تمام مطالب دسته بندی : همسر بی مسئولیت

آیا فردی که از رابطه اولش به خاطر یکی دیگه خارج میشه ممکنه از رابطه دومشم دوباره خارج بشه

آیا فردی که از رابطه اولش به خاطر یکی دیگه خارج میشه ممکنه از رابطه دومشم دوباره خارج بشه

  سوال: سلام و خسته نباشی توروخدا جواب بهم بدین خیلی ضروریه من خانومی ۲۱ ساله هستم قبلا یه خواستگار داشتم ولی با اصرار خانوادم با یکی از پسرای فامیل ازدواج کردم اما بعداز ۲ سال زندگی از او جدا شدم چون از نظر اخلاقی و رفتاری اصلا باهم تفاهم نداشتیم و همچنین کتک کاری هم میکرد عصبی بود اعتیاد داشت همش منو جلو خونوادش کوچیک میکرد خیانت کار بود حتی چند بار هم از دستش خودکشی کردم اما فایده نداشت بالاخره ازش جداشدم بعد طلاقم باهمون پسری ک قبلا خواستگارم بود آشنا شدم البته بگم ۲۶ سالشه و متاهله و دارای یک فرزندیک ساله هم هست ی چند باری باهاش رفتم بیرون از همون اول رابطه گفت ک منو […]

همسرم به کرات من رو بیشعور خطاب میکنه

همسرم به کرات من رو بیشعور خطاب میکنه

سوال: همسرم به کرات من رو احمق خطاب میکنه. دفعه قبل دعوامون شد کتاب بیشعوری خاویر کرمنت رو برای من خریده بهم میگه مشکل جامعه ما توی احمق نیستی بلکه مشکل جامعه ما بیشعورها هستند . روز زن برام رمان بیشعوری خریده. ایا راهی هست درستش کنم؟ دارم به طلاق فکر می کنم. فقط یبار عصبی شدم به مادرشوهرم توهین کردم میگه تو خیلی احمق و بیشعوری و تربیت نداری. من همیشه بهش احترام میگذارم فقط یکبار بحثمون شد بهم سیلی زد منم از کوره دررفتم. چکار کنم؟بهم میگه وقتی تورو دیدم فکر کردم الماسی که نور بهش می تابید نزدیک که شدم فهمیدم یک پلاستیک آشغال نوشابه ای که زیر نور آفتاب برق می زد اگر بهت نزدیک نمیشدم […]

فکر می کردم ازدواج با کسی که بزرگتره باعث مشکلات کمتر در زندگیه

فکر می کردم ازدواج با کسی که بزرگتره باعث مشکلات کمتر در زندگیه

سوال: سلام. من خانمی هستم چند ماه پیش ازدواج کردم با یه آقایی که دقیقا ۱۰ سال از خودم بزرگ تره من همیشه میگفتم اگه با یه آدم بزرگ تر از خودم ازدواج کنم تقریبا اکثر وقتا خب حداقل به مشکل نمیخوریم اون بزرگ تره عاقل تر بالغ تره بیشتر میفمه ولی حالا ک اومدم تو زندگی میفهمم نه اونقدرام فرقی به حال آقایون نداره همشون شبیه هم هستن همیشه میگن زندگی اولاش سخته همیشه میگن زندگی ده سال اولش سخته بعد درست میشه اما وقتی بخاا انقد تو این ده سال سختی بکشی و بجنگی که زندگیت رو درست کنی به نظرم اصلا ارزششو نداره چون قراره پیرت کنه شوهر من ی آدم از خودت مچکر یه ادمیه ک […]

شوهرم بچه نمیخواد میگه باید سقطش کنی ولی من نمیخوام، حوصله زندگی کردن ندارم

شوهرم بچه نمیخواد میگه باید سقطش کنی ولی من نمیخوام، حوصله زندگی کردن ندارم

سوال: سلام خسته نباشید خانمی * ساله هستم * ساله ازدواج کردم و یه پسر بچه دارم من احساس افسردگی خیلی شدیدی دارم وقتی پسرم رو باردار شدم البته ناخواسته همسرم خیلی سعی کرد قانعم‌کنه که بچه رو سقط کنم اون بچه نمی خواست ولی چون قبلا یه بار این کارو‌کرده بودم راضی نشدم برای باردوم این کارو انجام بدم همسرم سه ماه اول بارداری خیلی باهام بد بود بعدش خودش پشیمون شد و رفتارش خوب شد تا ماه اخر دوباره اخلاقش بد شد وقتی پسرم به دنیا اومد تا ۶ ماه باهام حرف نزد طوری که همه فهميدن بچه نمی خواد از اون موقع فکر کنم افسردگي گرفتم وقتی پسرم به دنیا اومد یه دفعه فکر پولدار شدن به […]

