تمام مطالب دسته بندی : گذشته تلخ

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

سوال: سلام خسته نباشید خدمت شما بزگوار ببخشید بنده چند سال پیش ازدواج کردم الان دو تا بچه دارم یکی ۶سال و یکی ۳سال دارد ما همیشه اختلاف نظر داشتیم باهم بالاخره چند ماه پیش جدا شدم هر دو بچه هم با من هستن الان ازدواج کردم با یک خانم که معلم هستن قبل عقد قول دادم که من شمارو می زارم برین تدریس کنید الان عقد کردیم الان فکر میکنم اشتباه کردم چون منم مغازه دارم کارم * اگر بنا باشه هر دو ما از خانه بریم سر کار بچه ها چکار میشن از اون طرف نمیخواستم بهش دروغ بگم عروسی میکردم بعد میگفتم نرو معلمی تون الان اونم مگه من از معلمی خود نمیگزرم عروسی هم نمیخام بگیرم […]

با هرکی حرف میزنم بعد چندوقت ازم خسته میشه کسی باهام رفیق نمیشه

با هرکی حرف میزنم بعد چندوقت ازم خسته میشه کسی باهام رفیق نمیشه

    سوال: من یه پسر۲۰ساله هستم ولی ازتوو انگار۱۰۰سالمه من مث سوال خودم ندیدم مشکلم ممکنه خنده دارباشه ولی واسه ی خودم خیلی خیلی مهمه. من ۱۰سال یا شایدم بیشتره که از تنهایی رنج میکشم هیشکی به اون صورت باهام رفیق نمیشه. سالمم بیماری خاصی ندارم قیافمم معمولیه ولی نمیدونم قضیه چیه که تا الان من یه دوست واقعی ندارم باهرکی ام میحرفم بعد دو سه روز ازم خسته میشه و حس میکنم که مایل نیست زیاد باهام حرف بزنه توحرفامم سعی میکنم توهین یا تمسخرکسی ام نکنم ولی باز… توو دوران مدرسه حتی الان که تو دانشگاهم بازقضیه اینجوری میگذره حس میکنم که اصلا من واسه بودن تو ادما ساخته نشدم شاید حرفم واستون خنده دار باشه ولی […]

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

سوال: آیا باید گذشته را با تمام جزییات به همسرمون بگیم؟حتی گذشته ای که از روی واقعا بچگی بوده..مثلا فاصله سنی ۱۹تا ۲۱…اگر خطایی کرده باشیم و توبه کرده باشیم باز هم باید با تمام جزییات به همسرمون بگیم و اگر نگیم خیانتکار محسوب میشویم؟چند وقتیه که همش فکر میکنم گناهکارم…سیاهم…وقتی فکر میکنم حالت تهوع میگیرم…دوس دارم همش بخابم…اشتها ندارم..دوس ندارم با کسی حرف بزنم…همش فکر میکنم میخان یادم بیارن که گناه کارم…یه وقتایی پشت دستمو گاز میگیرم تا تخلیه شم…با اینکه من و همسرم مث واقعا زمان دوستیمون باهم راحت هستیم ولی یه زمانی به اسم غیرت خیلی از گذشته میپرسه..وقتی جواب میدم قانع نمیشه و سوالاش برطرف نمیشه در صورتی که قبلن اصن نمیپرسید و میگفت مهم الانه…منم […]

تصمیم به جدایی داریم، میخوایم بچه مون رو سقط کنیم

تصمیم به جدایی داریم، میخوایم بچه مون رو سقط کنیم

  سوال: با سلام و خسته نباشید من یک آقای* ساله هستم و یازده سال است که ازدواج کردم و حاصل زندگی ما یک فرزند است در این یازده سال هم لحظات خوب داشتیم و هم خیلی بد ولی همسر من هیچوقت نفهمید که من چی میخواهم از او با وجود اینکه بار ها به او گفته ام که همسر من اینطور نباش من این کارها را دوست ندارم فقط اون لحظه میگفت باشه حتما ولی از فردا دوباره همان اش و همان کاسه. خلاصه در این یازده سال چند بار هم تا طلاق رفتیم ولی به خاطر اینکه تا حدی هنوز تو دلم بود بهش فرصت میدادم ولی الان دیگه به اخر خط رسیدم و حتی یک ذره او […]

