تمام مطالب دسته بندی : گذشته تلخ

از نامزدیم پشیمان شدم و نامزدم طلاقم نمیده حالا با یکی دیگه دوست هستم

از نامزدیم پشیمان شدم و نامزدم طلاقم نمیده حالا با یکی دیگه دوست هستم

سؤال : من یه دختر زیر بیست سال هستم که تو ۱۶ سالگی نامزد شدم اولش یه بچه بودم با حرف یکی از اقواممون با پسره که الان نامزدم هست دوست شدیم و من در عرض ۲ ماه وابستش شدم جوری که همش فکرم پیشش بود بعد ۲ ماه اومد خواستگاریم ما نامزد شدیم اما فقط سه ماه بعد نامزدی بود که کلا پشیمون شدم هر بار که تصمیم به طلاق گرفتم نذاشتن.اما در اخر دیگه به حرف هیشکی گوش ندادمو رفتم درخواست طلاق دادم .الانم ۱۵ ماهه نامزدم رو ندیدم.دیگه بهش هیچ حسی ندارم.اما اونم طلاقم نمیده. الانم با یه پسره اشنا شدم که خیلی دوسش دارم نزدیک یه ساله باهاشم با اینکه میدونم اخلاقش تنده بهم قول داده […]

مخفیانه ازدواج مجدد داشتم شوهرم به خاطر ورشکستگی من رو رها کرد

مخفیانه ازدواج مجدد داشتم شوهرم به خاطر ورشکستگی من رو رها کرد

سؤال : سلام حدود سی سالمه ۱۰ ساله جدا شدم دختری دارم که مدتی هست پیش پدرش برگشته ۸ساله با آقایی مجرد که ۲ سال از من کوچکترن ازدواج موقت داشتم وبعد هر دو ازدواج دايم انجام دادیم بدون شاهد وبدون محضر وفقط خدا میدونه که ما زن وشوهر دایم هستیم ولا غیر قرار شد بیان خاستگاری با شرط اینکه اصلا بچه دار نشیم وازدواج رسمی نشه وشرط بعدی هم این بود که خانوادش نفهمن .اومدن خاستگاری اما ایشون ورشکست شد ودیگه جواب گوشی منو نداد من موندم وخانوادمو این صدمه وازدواج دایم لطفا بگین چیکار کنم خستم میخوام به زندگیم خاتمه بدم   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام من حس اعتماد از این رابطه‌ای که […]

شوهرم میگفت دوست دخترم کسی رو نداره فکر کن داری به یتیم کمک میکنی

شوهرم میگفت دوست دخترم کسی رو نداره فکر کن داری به یتیم کمک میکنی

سؤال : سلام دوسال عقد بودیم دوساله عروسی کردیم اوایل که عقد بودیم خخیلی دوسش داشتم بعدم که عروسی کردیم همین حسو داشتم ولی با هم بحث میکردیم ولی ذود درست میشد تا دوماه بعداز عروسی همینجوربود تا فهمید شوهرم با یه خانمی رابطه داره وقتی فهمیدم و بهش گفتم اونم همه چیو برام توضیح داد به قول خودش راستشو گفت اینجوری که اون خانمی که من باهاش دوستم شوهر نداذه و خیلی بی کسه هیچ کس نیس بهش کمک کنه حالا تو کنار بیا فک کن داری به یتیم کمک میکنی و خلاصه تا کم کم دیدم رابطشون خیلی عمیق تر از این چیزا هست و کلی بخاطرش دعوا کردیم وهر روز با یه واقعه جدید روبرو میشدم و […]

برخورد با گذشته همسر و مهم بودن اون چقدر هست مدام دارم سرزنش میشم

برخورد با گذشته همسر و مهم بودن اون چقدر هست مدام دارم سرزنش میشم

سؤال : سلام ‌. من قبلابا پسری چند سالی دوست بودم و در نهایت نامزد شدیم. حتی باهم رابطه داشتیم . بعد از چند ماه نامزدی بدلیل نداشتن تفاهم نامزدی من بهم خورد. الان – سال از نامزدی قبلیم میگذره و الان چند ماه ک با پسری که بصورت کاملا سنتی آشنا شدیم نامزد کردم . و چون نمیخاستم چیزی ازش پنهان کنم . بهش گفتم ک نامزد کردم قبلا و حتی دوست بودیم و باهم رابطه داشتیم. وقتی فهمید کلا تغییر کرد . همیشه سرزنشم میکنه . ولی من بهش میگم حتی به گذشته ام فکری نمیکنم . خیلی دوسش دارم نامزدم. ولی نمیدونم با این مشکل چکار کنم . که گذشته ای ک واسش گفتم چون نمیخاستم چیزی […]

