تمام مطالب دسته بندی : فوت والدین

فکر می کردم ازدواج با کسی که بزرگتره باعث مشکلات کمتر در زندگیه

فکر می کردم ازدواج با کسی که بزرگتره باعث مشکلات کمتر در زندگیه

سوال: سلام. من خانمی هستم چند ماه پیش ازدواج کردم با یه آقایی که دقیقا ۱۰ سال از خودم بزرگ تره من همیشه میگفتم اگه با یه آدم بزرگ تر از خودم ازدواج کنم تقریبا اکثر وقتا خب حداقل به مشکل نمیخوریم اون بزرگ تره عاقل تر بالغ تره بیشتر میفمه ولی حالا ک اومدم تو زندگی میفهمم نه اونقدرام فرقی به حال آقایون نداره همشون شبیه هم هستن همیشه میگن زندگی اولاش سخته همیشه میگن زندگی ده سال اولش سخته بعد درست میشه اما وقتی بخاا انقد تو این ده سال سختی بکشی و بجنگی که زندگیت رو درست کنی به نظرم اصلا ارزششو نداره چون قراره پیرت کنه شوهر من ی آدم از خودت مچکر یه ادمیه ک […]

خواستگارم رو به علت بازداشت بودن پدرم بخاطر مرگ مادرم چکار کنم

خواستگارم رو به علت بازداشت بودن پدرم بخاطر مرگ مادرم چکار کنم

سوال: سلام من دختری ۲۳ ساله هستم و با پسری ۲۸ ساله ۲ سال هست که در ارتباط هستیم خیلی هم همدیگرو دوست داریم و بهم علاقه مندیم طوری که بدون هم نمیتونیم ولی من یک مشکلی دارم که حدود دوسال پیش مادرم رو از دست دادم و پدرم در از دست دادن مادرم مقصر بود و الان هم بازداشت هست و من و برادر بزرگترم باهم زندگی میکنیم و خانواده ی مادریم سرپرستی مارو بر عهده دارند  و ما نمیدونیم که چطور این مساله رو به خانوادش بگیم که با ازدواج ما مخالفت نکنن ما همدیگرو خیلی دوست داریم نمیخوایم همدیگرو از دست بدیم و خودش با این موضوع هیچ مشکلی نداره و میگه اشتباه کس دیگرو من نباید […]

چطوری با حس های بد وجودم مبارزه کنم و آدم موفق و مستقلی بشم

چطوری با حس های بد وجودم مبارزه کنم و آدم موفق و مستقلی بشم

  سوال: با سلام،من یه دختر * ساله هستم و وقتی*سالم بود مادرم و وقتی* سالم بود پدرم رو از دست دادم و به نوعی خواهر ها و برادرم من رو تربیت کردن و تا حدودی هم روششون نادرست بوده و من فکر می کنم از این راه ضربه هایی خوردم که الان دارن بروز پیدا می کنن،و من با اون ها بیش از * سال فاصله سنی دارم و بزرگترینشون * سال با من اختلاف سنی داره، خواهر ها و برادرم مشکل اضطراب و استرس و افسردگی دارن و خیلی وقتا من نمیتونم باهاشون درد و دل کنم و همش میگم کاش یکی بود که من رو درک می کرد و شدم یه آدم خیال پرداز .خودمم هم مشکل […]

بعد از فوت همسرم بین دو تا حس گیر افتادم که یکی بدتر از اون یکی دارن عذابم میدن

بعد از فوت همسرم بین دو تا حس گیر افتادم که یکی بدتر از اون یکی دارن عذابم میدن

سؤال : سلام چند وقت پیش شوهرم طی یک حادثه بعد هشت سال زندگی مشترک فوت شدند زندگی خیلی خوبی داشتیم و من عاشقانه همسرم رو دوست داشتم دو تا فرزند هم داریم در وسایلی که در محل کارش داشت من متوجه یک گوشی مخفی از شوهرم شدم که به مدت یک سال با یک خانم متأهل رابطه داشت ای کاش من هیچوقت متوجه نمیشدم اما قسمت شد بعد فوتش متوجه بشم حالا واقعا دارم عذاب میکشم گاهی وقت ها حتی نفرینش میکنم گاهی وقت ها خیلی خیلی دلم براش تنگ میشه و افسوس زندگی قبل رو میخورم که چه جوری یه روزه همه چی خراب شد واقعا شرایط روحی بدی دارم بین دو تا حس گیر افتادم که یکی […]