شوهرم بدبینه همیشه گوشیمو چک میکنه حتی نمیزاره برنامه ای که مجری مرد داره ببینم 

شوهرم بدبینه همیشه گوشیمو چک میکنه حتی نمیزاره برنامه ای که مجری مرد داره ببینم 

سوال: من ۵ساله ازدواج کردم یه دختربچه دارم. از زندگی دست کشیدم ۳۰سالم نشده ولی از همه چیز سیرشدم.همسرم اذیت میکنه، اون نمیزاره حتی من در رو بدون اجازش برای نظافتچی باز کنم یا با دوستام حرف بزنم، گوشیمو همیشه چک میکنه، مراسم بهترین دوستم نرفتم،دایما با دوستا و خانواده خودشه، من ازش میترسم نمیزاره حتی برنامه ای که مجری مرد داره ببینم فکر میکنه من عاشق اونم و بهش نمیگم هیچ جایی ندارم که برم. میدونه مجبورم هر ماه بهم میگه سهمیه کتکت رسیده تا جوابشو بدم یا چیز کوچیکی بهش بگم تهدید به زدن میکنه، منم دهنم خشک میشه و دستام میلرزه، دلم تنگه برای یک روز تو خیابون قدم زدن،دائما با استرس کارامو انجام میدم، منتظرم بمیره با من […]

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

سوال: سلام خسته نباشید خدمت شما بزگوار ببخشید بنده چند سال پیش ازدواج کردم الان دو تا بچه دارم یکی ۶سال و یکی ۳سال دارد ما همیشه اختلاف نظر داشتیم باهم بالاخره چند ماه پیش جدا شدم هر دو بچه هم با من هستن الان ازدواج کردم با یک خانم که معلم هستن قبل عقد قول دادم که من شمارو می زارم برین تدریس کنید الان عقد کردیم الان فکر میکنم اشتباه کردم چون منم مغازه دارم کارم * اگر بنا باشه هر دو ما از خانه بریم سر کار بچه ها چکار میشن از اون طرف نمیخواستم بهش دروغ بگم عروسی میکردم بعد میگفتم نرو معلمی تون الان اونم مگه من از معلمی خود نمیگزرم عروسی هم نمیخام بگیرم […]

قبل ازدواج ما باهم قول وقرارایی گذاشته بودیم اما الان زده زیرهمشون، بهم توجه نمیکنه

قبل ازدواج ما باهم قول وقرارایی گذاشته بودیم اما الان زده زیرهمشون، بهم توجه نمیکنه

سوال: سلام من ۱۸سالمه و تازه یک ساله که ازدواج کردم همسرمم۲۶سالشه راستش قبل ازدواج ما باهم قول وقرارایی گذاشته بودیم اما الان زده زیرهمشون اصلا بهم توجه نمیکنه فقط ب فکر کفتربازی و رفیق بازیاشه اصلا به فکر پیشرفت زندگی نیست به من محبت نمیکنه فحشای خیلی بد میده پدر فوت شده ام را فحش میدهد اصلا باهم حرف نمیزنیم خیلی سعی کردم درستش کنم اما هیچ جوابی جز اینکه هرکار دوست داشته باشم میکنم و به تو ربطی نداره اگه میخای برو طلاق بگیر نشنیدم آدم کله شقیه منم دیگ خسته شدم افسردگی گرفتم میخام جدا شم مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی ) با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز جهت یک ازدواج […]

شوهر من میگه هرچی من میگم تو بگو چشم تو هیچ موردی تو دخالت نکن

شوهر من میگه هرچی من میگم تو بگو چشم تو هیچ موردی تو دخالت نکن

سوال: شوهر من میگه هرچی من میگم تو بگو چشم تو هیچ موردی تو دخالت نکن اگه کار اشتباه میکنه ک هیچ وقت ازنظرخودش کارش اشتباه نمیکنه میگه تو حرف نزن رسم اینو نمیفهمه کسی ک زن داره ی جاهایی اگه داره اشتباه میکنه زنش اروم باید بهش بگه تو جمع یهوی بلند میگه توحرف نزن خونه هم ک هست اصلاحرف نمیزنه یا با دوستاش حرف میزنه یا تو گوشی هست حرف هم ک بزنم توجه نمیکنه میگم برم خونه بابام میگه دوست داری برو میگم اگه ترک کردی چرا هنوز میری جلسه معتادی میگه دوست دارم میرم میگم بخاطر من دیگه جلسه رفتن را ترک بکن میگه نمیکنم اصلا تو خونه نیست یا سرکار هست هر روز هم ک […]