با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

سؤال : سلام. من از کشور افغانستان هستم و سال ها پیش با پسری ایرانی دوست شدم. به من خیلی محبت میکرد و منو سخت عاشق خودش کرد بعد از مدتی ازش حامله شدم و علیرغم اینکه خانواده ام مخالف بودن ازدواج کردم از اون موقع تا حالا خانواده ام باهام ارتباط ندارن. قبل اینکه بچه به دنیا بیاد خیلی منو دوست داشت ولی همین که پسرمون به دنیا اومد یه آدم دیگه شد. دیگه دوستم نداره و خیلی سرد بر خورد میکنه. الان که سال ها ازدواج کردیم و یه فرزند دیگه هم داریم. نه به من و نه به بچه ها محبت نمیکنه و اصلا مسئولیت قبول نمیکنه. با اینکه تو یه خونه هستیم ولی خیلی از هم […]

وقتی شوهرم به زن های بد حجاب نگاه میکنه فکر میکنم مثل قبل داره بهم خیانت میکنه

وقتی شوهرم به زن های بد حجاب نگاه میکنه فکر میکنم مثل قبل داره بهم خیانت میکنه

سؤال : سلام مدت ۱۵سال که ازدواج کردم شاهدخیانتهای بسیاری ازشوهرم بودم ولی الان دوساله موردی ندیدم ولی همش احساس میکنم شایدپشت سرخیانت داره ولی من نمیفهمم ب همین خاطروقتی به زنهای بی حجاب توخیابون نگاه میکنه بشدت عصبانی وبحث شروع میشه وقسم میخوره دست ازهرزگی برداشته ولی نمدونم چرا عمیق ب زنهای بدحجاب نگاه میکنه ایا قصدی داره اصلا راست میگه دیگه خیانت نمیکنه؟   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام فارغ از اینکه همسر شما دوباره خیانت بکنه یا نه، شما تو گذشته بر اثر خیانت‌های ایشون زخم‌هایی خوردید که نیاز به ترمیم داره تا دوباره بتونید به حالت سالم اولیه‌تون برگردید. وگرنه این رابطه‌‌ رو ادامه دادن نه تنها حال شما رو خوب نمی‌کنه، […]

همانطور زندگی کردم که شوهرم خواست اما زن دوم گرفت خیلی غصه میخورم

همانطور زندگی کردم که شوهرم خواست اما زن دوم گرفت خیلی غصه میخورم

سؤال : باعرض سلام وخسته نباشید خدمت شما،من یک زن ** ساله ام،شوهرم بعداز سال ها زندگی مشترک زن گرفته، بعداز یه سال متوجه شدم،اول که شنیدم دیونه شدم تمام دنیا رو سرم خراب شد،حدود چند ماه از هم جدا زندگی کردیم منو بچه هام باهم شوهرم پیش اون خانم،بعدا می‌دیدم بچه هام به پدر و مادر هردو واقعا احتیاج دارن واون خانم از این وضعیت خوشحاله قبول کردم،برگرده،بچه هام از نظر تحصیل و رفتار خدا رو شکر بهترینن،به خاطر اوناست که نفس میکشم،شوهرمو خیلی دوست داشتم بدون اجازه اون خونه ی مادرم هم نمیرفتم،از هر نظر بهشون میرسیدم حتی تو خانواده مون به اینکه خوب بهش میرسیدم،سر زبونابودم،سر کار میرفتم نزاشت برم،میگفت مرد اگه مرد باشه نمیزاره زنش پول […]

خواستگارم براحتی دروغ میگه و تمام حرف ها رو به خانواده ش انتقال میده

خواستگارم براحتی دروغ میگه و تمام حرف ها رو به خانواده ش انتقال میده

سؤال : سلام . خواستگاری دارم که دوساله باهم دوست هستیم الان که قراره عقد کنیم یکم پشیمان شدم چون تمام حرفهایی که بین ما گفته میشه رو به خانوادشون انتقال میدن بعدم براحتی دروغ میگه و میگه که نگفتم. با این رفتارها متوجه شدم خیلی راحت دروغ میگه. خواهر و مادرش خیلی روش تاثیر دارن و ایشون خیلی وابسته به خانواده هستن. مادرش میگه ما بهش گفتیم تو رم یذره اندازه ما دوست داشته باشه یعنی اینکه پسر ما اصلا تو رو دوست نداره. خواهر و مادرش اوایل مخالف من بودن اما الان راضی هستن ولی نمیدونم چرا همیشه میخوان با کنایه باهام حرف بزنن. توروخدا کمکم کنین ما دوساله باهم هستیم و منتظر موندیم نمیتونم براحتی تصمیم بگیرم […]

