تمام مطالب دسته بندی : مخالفت یا اصرار والدین با ازدواج

به خاطر مشکل قلبی دوستم و احتمال شکست در رابطه عاشقانه ش خیلی نگرانم

به خاطر مشکل قلبی دوستم و احتمال شکست در رابطه عاشقانه ش خیلی نگرانم

سؤال : دوست من مشکل قلبی داره و همش نگرانی های زیادی رو بخاطر مشکلات خانوادگی مریضی پدر و مادرش داره و همین همش داره حالشو بدتر میکنه همش ذهنش درگیره و از اون طرف دچار یک عشق شده که خانواده اش اصلا موافق نیستند و الان آنقدر روی این موضوع هم حساس شده که حالا من آبرومو گذاشتم کف دستم نکنه اون پسر منو نخواد و همش هم حالش بد میشه سردرد و قلب درد میگیره در هفته چند روز همش بیمارستانه من واقعا نمیدونم چی بگم بهش نمیدونم چکار کنم   الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران) دوست عزيز سلام… شما به دوتا مسئله اشاره كردين يكي مسئله دوستتون كه خوب چون خودشون نيستن كه توضيحي […]

از نامزدیم پشیمان شدم و نامزدم طلاقم نمیده حالا با یکی دیگه دوست هستم

از نامزدیم پشیمان شدم و نامزدم طلاقم نمیده حالا با یکی دیگه دوست هستم

سؤال : من یه دختر زیر بیست سال هستم که تو ۱۶ سالگی نامزد شدم اولش یه بچه بودم با حرف یکی از اقواممون با پسره که الان نامزدم هست دوست شدیم و من در عرض ۲ ماه وابستش شدم جوری که همش فکرم پیشش بود بعد ۲ ماه اومد خواستگاریم ما نامزد شدیم اما فقط سه ماه بعد نامزدی بود که کلا پشیمون شدم هر بار که تصمیم به طلاق گرفتم نذاشتن.اما در اخر دیگه به حرف هیشکی گوش ندادمو رفتم درخواست طلاق دادم .الانم ۱۵ ماهه نامزدم رو ندیدم.دیگه بهش هیچ حسی ندارم.اما اونم طلاقم نمیده. الانم با یه پسره اشنا شدم که خیلی دوسش دارم نزدیک یه ساله باهاشم با اینکه میدونم اخلاقش تنده بهم قول داده […]

مخفیانه ازدواج مجدد داشتم شوهرم به خاطر ورشکستگی من رو رها کرد

مخفیانه ازدواج مجدد داشتم شوهرم به خاطر ورشکستگی من رو رها کرد

سؤال : سلام حدود سی سالمه ۱۰ ساله جدا شدم دختری دارم که مدتی هست پیش پدرش برگشته ۸ساله با آقایی مجرد که ۲ سال از من کوچکترن ازدواج موقت داشتم وبعد هر دو ازدواج دايم انجام دادیم بدون شاهد وبدون محضر وفقط خدا میدونه که ما زن وشوهر دایم هستیم ولا غیر قرار شد بیان خاستگاری با شرط اینکه اصلا بچه دار نشیم وازدواج رسمی نشه وشرط بعدی هم این بود که خانوادش نفهمن .اومدن خاستگاری اما ایشون ورشکست شد ودیگه جواب گوشی منو نداد من موندم وخانوادمو این صدمه وازدواج دایم لطفا بگین چیکار کنم خستم میخوام به زندگیم خاتمه بدم   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام من حس اعتماد از این رابطه‌ای که […]

سیاست خواهر های شوهرم با من سردی ارتباط و عدم ارتباط با من هست خیلی اذیت میشم

سیاست خواهر های شوهرم با من سردی ارتباط و عدم ارتباط با من هست خیلی اذیت میشم

سؤال : باسلام‌.همسرم وقتی کوچیک بوده پدرومادرش فوت شدن متاسفانه.خواهر برادرای زیادی داره.مشکلم اینه که خواهراش خیلی بام سردن.نه بهم زنگ میزنن نه خونمون میان.بارها هم به هر شکلی بهشون گفتم که چرا اینطورید.دوستانه و بعضی مواقع به شکل گله.خواهرا خودشون تقریبا هفتگی باهم تماس تلفنی دارند وباهم درارتباطن اما حتی چند ماهی یبار هم ب من زنگ نمیزنند.چند سال اول من همیشه میرفتم خونشون یا زنگ میزدم اما الان دیگه خسته شدم.یکیشون خونش خیلی ب ما نزدیکه اما نمیگه زن داداشم از صب تاشب تنهاس بذار احوالی ازش بپرسم.باور کنید انقدر باش صمیمی بودم که باخواهرا خودم نبودم.وقتی هم میرم خونه هاشون انقدر ازشون میترسم که حتی روم نیس آب بخورم.نه که تو روم بداخلاقی کنن اما یجورایی انگار […]

