار مناسبش بلاتکلیفه

دخترم در انتخاب بین دو نفر، پسری که بهش وابسته شده و خواستگار مناسبش بلاتکلیفه

سؤال : سلام. یک دختر ۲۶ ساله دارم که در ۱۹ سالگی عقدکردند که بعد از یک سال در دوران عقد جدا شدن والان ۲ سال است که با پسری دوست هستند که خانواده ایشون در سطح فرهنگی پایینی قرار دارند و هیچ سنخیتی با ما ندارند وتحصیلات حوزوی دارند ودخترم مهندس برق خواندند و ما راضی نیستیم ولی دخترم خیلی بهش علاقه داره و البته میدونم این پسر به درد دخترم نمیخوره چون مادرش هم رضایت نداره ودرخواست مارا برای رفتن به خونشون جهت آشنایی بیشتر قبول نکردند وحالا یک خواستگار جدیدی آمده که از همه لحاظ عالی هستن و چندین جلسه صحبت کردند ولی دخترم چون به آن دوست پسرش وابسته شده به این خواستگار جدید زیاد تمایل […]

دخترم و خواستگارم با بابا و دخترم همو صدا می زدند ولی حالا بحثشون شده

دخترم و خواستگارم با بابا و دخترم همو صدا می زدند ولی حالا بحثشون شده

سؤال : من زنی۳۶ ساله هستم که در سن ۱۷ سالگی ازدواج و بچه دار شدم.در ۲۴ سالگی جداشده و مسئولیت دخترم که حالا ۱۸ سال داره و دانشجو در شهر دیگری هست با خودم بوده.هیچگونه ارتباطی با پدرش از بدو جدایی نداشته .اصلا علاقه ای به پدرش نداره.خاستگاری دارم که یک شکست داشته اما بچه نداره‌.مشکل ما اینکه که خواستگارم و دخترم باهم خیلی خوب بودند اما دخترم تحت تاثیر دوستش با خواستگارم بحثش شد.و حالا هر دو باهم قهرند بطوری که هر دو اسم همدیگرو از بابا و دخترم به اسمهای واقعی تغییر دادند.و برای ادامه مسیر من در تردید قرار گرفته ام.هرچند دخترم بخاطر من حاضر شد معدرت خواهی کنه اما خواستگار من چون در زندگی قبلی […]

مادرم تا حالا سه بار ازدواج ناموفق داشتن حالا نمیدونم چه تصمیمی واسه آینده ایشون خوب هست

مادرم تا حالا سه بار ازدواج ناموفق داشتن حالا نمیدونم چه تصمیمی واسه آینده ایشون خوب هست

سؤال : سلام من مادری دارم ۵۰ ساله و تا کنون ۳ بار ازدواج کردن و همه همسرهاش پیر بودن و به دلایل مختلف جدا شدن و درحال حاضر پیش من زندگی میکند من خودم متاهلم و یک فرزند دارم. خواستم بین چندتا گزینه از شما مشورت بگیرم ۱- اینکه مادرم پیش خواهر مجردم زندگی کنه البته خواهرم زندگی مستقلی داره و اهل مسافرت و رفیق بازیه و میگه من مشکلی با مادرم ندارم و خرجش رو هم میدم فقط میترسم مادرم بهش گیر بده و باهم نتونند زندگی کنند. ۲-ازدواج مجددا داشته باشد و بیشتر خاستگارهاش پیر هستن و بیشتر نیاز به پرستار دارند تا همسر و شرایط هر کدام زیاد خوب نیست.از همسر قبلیش یک ساله جدا شده […]

1 2 3 6