تمام مطالب دسته بندی : مشکلات زن و شوهر

درمانده شدم که خونه مادرشوهرم بمونم و کمکش کنم یا برگردم خونه بابام و طلاق بگیریم

درمانده شدم که خونه مادرشوهرم بمونم و کمکش کنم یا برگردم خونه بابام و طلاق بگیریم

سوال: سلام خانمی ۲۶ساله هستم مدت نه سال ازدواج کردم و همسرم ۳۵سال داره یک فرزند زیر هفت سال دارم حدود یک سال پیش با حکم دادگاه جهازم رو جمع کردم به دلیل اعتیاد وبی توجهی شوهرم مهریه ام رو به اجرا گذاشتم و برای طلاق وکیل گرفتم شوهرم با این که دخترم پیش من بود اصلا پول نمیداد و خانواده اش پولهاش رو به حساب خودشون ریخته بودن تا من نتونم با اقدام قانونی پولی بگیرم. اما شوهرم شهریور ماه اصرار کرد که برگرد و کمکم کن تا ترک کنم اما با این که مدتی در بیمارستان مغز و اعصاب بستری بود بعد از مرخص شدن دوباره اعتیاد رو شروع کرد وقتی بهش میگم اگه واقعا پاکی ازمایش بده […]

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

سوال: آیا باید گذشته را با تمام جزییات به همسرمون بگیم؟حتی گذشته ای که از روی واقعا بچگی بوده..مثلا فاصله سنی ۱۹تا ۲۱…اگر خطایی کرده باشیم و توبه کرده باشیم باز هم باید با تمام جزییات به همسرمون بگیم و اگر نگیم خیانتکار محسوب میشویم؟چند وقتیه که همش فکر میکنم گناهکارم…سیاهم…وقتی فکر میکنم حالت تهوع میگیرم…دوس دارم همش بخابم…اشتها ندارم..دوس ندارم با کسی حرف بزنم…همش فکر میکنم میخان یادم بیارن که گناه کارم…یه وقتایی پشت دستمو گاز میگیرم تا تخلیه شم…با اینکه من و همسرم مث واقعا زمان دوستیمون باهم راحت هستیم ولی یه زمانی به اسم غیرت خیلی از گذشته میپرسه..وقتی جواب میدم قانع نمیشه و سوالاش برطرف نمیشه در صورتی که قبلن اصن نمیپرسید و میگفت مهم الانه…منم […]

از اینکه شوهرم سرخود و بدون هماهنگی با من مهمون دعوت می کنه بیزارم

از اینکه شوهرم سرخود و بدون هماهنگی با من مهمون دعوت می کنه بیزارم

سوال: سلام خسته نباشید من بیست سالمه و شوهرم سی سالشه سه ساله که ازدواج کردیم شوهرم اخلاقش یکم تنده ولی در کل مهربونه مرد خیلی خوبیه ولی از یه جهت واقعا اذیتم میکنه اونم اینه که سره خود مهمون دعوت میکنه خونه…یهو میبینی زنگ میزنه میگه امشب مهمون داریم چند بارم باهاش دعوام شده که چرا اینکارو میکنی من مهمونو میخوام چیکار کسی از ما انتظار نداره همه رو میریزی خونه نمیتونم جابه جا کنم واقعا خسته میشم ولی اصلا توجه نمیکنه به حرفام کاره خودشو میکنه….خانواده خودم سالی یه بار میان مهمون خونه ما ولی خانواده ایشون اکثرا اینجان‌ واقعا دیگه ازین کاراش بی زار شدم بدون اینکه به من بگه بدون اینکه بفهمه خونه چیزی واسه مهمون […]

نامزدم از گذشتم کنکاش میکنه،خودمو گناهکار میدونم بهش گفتم اگه میخای همه چیو بهم بزنم 

نامزدم از گذشتم کنکاش میکنه،خودمو گناهکار میدونم بهش گفتم اگه میخای همه چیو بهم بزنم 

سوال: سلام.من یکسال با پسری دوست بودم وده ماه قبل عقد کردیم وهمو بسیار دوست داریم.هم من و هم ایشون دوستی دیگری هم پیش از اشنایی با همدیگر داشتیم که همان اول مطرح کردیم.ولی از وقتی عقد کردیم ایشون خیلی سوال از گذشته میپرسن و من هم که دوس ندارم دروغ بگم جواب میدم ولی یه موقع هایی واقعا یاداوری ایشون برام عذاب اوره.وقتی من سوال میکنم از خودش میگن که قبلا بهت گفتم یا یادم نیس..مرتب دوست داره کنکاش کنه..خیلی احساس گناه میکنم از گذشته..همش خودمو سرزنش میکنم…ایشون هم یه موقع هایی میگه یه فکرایی میاد سراغم که اعصابمو خورد میکنه و هی سوال میکنه از گذشته..بعد قهر میکنه جوابمو بد میده..سرد میشه…تا یه زمانی دوباره برگرده به حالت […]