با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

سؤال : سلام. من از کشور افغانستان هستم و سال ها پیش با پسری ایرانی دوست شدم. به من خیلی محبت میکرد و منو سخت عاشق خودش کرد بعد از مدتی ازش حامله شدم و علیرغم اینکه خانواده ام مخالف بودن ازدواج کردم از اون موقع تا حالا خانواده ام باهام ارتباط ندارن. قبل اینکه بچه به دنیا بیاد خیلی منو دوست داشت ولی همین که پسرمون به دنیا اومد یه آدم دیگه شد. دیگه دوستم نداره و خیلی سرد بر خورد میکنه. الان که سال ها ازدواج کردیم و یه فرزند دیگه هم داریم. نه به من و نه به بچه ها محبت نمیکنه و اصلا مسئولیت قبول نمیکنه. با اینکه تو یه خونه هستیم ولی خیلی از هم […]

به زور خانواده ازدواج کردم انگار برده کار و برده جنسی هستم اصلا خوشحال نیستم

به زور خانواده ازدواج کردم انگار برده کار و برده جنسی هستم اصلا خوشحال نیستم

سؤال : سلام. من سن پایین ازدواج کردم و همسرم حدود ده سال از من بزرگتره. من راضی به ازدواج نبودم اما به زور خانواده و اینکه این آقا چندسال پاپیچ ما شدن بلاخره بله ی زوری رو ازم گرفتن الان چند ماهی هست ازدواج کردم شوهرم نسبت بهم بی تفاوت و سرده و سر هیچ و پوچ بد دهنی میکنه بی توجهی میکنه و منم تو یه شهر غریب زندگی میکنم و از خانواده دورم و ایشون هرکاری دلش میخواد با من میکنه و فقط منو برده ی کار و برده ی جنسی میبینه و از خوشحال کردنم و راضی کردنم امتناع میکنه و کلا منو از همه چیز محروم و ممنوع میکنه و میگه که من هیچوقت عوض […]

چطور اتفاقات گذشته را در رابطه با خانواده شوهرم فراموش و خشم خودم را تخلیه کنم ؟

چطور اتفاقات گذشته را در رابطه با خانواده شوهرم فراموش و خشم خودم را تخلیه کنم ؟

سؤال : سلام. من * ساله و همسرم * ساله هستند خدا رو شکر همسر و زندگی خیلی خوبی دارم مشکل من اینه که به هیچ عنوان نمیتونم خانواده ی شوهرم رو بپذیرم و از وقتی که ازدواج کردیم با هم ارتباطی نداشتیم و هنوز فرزندم که یک سالش هست رو ندیدن فقط همسرم رفت و آمد میکنه و ما اصلا در ارتباط نیستیم متاسفانه اصلا نمیتونم با خودم کنار بیام و اجازه بدم بیان خونه ی ما چون قبل از ازدواج مخالف من بودن و حرفهای زشتی به من زدن اما بخاطر همسرم که خیلی دوست داره ارتباط داشته باشیم ناراحتم و گاهی وقتها میخوام بخاطرش همه چیز رو فراموش کنم. لطفا من رو راهنمایی و کمک کنید.   […]

مهریه مناسب رو تعیین کردن گفتن بیشتر باشه بدون ما باید بیاد جلسه خواستگاری

مهریه مناسب رو تعیین کردن گفتن بیشتر باشه بدون ما باید بیاد جلسه خواستگاری

سوال : سلام. خانومی ۴۵ ساله هستم دخترم ۲۸ ساله دانشجوی مقطع دکتری ومدتیه با پسری آشنا شده ایشون هم تحصیل کرده هستند اما مشکل اینه که اولا کار درست و حسابی نداره در ثانی پدر این پسر سه بار ازدواج کرده عموی ایشون هم دو زنه هستن و پدر این آقا اصرار دارن تا قبل ازجلسه خواستگاری تکلیف مهریه روشن بشه و مهریه ۱۴ تا سکه باشه و اگر قرار بر مهریه بیشتر باشه پسرم باید بدون من بیاد خواستگاری ولی با شرایطی که خانواده پسر دارن من و پدرش راضی به ازدواج اونها نیستیم اما دخترم مهریه براش مهم نیست البته منم اصرار به مهریه ی زیاد ندارم ولی از شرایط این خانواده و اینکه پسر هم مثل […]

