تمام مطالب دسته بندی : احساس پشیمانی بعد از ازدواج

ازدواج از روی بی علاقگی و اجبار خانواده

ازدواج از روی بی علاقگی و اجبار خانواده

سؤال : سلام من * سامه و با یک مردی ازدواج کردم که اصلن نمیشناسمش ولی من بخاطر خانوادم این کارو کردم شوهرم * سالشه خودش میگه دوستت دارم اما من دوستش ندارم هرکاری میکنم دوستش دادشته باشم نمیتونم شاید بخاطر که یک زندگی رو تجربه کرده نمیتونم دوسش داشته باشم شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام دوست داشتن نیازی به تحلیل و بررسی نداره، یا ما از همون دیدار اول به کسی حس خوب داریم و یا نداریم. تو ازدواج هم علاقه‌ی اولیه خیلی مهمه و اگه نباشه مشکلات زیادی رو به وجود میاره و به دوطرف آسیب روحی شدیدی می‌زنه. توصیه‌ی من به شما اینه که به همسرتون این موضوع رو صادقانه بگید و باهاشون […]

همسری ترسو دارای کمبود و تودار دارم که رابطه خوبی با خانواده م نداره

همسری ترسو دارای کمبود و تودار دارم که رابطه خوبی با خانواده م نداره

سؤال : سلام مردی* ساله * تحصیلات * دارای *فرزندومدت *سال از ازدواجم با * میگذره ازدواج ما سنتی بوده طی این* سال همسرم به زور حاضره مهمانی کسی بره یا کسی بیاد مدرسه بچه هامون به اکراه میره سر بزنه عید نوروز به اکراه میره البته سمت خانواده خودشون به این شدت نیست هر وقت سالی ماهی یباربریم سمت خونه مادرم  سر اینکه تحویل نگرفتن و رفتارخواهرم اینطوربوده و….تو خونه باب قهر وکینه چند روزه رو شروع میکنه و میگه بچه های خواهرت هم نیان و…هم نیاد و….که من بخاطر ابروی خانواده پیش خونواده خودم یا خودشون مطرح نمیکنم منم مثل خودش کم محلیش میکنم وبعد هفت یا ده روز مجدد صلح موقت من همیشه بخاطر داشتن شغل رسمی […]

به خاطر بی محبتی و سروضع ناآراسته شوهرم جذب یک آدم سیاستمدار و شیک پوش شدم

به خاطر بی محبتی و سروضع ناآراسته شوهرم جذب یک آدم سیاستمدار و شیک پوش شدم

سؤال : سلام خانمی هستم * ساله که * سال پیش با *** ازدواج کردم که متاسفانه پر از مشکلات بود اول اینکه ایشون خانواده کاملا از هم پاشیده ای داشتند ******** که از اول پای اختلاف ها شروع شد و من هم پدرم مشکلاتی داشت و به ناچار با ایشون ازدواج کردم  متاسفانهدر مقابل حرفها و توهین خانواده خودشون همیشه ساکت بودن که اصلا الان نمیخوام در موردش حرف بزنم به دلایلی سال ها با خانواده ش قطع رابطه داشتیم ولی زخم زبانها … ما تو زندگی سختی زیاد داشتیم شوهرم هر وقت دلش میخواست کار میکرد و هر وقت دوست نداشت خونه بود اجاره و هزینه خونه کلا بر دوش من بود به هر کاری دست میزد تهش […]

به خاطر فاصله دور شهرستان هامون مادرم مخالف ازدواج با دختر مورد علاقه م هست

به خاطر فاصله دور شهرستان هامون مادرم مخالف ازدواج با دختر مورد علاقه م هست

سؤال : سلام لطفا جوابمو بدید مدت طولانیه دختری رو در دانشگاه زیر نظر داشتم و بعد از چن سال که بررسی کردم ،ترم آخرم ازش خواستگاری کردم اما مادرم مخالفت میکرد بخاطر فاصله شهرستان هامون هر راهی بلد بودم به کار بستم..محبت..منطق..تهدید.. تا مادرم بیاد خواستگاری یا حتی ببینتش اما حتی حاضر نیست ببینتش عکسشو دیده میگه به دلم ننشست مخالفم!شرایط مالیمم خوب نیست اما من واقعا عاشقشم و دوسش دارم و تست تفاهم سنجی زدیم بالا۹۰درصد اشتراک و تفاهم داشتیم الان موندم نمیدونم چجور مادرمو راضی کنم کار موقت دارم(کار اموزی برای کار دائمی).. در حین سربازی ام قبل از سربازی مادرم در جریان عاشقی من بود اما فقط مخالفت کرد و اقدامی نکرد این فاصله و انتظار […]