بیماری چشمی و ام اس گرفتم، دارم آمپول میزنم شوهرم می گه بدبخت فلج میشی

بیماری چشمی و ام اس گرفتم، دارم آمپول میزنم شوهرم می گه بدبخت فلج میشی

سوال:   سلام خانمی ۲۸ ساله هستم بایه فرزند دختر شوهرم ۳۲سالشه تقریبا میشه گفت مردخوبیه یعنی نسبت به اوایل زندگی خیلی بهترشده قبلنا آدم خیلی بی منطقی بود رفیق بازبود اعتیادپیدا کرد باهزارجنگ اعصاب ترکش دادم خونوادشم پشتش بودن بخاطر همینا یه مریضی اومدسراغم که چشمام یا تاربودن یا دوبینی داشتن چندتاشهردکتررفتم دارو گرفتم تابهترشدم بعدازیه مدت دوباره بیماریم عودکرد به شوهرم گفتم دوسه روز بعدش بازدعوامون شدداشت از خونه میرفت بیرون گفت اینقدپول خرجت کردم هنوزمیگی چشمام کاجن.خشکم زد واگذارش کردم به خدا دوماه بعدش دیابت گرفت شدید که ۵روزتوکما بود وازاون روز داره انسولین میزنه ولی بازم هروقت دعوامون میشه مریضی منو یادآوری میکنه راستی من بعدا فهمیدمmsگرفتم یه مدت آمپول زدم الان خداروشکرقرصشم اومده دارم میخورم […]

درمانده شدم که خونه مادرشوهرم بمونم و کمکش کنم یا برگردم خونه بابام و طلاق بگیریم

درمانده شدم که خونه مادرشوهرم بمونم و کمکش کنم یا برگردم خونه بابام و طلاق بگیریم

سوال: سلام خانمی ۲۶ساله هستم مدت نه سال ازدواج کردم و همسرم ۳۵سال داره یک فرزند زیر هفت سال دارم حدود یک سال پیش با حکم دادگاه جهازم رو جمع کردم به دلیل اعتیاد وبی توجهی شوهرم مهریه ام رو به اجرا گذاشتم و برای طلاق وکیل گرفتم شوهرم با این که دخترم پیش من بود اصلا پول نمیداد و خانواده اش پولهاش رو به حساب خودشون ریخته بودن تا من نتونم با اقدام قانونی پولی بگیرم. اما شوهرم شهریور ماه اصرار کرد که برگرد و کمکم کن تا ترک کنم اما با این که مدتی در بیمارستان مغز و اعصاب بستری بود بعد از مرخص شدن دوباره اعتیاد رو شروع کرد وقتی بهش میگم اگه واقعا پاکی ازمایش بده […]

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

سوال: آیا باید گذشته را با تمام جزییات به همسرمون بگیم؟حتی گذشته ای که از روی واقعا بچگی بوده..مثلا فاصله سنی ۱۹تا ۲۱…اگر خطایی کرده باشیم و توبه کرده باشیم باز هم باید با تمام جزییات به همسرمون بگیم و اگر نگیم خیانتکار محسوب میشویم؟چند وقتیه که همش فکر میکنم گناهکارم…سیاهم…وقتی فکر میکنم حالت تهوع میگیرم…دوس دارم همش بخابم…اشتها ندارم..دوس ندارم با کسی حرف بزنم…همش فکر میکنم میخان یادم بیارن که گناه کارم…یه وقتایی پشت دستمو گاز میگیرم تا تخلیه شم…با اینکه من و همسرم مث واقعا زمان دوستیمون باهم راحت هستیم ولی یه زمانی به اسم غیرت خیلی از گذشته میپرسه..وقتی جواب میدم قانع نمیشه و سوالاش برطرف نمیشه در صورتی که قبلن اصن نمیپرسید و میگفت مهم الانه…منم […]

نامزدم از گذشتم کنکاش میکنه،خودمو گناهکار میدونم بهش گفتم اگه میخای همه چیو بهم بزنم 

نامزدم از گذشتم کنکاش میکنه،خودمو گناهکار میدونم بهش گفتم اگه میخای همه چیو بهم بزنم 

سوال: سلام.من یکسال با پسری دوست بودم وده ماه قبل عقد کردیم وهمو بسیار دوست داریم.هم من و هم ایشون دوستی دیگری هم پیش از اشنایی با همدیگر داشتیم که همان اول مطرح کردیم.ولی از وقتی عقد کردیم ایشون خیلی سوال از گذشته میپرسن و من هم که دوس ندارم دروغ بگم جواب میدم ولی یه موقع هایی واقعا یاداوری ایشون برام عذاب اوره.وقتی من سوال میکنم از خودش میگن که قبلا بهت گفتم یا یادم نیس..مرتب دوست داره کنکاش کنه..خیلی احساس گناه میکنم از گذشته..همش خودمو سرزنش میکنم…ایشون هم یه موقع هایی میگه یه فکرایی میاد سراغم که اعصابمو خورد میکنه و هی سوال میکنه از گذشته..بعد قهر میکنه جوابمو بد میده..سرد میشه…تا یه زمانی دوباره برگرده به حالت […]

1 2 3 29