مخالف ازدواج پسرم با دختری هستیم که پدر و مادرش بداخلاق و بددهن هستن

مخالف ازدواج پسرم با دختری هستیم که پدر و مادرش بداخلاق و بددهن هستن

سوال : سلام. بنده مادری ۴۰ ساله هستم که یک دختر متاهل و یک پسر مجرد دارم که ۲۴ ساله است دو سالی میباشد که عاشق دختر عموی بنده شده که ایشون فوق لیسانس میخونند وپسر من لیسانس دارند عرض کنم که عموی من چندین سال اعتیاد داشتند البته الان ترک کردند ولی بسیار ازنظر اخلاقی مشکل دارن همیشه با زن و بچه ها دعوا داشته و بددهنی کرده و با زنهای مختلفی هم رابطه داره از طرف دیگه هم زن عموم هم بسیار بد گمان و شکاک و بداخلاق هستن که متاسفانه دخترش هم به خودش رفته و خیلی دهن بینه با این وجود ما خانوادهای بی سر وصدا ودر بین فامیل دارای احترام خاصی می باشیم واز نظر […]

با شوهرم در طلاق عاطفی شدید هستیم ادامه زندگیم باهاشون فقط به خاطر فرزند هست

با شوهرم در طلاق عاطفی شدید هستیم ادامه زندگیم باهاشون فقط به خاطر فرزند هست

سوال : نه ساله ازدواج کردم سی ساله همسرم سی و پنج ساله یه پسر ۴ساله دارم همسرم به شدت عصبی هستش فکر کنم دو قطبیه . جدیدا توی دعواها تهدید میکنه که خودکشی میکنه و یا خونه و ما رو آتیش میزنه با توجه به اینکه قبل ازدواج گفته بود به تریاک اعتیاد داشته و ترک کرده بود ولی بعدها متوجه شدم که تمام مواد مخدر رو تست کرده حتی روانگردان ها الان هم همش تهدید میکنه که میرم هروئین میزنم و یا مواد میکشم حتی گفت چند روز پیش از بس اعصابش خورد بوده تریاک خریده نمیدونم استفاده کرده یا نه .من نگران پسرم هستم چون در موقع دعوا به شدت فحاشی میکنه و حرفهای رکیک و ناموسی […]

دخترم در انتخاب بین دو نفر، پسری که بهش وابسته شده و خواستگار مناسبش بلاتکلیفه

دخترم در انتخاب بین دو نفر، پسری که بهش وابسته شده و خواستگار مناسبش بلاتکلیفه

سؤال : سلام. یک دختر ۲۶ ساله دارم که در ۱۹ سالگی عقدکردند که بعد از یک سال در دوران عقد جدا شدن والان ۲ سال است که با پسری دوست هستند که خانواده ایشون در سطح فرهنگی پایینی قرار دارند و هیچ سنخیتی با ما ندارند وتحصیلات حوزوی دارند ودخترم مهندس برق خواندند و ما راضی نیستیم ولی دخترم خیلی بهش علاقه داره و البته میدونم این پسر به درد دخترم نمیخوره چون مادرش هم رضایت نداره ودرخواست مارا برای رفتن به خونشون جهت آشنایی بیشتر قبول نکردند وحالا یک خواستگار جدیدی آمده که از همه لحاظ عالی هستن و چندین جلسه صحبت کردند ولی دخترم چون به آن دوست پسرش وابسته شده به این خواستگار جدید زیاد تمایل […]

(مادرزن) از ابتدا با ازدواج دخترم با دامادم مخالف بودم حالا با رفتارش باعث شده عصبی و افسرده بشم

(مادرزن) از ابتدا با ازدواج دخترم با دامادم مخالف بودم حالا با رفتارش باعث شده عصبی و افسرده بشم

سؤال : سلام. من یه خانوم ۴۳ ساله هستم که دختر و پسرم متاهل هستن. عروسم رو خیلی دوست دارم چون واقعا خانوم و فهمیده است. مشکلی که دارم اینه که از اول با دامادم مخالف بودم یعنی دوست نداشتم دخترم باهاش ازدواج کنه اما بخاطر دخترم بعد از مدتی مجبور شدیم. از برخورد و آدابش خوشم نمیومد. در دوران عقد بخاطر دوری از خانواده اش خونه ما زندگی میکرد من خیلی عذاب کشیدم من خیلی بهشون محبت میکردم از لباس تا غذا یعنی لباس میخریدم و لباسشونو میشوستم و همیشه مراقب بودم کسی تو منزل یا فامیل بهشون حرفی نزنه ولی قلبن دوسشون نداشتم چون در حد خانواده ما نبودن الان که ازدواج کردن ایشون تمام محبتهای منو فراموش […]

1 2 3 7