آیا طی کردن مسافت طولانی برای دیدن طرف مقابل نشان از عشق هست ؟

آیا طی کردن مسافت طولانی برای دیدن طرف مقابل نشان از عشق هست ؟

سؤال : سلام،خواهش میکنم کمکم کنین چون به مرز خودکشی رسیدم،من دختری *ساله هستم،وقتی در سن پایین بودم ی نامرد بهم تجاوز کرد وفرار کرد که متاسفانه به خاطر ترس به کسی از خانوادم نگفتم،تو سن *سالگی پسر یکی *** به خواستگاری من اومد وچون * کوچکتر بود قبول نکردم ولی اون ول نکرد اینقدر اومد ورفت و ادعای عاشقی کردتا قبول کردم ولی روز عقد نیومدو دلیلش این بود که من ************.این دوتا اتفاق باعث شدکه من ازمردها متنفر بشم و به بقیه خواستگار هایم جواب منفی بدم.تا اینکه یکسال پیش دریک گروه تلگرامی با مردی آشنا شدم که دوتا دختر داشت و از زنش جداشده بود،همه شرایط مالی و اخلاقی ما خیلی به هم شبیه بود،حتی به خاطر […]

سن پایین ازدواج کردم شوهرم با حجابم مشکل داره و خانواده ش با من لج هستن

سن پایین ازدواج کردم شوهرم با حجابم مشکل داره و خانواده ش با من لج هستن

سؤال : سلام وقتتون بخیر دختری هستم *  ساله شیش ماه ک عقد کردم با مردی ک سنتی باهاش اشنا شدم و ایشون * سالشه ایشون همه چیش خوبه رفتارش کاملا با من سازگار و مرد خیلی ارومو ریلکسیه و این ریلکس بودنش رو مخمه ی قضیه دیگم هست اینه ک من بدحجابم و یذره با حجابمم مشکل داره،خاونوادش با من لجن بخاطر سن کمی ک دارم هرچی میگن سکوت میکنم و اون ها فک میکنن من متوجه کنایه هاشون نمیشم پدرشون خیلی قرقرو هستن و ب همه کارهای ما گیر میدن مثلا میریم بیرون همش زنگ میزنن ک بیاید خونه و اینا نسبت ب خانوادش تنفر دارم لطفا کمکم کنید با واهنماییتون شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي […]

آیا به خواستگاری مجدد نامزد سابقم که وابسته به مادرش بوده و اختلاف زیاد طبقاتی و خانوادگی داریم برم

آیا به خواستگاری مجدد نامزد سابقم که وابسته به مادرش بوده و اختلاف زیاد طبقاتی و خانوادگی داریم برم

سؤال : با عرض سلام و خسته نباشید حدود س سال پیش خاستگاری یکی از دخترای فامیل ک تقریبا نزدیک بود رفتم شناخت چندانی از خونوادشون نداشتیم و فقط در ظاهر اونارو میشناختیم بعد از یکی دوماه نامزدی ب اخلاق باطنی خونواده پی بردیم و دیدیم ک اختلافات زیادی از نظر طبقاتی و خونوادگی و اخلاقی با هم داریم و نامزدیو بهم زدیم و نامزدم خیلی ب مادرش از لحاظ احساسی نزدیک و وابسته بود و الان هم همینجوریه و هنوزم ب مادرش وابستست و لحظه ای از هم جدا نمیشن و چون اولین فرزند خونواده هست زیادی بش حساسن و بار ها تو هر موقعیتی سر مسائل کوچیک حتی بعد از نامزدی خونواده اونا با ما جرو بحث داشتن […]

محل کار شوهرم شهر دیگه ای هست و من توان جدا شدن از پدر و مادرم رو ندارم

محل کار شوهرم شهر دیگه ای هست و من توان جدا شدن از پدر و مادرم رو ندارم

سؤال : من یه دختر * ساله هستم ساکن * اما همسرم ساکن * مشکل من اینه ک نمیتونم بدون پدرو مادرم ب محل زندگی همسرم برم و عروسیمو بگیرم همسرم خیلی مرد خوب و مهربونه منو همیشه درک کرده کنارمه همیشه اما من توان جدایی از پدرو مادرمو ندارم میشه بهم بگید ک چیکار کنم مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی ) با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز از جمله صحبتهایی که در  گفت و گوهای اولیه ازدواج می بایست صورت پذیرد بحث محل سکونت می باشد که حتما می بایست مطرح گردد و دو طرف قبل ازازدواج باید در این مورد کاملا به توافق رسیده باشند. در مورد شما نمی دونم که این […]