شوهرم موقع دعوا نمیاد از دلم در بیاره دست پیشم میگیره و کلی بهم بدو بیراه میگه

شوهرم موقع دعوا نمیاد از دلم در بیاره دست پیشم میگیره و کلی بهم بدو بیراه میگه

  سوال: با سلام بنده ۲۳ سالمه و شوهرم ۳۳ سالشه. ۶ساله ازدواج کردیم. همسرمن بداخلاقه وهمیشه دوست داره حرف،حرف خودش باشه.و من فک میکنم این اختلاف نظرها ب خاطر اختلاف سنی زیادمونه. و اصلا ب نظر و حرفای من اهمیت نمیده. و ب شدت حرفای بابا مامانشو قبول داره. ی چن وقتی ک جرو بحثامون بیشتر شده همش ازمن ایراد میگیره. از خونه داریم. از بچه داریم. ازحجابم.(بااینک من ی مانتوی بلندمیپوشم. روسریم جلو. طوریم لباس نمیپوشم ک جلب توجه کنه) ب قول خودش از شوهر داریم. افکارمون خیلی باهم متفاوت. اصلا منو قبول نداره.بهم ک کلی حرف میزنه منم باهاش سرسنگین میشم.همیشه علاوه بر اینک نمیاد از دلم دراره دست پیشم میگیره وکلی بهم بدو بیراه میگه و […]

من عاشق پسرعمومم و حس می کنم زن و بچه هاش جای منو تو دلش گرفتن

من عاشق پسرعمومم و حس می کنم زن و بچه هاش جای منو تو دلش گرفتن

  سوال: من پسرعموم خیلی دوس دارم واقعا عاشقش هستم ایشون هم همینطور اما ایشون متأهلن و صاحب * فرزند هستن مشکل اینجاست ک من ب زن و بچه هاش احساس حسادت میکنم یعنی میگم اونا جای منو تو دلش گرفتن ولی من موندم چکار کنم از ی طرف خیلی پسرعموم دوس دارم واقعا نمیتونم بدون ایشون زندگی کنم از طرفی زن و بچه هاش زنش از اقوام هر دومون هستن …پسرعموم راجب من ب خانمش همه چی گفته ک منو میخوادو قصد ازدواج با من داره و خانمش راضیه پسرعموم واقعابسیار مرد خوب و باشخصیتیه جلوی همه فامیل بخاطر من وایساده بهشون گفته دختر عموم تک فرزنده کسیرو نداره من نمیخوام از دسش بدم و من تکیه گاهش میشم […]

دلم میخواد ازشوهرم محبت ببینم، واقعا دلم میخواد زندگیم درست بشه

دلم میخواد ازشوهرم محبت ببینم، واقعا دلم میخواد زندگیم درست بشه

دلم میخواد طلاق بگیرم خسته شدم ازبس تحمل کردم عین دشمن با من رفتارمیکنه واقعا دلم میخواد زندگیم درست بشه امایه طرفه نمیشه دلم میخواد ازشوهرم محبت ببینم ازاول هم همینجوربوده فقط کلامی قبل از ازدواج محبت داشته تمام روز سرکاره اما همش میگه ندارم یقرون نشون من نمیده یا خرجی برای زندگیش کنه منم خسته شدم هرچی طلا داشتم فروختم برای اینکه شکم خودش وبچه رو سیر کنم تازه میگه این غذا رو دوست دارم اونو دوست دارم انگارچیزی خریده ازمن ایرادم میگیره تمام مدت فقط برای آزار دادن من تلاش میکنه تمام ساعت روز دنبال بهانه اس که لج کنه وبهانه ای درست کنه تا بره تو اتاق تنها باشه ارامش داشته باشه ومدام در فضای مجازی باشه انگار نه انگارمتاهله منونمیبینه برای بیرون رفتن حتی نیم ساعت یا رابطه زناشویی وهرچی من پیش قدم هستم بسیار رفتارش عجیب غریبه از راه میرسه لباسهاش میریزه

وقتی به همسرم محبت می کنم ازم فراریه و وقتی محلش نمیزارم میاد طرفم

وقتی به همسرم محبت می کنم ازم فراریه و وقتی محلش نمیزارم میاد طرفم

با سلام. خانومی هستم که ۶ سال قبل با اینکه یکی رو دوست داشتمو ایشونم خواهان من بودن ولی بهم نرسیدیم و من برخلاف خواسته ام و اینکه همسرم خیلی وعده وعید داده بودن بعدها سعی کردم دوستش داشته باشم تا بتونم از گذشته خارج شم و مؤفق شدم تا حدودی ، ولی الان همسرم هیچ علاقه ای به خانه ندارن باتوجه به شناختی هم که ازش دارم کس دیگه ای هم تو زندگیش نیست اما وقتی بهش محبت میکنم ازم فراریه و وقتی زیاد محلش نمیذارم میاد و خیلی هم خوب میشه ولی من دوست دارم اون عشقی که قبلا داشتم با همسرم داشته باشم ممنون میشم راهکار بدید من واقعا نمیدونم چجوری باید باهاش رفتار کنم. وقتی به شوهرم محبت میکنم ازم فراریه ، نمیدونم چجوری باهاش رفتار کنم.