داداشم بدون هیچ صیغه نامه ای با خانمی مطلقه و بدنام وارد رابطه شده

داداشم بدون هیچ صیغه نامه ای با خانمی مطلقه و بدنام وارد رابطه شده

سوال: با سلام داداش بنده وارد رابطه با یک زن مطلقه شده است(دوستی) و این زن جوری روی داداشم تاثیر گذاشته که داداشم به خاطر رسیدن بهش و ازدواج،حتی با پدر و مادرمان هم دست به یعقه می شود این زن سابقه بسیار بدی هم در شهر دارد و مایه آبروریزی ما خواهد شد مدتی به سختی باعث شدیم که از هم فاصله بگیرند که در همین مدت ماشین داداشم را شبانه جلوی منزلمان آتش زدند که به احتمال قوی کار خانواده همین زن می باشد اما مجدد به طرف داداشم روی آورده و تمام قضایا از اول. به چه طریقی بنده می توانم شاکی ایشان بشوم؟ در ضمن رابطه جنسی هم با هم دارند بدون هیچ صیغه نامه ای […]

آیا با داشتن رابطه جنسی و از دست دادن پرده بکارت میشه طرف رو مجبور به ازدواج کرد؟

آیا با داشتن رابطه جنسی و از دست دادن پرده بکارت میشه طرف رو مجبور به ازدواج کرد؟

سوال:   سلام من ۷ سال هست با پسری دوست هستم و همواره قصدمون ازدواج بوده ولی متأسفانه خانواده شون مخالفت میکنن . یعنی حالا که ایشون موقعیت و شغل مناسب دارن خونوادشون از اینکه به خواستگاری من بیان خودداری میکنن. زندگی خودمو در حال نابودی می بینم و حالا پرده بکارت هم ندارم . حالا اون آقا هم میگه با مخالفت خانواده ها خوشبخت نمیشیم و بهتره در این شرایط ازدواج نکنیم . من سؤالم اینه که با داشتن رابطه جنسی در این هفت سال و نداشتن پرده بکارت  از لحاظ حقوقی میتونم ایشون رو مجبور به ازدواج کنم ؟ تنها امیدم شمایید سریعتر جواب منو بدید شایان درخشانیان ( کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه اصفهان و وکیل دادگستری […]

چطوری با حس های بد وجودم مبارزه کنم و آدم موفق و مستقلی بشم

چطوری با حس های بد وجودم مبارزه کنم و آدم موفق و مستقلی بشم

  سوال: با سلام،من یه دختر * ساله هستم و وقتی*سالم بود مادرم و وقتی* سالم بود پدرم رو از دست دادم و به نوعی خواهر ها و برادرم من رو تربیت کردن و تا حدودی هم روششون نادرست بوده و من فکر می کنم از این راه ضربه هایی خوردم که الان دارن بروز پیدا می کنن،و من با اون ها بیش از * سال فاصله سنی دارم و بزرگترینشون * سال با من اختلاف سنی داره، خواهر ها و برادرم مشکل اضطراب و استرس و افسردگی دارن و خیلی وقتا من نمیتونم باهاشون درد و دل کنم و همش میگم کاش یکی بود که من رو درک می کرد و شدم یه آدم خیال پرداز .خودمم هم مشکل […]

پسره بهم قول ازدواج دروغ داد و بعد از رابطه جنسی ازم جدا شد

پسره بهم قول ازدواج دروغ داد و بعد از رابطه جنسی ازم جدا شد

سوال: سلام من حدود * سال سن دارم * سال پیش با یه پسر آشنا شدم که خب خیلی ازش خوشم میومد و ایشون هم این ادعا رو داشتن و من کنترل شده با ایشون بیرون میرفتم و از این جور قرارا داشتیم تا اینکه ایشون به من قول ازدواج دادن و من هم هیچ شکی نداشتم در اینکه مثلا شاید دروغ بگن و یا هدفدار اینو میگن که فقط اعتماد من رو به داشتن رابطه جنسی جلب کنن که مثلا من فکر کنم دیگه ما مال هم هستیم و مشکلی نیست رابطه هم داشته باشیم . ولی متأسفانه حالا * سال گذشته من با ایشون رابطه جنسی هم داشتم و ایشون حالا که جدا شده میگه من فقط به […]