شوهرم از وقتی پدرش فوت کرد خیلی به مادرش سر میزنه و به من به دید بچه نگاه می کنن

شوهرم از وقتی پدرش فوت کرد خیلی به مادرش سر میزنه و به من به دید بچه نگاه می کنن

سوال:   سلام. خانمی ۲۲ ساله هستم زندگی خوبی داشتم و از شوهرم راضی بودم اما ۸ ماه پیش پدر شوهرم فوت شد که توی یه ساختمان زندگی میکردیم شوهرمم پسربزرگه و یه برادر کوچیک داره ازاون موقع زندگیمون بهم ریخته احساس بدی دارم احساس میکنم افسرده شدم همش باید بریم پایین پیش اونا غذا بخوریم یا بدون اونا جایی نریم و من احساس میکنم چه شوهرم چه مادرش منو مثل یه بچه فرض میکنن و تصمیم گیرنده اونا هستن زندگی مستقلی ندارم. من فقط میخوام زن بودنم حفظ شه هیچ مدیریتی تو زندگیم ندارم.شوهرمم بااینکه ۲۹ سالشه ولی خیلی ناامیده و همش آرزوی مرگ میکنه منم دیگه امیدمو از دست دادم.نمیدونم چیکارکنم که به زندگی امید داشته باشه و […]

نمیتونم با پوشش نامناسب خواهرشوهرام پیش شوهرم کنار بیام و برام قابل تحمل نیست

نمیتونم با پوشش نامناسب خواهرشوهرام پیش شوهرم کنار بیام و برام قابل تحمل نیست

سوال:   سلام. خانومی ۲۸ ساله هستم چهارساله ازدواج کردم زندگی خوبی دارم و مشکل خاصی ندارم بجز اینکه من با خواهرهای شوهرم نمیتونم کنار بیام و پوشش نامناسب اونا پیش شوهرم برام قابل تحمل نیست مخصوصا یکیشون که مجرده وسنش زیاده پوشش خیلی زننده ای داره. درضمن پدرومادرشون هم فوت کردن. شوهرم پشت سرشون غیرتی میشه و ناراحته ازین رفتار اما درحضورشون اعتراضی نداره درحالیکه شوهرم بشدت به پوشش من خیلی حساسیت نشون میده اما دوگانگی رفتارش آزارم میده ومنو گیج میکنه و مرد پاکیه اما گاهی رفتارخواهرمجردش جوریه که انگارشوهرم معشوقش بوده و من اونارو جدا کردم میگفت حق نداری با برادرم یکجا بخوابی و بارها تلاش کرده ما رو از چشم هم بندازه و جدامون کنه اما […]

بخاطر حرفهای دوستم از شوهرم طلاق گرفتم و الان خیلی پشیمانم

بخاطر حرفهای دوستم از شوهرم طلاق گرفتم و الان خیلی پشیمانم

سوال:   با سلام و عرض ادب و خسته نباشید. من خانمی ۲۱ ساله هستم پدرم در بچگی فوت شده و با مادرم زندگی میکردم در سن ۱۹ سالگی بعد از اتمام درسم در شرکتی مشغول کار شدم که بخاطر زیبائیم زود مورد توجه رئیس شرکت قرار گرفتم و ایشون به خواستگاری من اومدن مادرم مخالف بودن ایشون ۳۶ سال و ازدواج نکرده بودن از خانواده با اصالتی بودن بزور مادرم و پدربزرگ و مادربزرگم رو راضی کردم و ازدواج کردم شوهرم عاشق من بود بعد از مدتی با دختری توی باشگاه آشنا شدم که خیلی تو گوشم خوند و منو پشیمون کرد که برای طلاق اقدام کردم اون دختر بقدری از زیبایی من گفت و اینکه من حیفم زندگیمو […]

حرفها و رفتارهای مردم خیلی برام اهمیت داره و به طوری که از زندگی لذت نمیبرم

حرفها و رفتارهای مردم خیلی برام اهمیت داره و به طوری که از زندگی لذت نمیبرم

سوال:   با عرض سلام و خسته نباشید من خانمی ۳۳ساله و شوهرم ۴۲سالشونه دوتا فرزند دارم و در زندگی زناشویی خیلی خوشبختم. مشکلم اینه که زیاد حرفهای اطرافیان و رفتارشون برام مهمه طوری که حتی وقتی فیلم یا سریال میبینم فکرم مشغول اون حرفهاست من چهار ماه پیش مادرم رو از دست دادم به خاطر بیماری سرطان الان تمام فکرم اینه که چرا داداشام با مادرم رفتار خوبی نداشتن قبل از این که مریض بشه این یکی از موردهایی هست که ذهنم مشغول کرده طوری که هیچ لذتی از زندگیم نمیبرم خیلی داغونم تو رو خدا راهنماییم کنید ممنون   جواب مشاور:   سلام. عزیز من برای اینکه این وسواس فکری شما کمتر بشه یک علت اصلی هست که […]