خامم بددله و رابطمو با دوستای متاهلم قطع کرده به این دلیل که خانوماشون سرشون به زندگیشون نیست

خامم بددله و رابطمو با دوستای متاهلم قطع کرده به این دلیل که خانوماشون سرشون به زندگیشون نیست

پسری هستم  ۲۳ ساله که بنا به شغلی که داشتم دائم داخل اجتماع بودم و خانومم ۱۸ساله تو ی خانواده کم رفت و امد و از اجتماع دور بودن شش ماهه تو عقدیم و هیچ مشکلی نداریم جز این که همسرم از این که من پشتیبان خانوادمم (فقط در برخی از مشکلاتشون )ناراحته و به رفتارها و گفتگو هاش بیان کرده.. اخه من طوری بزرگ شدم که نمیتونم درخواست کمک کسی رو رد کنم …

نمی توانم با همسرم ارتباط برقرار کنم،زودرنج است و دایم از حرفها و حرکاتم می رنجد

نمی توانم با همسرم ارتباط برقرار کنم،زودرنج است و دایم از حرفها و حرکاتم می رنجد

سوال:   با سلام. من سه سال و نیم است ازدواج کرده ام. زنم بسیار زودرنج است و دایم از حرفها و حرکات من می رنجد. من در خانواده و محل کار آدم محبوب و خوبی ام و با دیگران رابطه های بسیار خوبی دارم. شوخ طبع و خنده رو هستم. بسیار احساسی و اهل مصاحبت و مدارا. ولی نمی توانم با همسرم ارتباط برقرار کنم چون دایم میگه لحن صحبتت خوب نبود. فلان جور با من صحبت کردی. نباید فلان حرف را به من می زدی. من دیگه خسته شدم. زندگی برای من شده مثل منطقه مین گذاری شده که دایم باید مواظب باشم مین بعدی کی و کجا منفجر میشه. همسرم از مشاوره کراهت داره. نمی دونم چیکار […]

چندباری برای اینکه شوهرمو بترسونم اقدام به خودکشی کردم

چندباری برای اینکه شوهرمو بترسونم اقدام به خودکشی کردم

سوال:   خانومی ۲۰ساله هستم دوساله عقدکردم و یک ساله زندگی مشترکم رو شروع کردم زندگیمون خوبه همدیگه رو خیلی دوست داریم باوجود اختلاف سنی ۱۰ساله ای که بینمون هست خیلی خوب میتونیم باهم کنار بیایم مشکل من برا مواقعی هست که دعوا وبحثی بینمون پیش میاد البته اینم بگم خوشبختانه هرروزی که داره از زندگیمون میگذره دعوا وبحث بینمون کمترمیشه من معتقدم بحث بین زن وشوهر باید بین خودشون بمونه واصلا راضی نیستم جایی فاش بشه مخصوصا بین خانواده ها اما چندباری حین دعواهای شدیدی که داشتیم من برای اینکه شوهرمو بترسونم اقدام به خودکشی کردم واقعا هم فقط قصدداشتم بترسونمش وبفهمونم دعواکردن باهاش منو چقد بهم میریزه  اما حالا میبینم شوهرم ازکار من بشدت ترسیده وحتی کوچکترین بحثی […]

از لج بی محلی های همسرم عاشق یکی از پسرای دور فامیل دورش شدم

از لج بی محلی های همسرم عاشق یکی از پسرای دور فامیل دورش شدم

سوال: سلام من یک زن ۲۳ ساله هستم که یک پسر ۳ ساله دارم همسرم خیلی به ما بی محلی میکنه متاسفانه عاشق پسر فامیلای دور شوهرم شدم یک هفته هست که ارتباط پیامکی داریم روز به روز وابسته تر میشم لطفأ کمکم کنید باید چیکار کنم؟   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران)   سلام خب معنی این ارتباط شما عصبانیت شما از همسرتون و تلافیه. چون دقیقا هم با فامیل ایشون دارید اینکار رو می‌کنید که رنجش بیشتری برای ایشون ایجاد کنه. مسلمه بی‌توجهی‌ها و بی‌محلی‌های این سه سال ایشون خشم زیادی رو تو شما ایجاد کرده. من در درجه‌ی اول می‌خوام شما متوجه این خشمتون بشید. در درجه‌ی بعد می‌خوام هدفتون رو از این ارتباط […]

1 2 3 4 47