شوهر خواهرم از کودکی بهم تجاوز می کرد

شوهر خواهرم از کودکی بهم تجاوز می کرد

سوال: سلام من دختر * ساله هستم * سالم بود که شوهر خواهرم بهم تجاوز کرد من به خونوادم چیزی نگفتم هم میترسیدم هم لذت میبردم اوباش خیلی ترس داشتم وبا گریه تن به این کار کثیف میدادم ولی کم کم برام عادت شد * سالم شد همه ی خواستگارو رد میکردم تا اینکه یه روز توبه کردم کشیدم کنار شوهر خواهرم خیلی پا فشاری به ادامه دادن کرد ولی قبول نکردم خواهرم فهمید ولی با شوهرش زندگی کرد من داشتم دیوونه میشدم از اینکه خواهرم فهمیده کم کم برای اینکه از این عذاب راحت بشم با یه پسر دوست شدم و رابطه جنسی داشتیم بعد * ماه دوباره از خودم بدم اومد و کات کردم با یه پسر آشنا […]

ازدواج مجدد کردم ولی نمیدونم چرا بعضی وقتا ب اون همسرم فکر میکنم

ازدواج مجدد کردم ولی نمیدونم چرا بعضی وقتا ب اون همسرم فکر میکنم

سوال: من بعد از * سال زندگی جدا شدم از همسره سابقم و الان * هست ازدواج مجدد کردم و از ازدواج قبل یک فرزند پسر* ساله دارم ..از این ازدواج مجدد هم یک پسر * ماهه دارم شوهرم خیلی اقاست ولی نمیدونم چرا بعضی موقعا ب اون همسرم فکر میکنم میبینم هیچی مثله زندگی اول نمیشه باوجودی ک زندگی گذشته ام خیلی سخت بود اعتیاد فقر و و و..و این زندگی ارامش دارم..نمیدونم شاید بخاطره بچم ک ضربه خورده..ولی نمیدونم ریشه اش از چیه الهام متقی ( مشاور و روانشناس، دانشگاه علوم تحقیقات تهران) سلام معمولا مقایسه به علت عدم پذیرش اتفاق میافته. پذیرش طلاق،پذیرش رنج ها گذشته،پذیرش زندگی جدید،پذیرش فرزند و….و مدام در گذشته چرخ زدن و فکر […]

نمی دونم آیا گذشته تلخمو با جزییات به نامزدم بگم یا نه، عذاب وجدان دارم

نمی دونم آیا گذشته تلخمو با جزییات به نامزدم بگم یا نه، عذاب وجدان دارم

  سؤال : سلام من گذشته اصلا جالبي نداشتم اما الان با يه پسري آشنا شدم كه واقعا عاشقشم و قراره نامزد كنيم از وَقتي عاشقش شدم تقريبا گذشتمو واسش تعريف كَردَم اما يه سري چيزا رو نميتونم بگم اما عذاب وجدان ولم نميكنه اگه بگم شايد ولم كنه اگه نگم خودم عذاب وجدان دارَم توروخدا بگين چيكار كنم مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی ) با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز شما گذشته خوب و بقول خودتان جالبی نداشته اید و تقریبا برای فرد مقابلتان آن را تعریف کرده اید که این صداقت واقعا قابل تحسین می باشد اما در نظر داشته باشید که هر چیز راستی را نباید گفت و همینکه شما به […]

از شدت ناآگاهی و فقر دچار تن فروشی شدم که در نهایت مجبور به ازدواج با مردی متأهل شدم

از شدت ناآگاهی و فقر دچار تن فروشی شدم که در نهایت مجبور به ازدواج با مردی متأهل شدم

سؤال : بنده همسر اولم فوت شد ازش یه دختر دارم از شدت بیمغزی نا آگاهی فقر هرچی به تن فروشی پناه بردم گاهی صیغه میشدم اما مدتش که به* ماه میرسید طرف میخواست بره اونقد دل میبستم و ساده بودم که ازخودمم اگه پس اندازی داشتم میدادم طرف میرفت که بره پشت سرشم نگاه نمیکرد من بودمو یک دل پاره پاره بچم *سالش بود داشت بزرگ میشد نمیخواستم تو این کثافت بمونم قصدم از خودفروشی خریدن یه خونه بود که برم توش بعدش برم سرکار بانون حلال بچمو بزرگ کنم واگه بشه ازدواج کنم. نمیدونم چطور شد این وسط یه آدم خیر الکی تویه گروه تلگرامی بهم پیام داد هزینمو میده برم *(مکان زیارتی) خلاصه رفتم همسفرم یه زن […]

1 2 3 8