به خاطر روال کسل کننده زندگی، تنهایی و بی توجهی همسر خیلی دلسرد شدم

به خاطر روال کسل کننده زندگی، تنهایی و بی توجهی همسر خیلی دلسرد شدم

سؤال : سلام خسته نباشید به مدت دو سال قبل ازدواج با شوهرم دوست بودیم و بعد ازدواج کردیم که مشکلم اینه که بعد دو سال زندگی مشترک خیلی دلسرد شدم ازش مدام تو خونه تو یه شهر غریب نشستم و هیچ توجهی رو هم از شوهرم نمی بینم زندگیمون یک روال کسل کننده به خودش گرفته نمیدونم چرا شوهرم اینقدر بی تفاوت برخورد میکنه هیچ وقتی واسم نمیزاره واسه بیرون رفتن تفریح و یا توجه . هر چیزی بهش میگم تا حالا نشده زود انجام بده بعد چند روز بعد چند بار گفتن انجام میده اینم بهتون بگم وضع مالیمونم خوبه حالا باردارم با این فکر که زندگیمون تغییر کنه ولی واقعا با این شرایط نمیدونم زندگیم چطور میشه […]

آیا از طریق چت با کسی به قصد ازدواج آشنا بشیم درست است ؟

آیا از طریق چت با کسی به قصد ازدواج آشنا بشیم درست است ؟

سؤال : سلام وخسته نباشید خدمت وبسایت مشاوره ۲۴٫دختری ۲۱ ساله هستم که مدتی بااقای ۲۶ ساله ای از طریق چت اشناشدم.بااینکه شاید سن کمی دارم ولی باشناخت خودم و گفته اطرافیان دختری بسیار منطقی و حدوداپخته ای هستم.اول اینکه به نظرتون اگه مسیر اشنایی به درستی طی شود اینکه از طریق چت اشنا شدیم درست است یاخیر؟واین اقا از لحاظ اخلاقی چیز کم ندارن و برا منم کم نمیزارن .مشکلم اینه که من همیشه تو اولیتام بود که با پسری اشناشم که درعین مستقل بودن،درامد عالی و بتونن رفاه رو برام ایجاد کنن. وحتی درذهنم شرایط ایشون نمیگنجیدایشون مغازه دارن و واقعا بهم ثابت کردن که حاضرن به خاطر من حتی شده شبانه روزی کار کنن ولی بازم به […]

شوهرم عکس دوست دخترهاش رو به من نشون میده به خاطر بچم تحمل میکنم

شوهرم عکس دوست دخترهاش رو به من نشون میده به خاطر بچم تحمل میکنم

سؤال : شوهرمو به خاطر بچم دارم تحمل می کنم شرایط خیلی سختی هست خیلی بهش می گم اگه من خیانت می کردم چیکارم می کردی می گه می گشتمت می گه من همینم دوست داری بمون دوستم نداری برو خونه بابات بچه رو هم ببر با افتخار عکس خودشو دوست دختراشو میاره نشونم ترس من اینه بعد طلاق هیچ حامی نداشته باشم اعتماد بنفسمو کلا از دست دادم شما بگید من در این شرایط باید از چه روشی رو پیش بگیرم تنها دلخوشیم اینه در حال حاضر که شوهرم صبح میره و تا دیر وقت بر نمیگرده حداقل یه جایی رو دارم که با فرزندم اروم زندگی کنم مهدی وفانوش ( دانشجوی دکترای مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی ) از […]

همسرم میگه با اصرار خانواده با تو ازدواج کردم و هیچ علاقه ای به تو ندارم

همسرم میگه با اصرار خانواده با تو ازدواج کردم و هیچ علاقه ای به تو ندارم

سؤال : با همسرم عقد کردیم از همون اول احساس میکردم به من بی میل هست و با اصرار خانواده اش با من ازدواج کرده ولی فکر میکردم با محبت کردن میتوانم او را به خود علاقمند کنم.تا سه ماه بعد از عقد هر بار بدرفتاری و بی اعتنایی میکرد من نادیده میگرفتم و به او محبت میکردم و هر چیزی که تقاضا میکرد برایش میخریدم.ولی او همچنان یپبه من اهمیت نمیداد. بعد از سه ماه به من گفت که تو را دوست ندارم. چون والدینم از تو خوششان می آمد و با اصرار آنها با تو ازدواج کردم ولی حالا به این نتیجه رسیدم از تو خوشم نمی آید.باید از هم جدا شویم. از ماه سوم عقد تاکنون که […]

1 2 3 9