به اجبار نامزد آقایی شدم که هیچ علاقه ای بهش ندارم

به اجبار نامزد آقایی شدم که هیچ علاقه ای بهش ندارم

سوال:   من قراره ی ماه دیگه عروسیم باشه سه ساله که نامزد هستم ولی از همون اول به دلم ننشست نمیخواستم طرفمو و یه جورایی مجبور شدم بخاطر شش ماه اصرار شبانه روزیه نامزدم و خانوادش و دخالت دامادمون (پدر توی کودکی مادرم نوجوانی از دست دادم)خیلی با هم تفاوت داریم چه ظاهری چه اخلاقی روحی بارها گفتم برای این ادم حیفم گفتن بهتر از این پیدا نمیشه اون برای تو حیفه نه پول داری نه مادر نه پدر و هزاران حرف دیگه ، من مذهب خیلی برام مهمه اون نه به دروغ گفت اهل نماز روزس من یه آدم جدی مودب خجالتی هستم همه چیز رو به شوخی و مسخره میگیره حتی مقدسات اصلا هیچ کی جدی نمیگیرتش احساس […]

خواستگارم میخواد با مهریه کم زنش بشم نمیدونم چیکار کنم

خواستگارم میخواد با مهریه کم زنش بشم نمیدونم چیکار کنم

سوال:   من دختری ۲۲ساله هستم که در ۱۰ سالگی پدرومادرم فوت کردن وبا برادرم و خانمشون زندگی میکنم من ۴برادر دارم که من برادر بزرگ و برادر دومم باهم در یک ساختمون هستیم من جدیدا یک خواستگاری دارم که این آقا تقریبا پسرخوبی هست ولی مشکلی که باهم مواجه شدیم اینکه من برادر بزرگم متاسفانه اعتیاد دارن (البته وضع مالی خوبی رو دارن)و وقتی به این آقا گفتم همش میگه سنگ بزرگی جلو پام انداختی اگر راست میگی تو منو اگر دوست داری با ۱۴تا مهریه زنم شوبعد من الان موندم که چی جواب بدم بهشون بهشم گفتم باید بهم ثابت بشی اگر خودتو ثابت کنی واسم پول بی ارزشه ولی خوب تازیریک سقف نری که مشخص نمیشه چطوری […]

دختری هستم که به دوست پدرم علاقه مند و به او پیشنهاد داده ام

دختری هستم که به دوست پدرم علاقه مند و به او پیشنهاد داده ام

سوال:   من یه دختر۱۹ساله هستم به یه آقایی علاقمندشدم که ۳۳سالشونه درضمن این آقادوست پدرم هستن ورفت وآمدداریم چندسالی هست که ازشون خوشم میادیک بارم بهشون گفتم ولی جوابی نگرفتم و سکوت کردن ایشون یه مدت کوتاهی دوری کردن ولی بعدازیه مدت دوباره پیداشون شدچندباریم باهم ۲تایی بیرون رفتیم هم من وهم اطرافیانم ازحرفاشون متوجه شدیم که ایشونم حسی دارن ولی به زبون نمیارن.من پدرموتازه ازدست دادم تواین مدتم خیلی هوای منو خانوادمو داشتن.بیشترشباباهم چندساعتی صحبت میکردیم به بهونه های مختلف تماس میگرفتن انگار تا متوجه میشه ک من دارم وابسته میشم دوری میکنن یه آدم مغروری هستن وخیلی در موردکاری که میخوان انجام بدن فکرمیکنن.نمیدونم ترسی دارن یاحرمتی نگه میدارن ولی انگار تا خودشونم دارن وابسته میشم چندروزی […]

برادرم ترک تحصیل کرده و همش دنبال کار خلافه

برادرم ترک تحصیل کرده و همش دنبال کار خلافه

سوال:   من دختر ۲۶ ساله هستم.۳ تا فرزند هستیم .خواهرم ازدواج کرده و داداشم ۱۶ سالشه. از دوسالگیش پدرمون فوت کرد و مامانم ک حدودا ۴۰ سال داره الان تو نونوایی مشغول کارهست برای کمک خرج خانواده. داداشم کلاس نهم رو خوندو ترک تحصیل کرد گفت میخوام کار کنم.الان یکساله درس روکنارگذاشته اصرار و تلاش ما بی فایده بود.و هرکاری پیشنهاد میدیم یه عیبی براش میذاره.با حرف و نصیحتم اصلا میونه نداره.همیشه ذهنش دنبال کارای خلاف هست.که کارش راحت و پولش زیاد باشه.کارش شده صبح تا ظهر خواب.ناهار.بعدظهر خیابون با دوستاش تاشب.عشق موتور عربی داره و مامانم قبول نمیکنه.الان میگه میخوام مشروب درست کنم بفروشم.پولش زیاده.من تا عید با عاید موتور عربی داشته باشم.درصورتی ک ما اصلا تو خانوادمون […]

1 2