چطور اتفاقات گذشته را در رابطه با خانواده شوهرم فراموش و خشم خودم را تخلیه کنم ؟

چطور اتفاقات گذشته را در رابطه با خانواده شوهرم فراموش و خشم خودم را تخلیه کنم ؟

سؤال : سلام. من * ساله و همسرم * ساله هستند خدا رو شکر همسر و زندگی خیلی خوبی دارم مشکل من اینه که به هیچ عنوان نمیتونم خانواده ی شوهرم رو بپذیرم و از وقتی که ازدواج کردیم با هم ارتباطی نداشتیم و هنوز فرزندم که یک سالش هست رو ندیدن فقط همسرم رفت و آمد میکنه و ما اصلا در ارتباط نیستیم متاسفانه اصلا نمیتونم با خودم کنار بیام و اجازه بدم بیان خونه ی ما چون قبل از ازدواج مخالف من بودن و حرفهای زشتی به من زدن اما بخاطر همسرم که خیلی دوست داره ارتباط داشته باشیم ناراحتم و گاهی وقتها میخوام بخاطرش همه چیز رو فراموش کنم. لطفا من رو راهنمایی و کمک کنید.   […]

به خاطر سوء استفاده مکرر یکی از بستگانم در دوران کودکی بی احساس شدم

به خاطر سوء استفاده مکرر یکی از بستگانم در دوران کودکی بی احساس شدم

سوال :  سلام من یه دختر۱۸ ساله ام….تو زندگی قبلیم اتفاقات ناگوار زیادی داشتم…تو کودکیم به طور مکرر مورد سو استفاده یکی از بستگانمقرار گرفتم….و این موضوع تو زندگیم حتی تا الان خیلی تاثیر داشت….در هر حال زندگیم اتفاقایی رو سر راهم قرار داد که در حال حاضر خیلی خیلی بی احساس شدم نسبت به احساس دیگران به جز خانواده ام…..نزدیکه دوساله *** که همسن خودم ام هست عاشقمه…و چند وقت پیش بهم اعتراف کرد و ازم خواست که جوابشو بدم..من ازش خواستم چند ماه بهم مهلت بده..پسر خیلی خوبیه و خوش تیپو قیفاست که موضوع برای من مهمه.خانواده خوبی هم دارن….و به من گفت …چند سال دیگه میاد خواستگاریم ….که این موضوع خوشحالم میکنه چون با ازدواج زود مخالفم […]

با نقشه دوست پسرم در خانه باغش مورد تجاوز سه نفر قرار گرفتم

با نقشه دوست پسرم در خانه باغش مورد تجاوز سه نفر قرار گرفتم

سوال : سلام. من زنی ۳۲ ساله هستم و مطلقه. حدود یک سال پیش چون تازه طلاق گرفته بودم و اوضاع روحی خوبی نداشتم با آقایی دوست شدم. اشتباه کردم و باورش کردم و با ایشون رفتم خارج از شهر تو خونه باغشون ، پدرش هم حضور داشتن اما برام نقشه کشیده بودن سه نفر به ما حمله کردن و من مورد تجاوز آنها قرار گرفتم بعدا انکار میکرد و میگفت اشتباه میکنی منم از چیزی خبر نداشتم اما از رفتارش معلوم بود که کار خودش بوده. روح و روانم داغون شده افسرده شدم. مشاوره هم رفتم اما حالم اصلا خوب نشده و هزاران بار به خودم و اون شب لعنت فرستادم. لطفا بگید من چیکار کنم ؟   جواب […]

نمیتوانم شوهرم را به عنوان همسر قبول کنم چون اونی نبود که میخواستم

نمیتوانم شوهرم را به عنوان همسر قبول کنم چون اونی نبود که میخواستم

سوال : بنده۲۴سالمه،،۲۲سالگی بخاطراینکه همسرمودوست نداشتم وبه اضافه مشکلات دیگه ازش جداشدم بعداز۴سال،تاسال اول خوب بودیم رفته رفته سردی بینمون به ومود اومدوبتده خواهان طلاق شدم؛بهدطلاق فشارهای روحی و روانی زیادی روم بودویکسال نشده با پسرخاله ای که هیچوقت ازش خوشم نمیومدازدواج کردم والان ۶ماه ازعقدم‌میگذره وازروز اول مشکل داشتیم‌تابه الان…دارم دیوونه میشم داغونم…نمیتونم بهنوان‌همسرقبولش کنم چون اونی نبود که میخواستم!چیکارکنم‌توروخدا بگید.     جواب مشاور : خب سؤالی که برای من پیش میاد اینه که چرا با کسی که دوست ندارید ازدواج می‌کنید؟ یه بار تجربه‌ی اولتون و طلاق بعدش کافی نبود تا متوجه بشید که علاقه شرط لازمیه برای ازدواج‌؟ آیا تنهایی و زندگی کنار خانوادتون ترسناک‌تر از این همه رنجیه که شما برای خودتون می‌خرید و حاضر […]

1 2 3 6