تمام مطالب دسته بندی : دوران نامزدی

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

سوال: سلام خسته نباشید خدمت شما بزگوار ببخشید بنده چند سال پیش ازدواج کردم الان دو تا بچه دارم یکی ۶سال و یکی ۳سال دارد ما همیشه اختلاف نظر داشتیم باهم بالاخره چند ماه پیش جدا شدم هر دو بچه هم با من هستن الان ازدواج کردم با یک خانم که معلم هستن قبل عقد قول دادم که من شمارو می زارم برین تدریس کنید الان عقد کردیم الان فکر میکنم اشتباه کردم چون منم مغازه دارم کارم * اگر بنا باشه هر دو ما از خانه بریم سر کار بچه ها چکار میشن از اون طرف نمیخواستم بهش دروغ بگم عروسی میکردم بعد میگفتم نرو معلمی تون الان اونم مگه من از معلمی خود نمیگزرم عروسی هم نمیخام بگیرم […]

پسره بلد نیس چجور با کسی ک دوسش داره حرف بزنه چجور محبت کنه حتی کادو بگیره

پسره بلد نیس چجور با کسی ک دوسش داره حرف بزنه چجور محبت کنه حتی کادو بگیره

سوال: سلام دختری هستم ۲۰ ساله و چندسال پیش با پسری اشنا شدم ک اومد گفت چندساله من و دوست داره و قصدش ازدواجه .ولی خواستگاری بخاطر مشکلاتی عقب انداخت و بعد دعوا کردیم دوماه قهر بودیم من با یکی دیگه نامزدکردم و بعد چندماه جدا شدم این اقا الان باز اومده و میگه قصدش ازدواجه خیلی دوستت دارم و همه چیش خوبه این اخلاقش داره اذیتم میکنه.بلد نیس چجور با کسی ک دوسش داره حرف بزنه چجور محبت کنه حتی کادو بگیره اوایل قربون صدقه نمیرفت میگفت هروقت زنم شدی محبت میکنم هیچی از دخترا و طرز برخورد باهاشون بلد نیس.وقتی میرم با ناراحتی یچیز و میگم چرا اینکارو کردی یا این حرف و زدی اون زودتر ناراحت میشه […]

اولین سنگ بنا زندگی اعتماده ولی همسرم هیچ اعتمادی بمن نداره

اولین سنگ بنا زندگی اعتماده ولی همسرم هیچ اعتمادی بمن نداره

سوال: سلام خسته نباشید،دختری هستم ۲۹ساله ک س ماه پیش با پسر خاله ام ک ۲۴سالش بود عقد کردم حدود ی سال هم نامزد بودیم و کل خانوادم از ازدواج من ناراضی بودن با کلی مکافات اومدن برا عقدم،، الان ک عقد کردیم رفته شوهرم ب کل عوض شده هر چیزی میگم بهم بی احترامی میکنه میگه کثافت بلانسبت سگ،خر بیشعور پدرسگ و…. تو این ی سال ک نامزدش بودم و الانم ک عقدشم هزارتومن بهم نداد وقتی میگم پول بده میگه خودت پول داری چرا من پول بهت بدم، اولین سنگ بنا زندگی اعتماده ولی این هیچ اعتمادی بمن نداره حتی نمیزاره خونه خواهر خودمم برم،دیگه خسته شدم میخام قبل ایک بریم زیر ی سقف ازش جدا بشم،خواهش میکنم […]

به خودارضایی عادت پیدا کردم، همسرم گرم مزاجه ولی نمیتونه منو ارضا کنه

به خودارضایی عادت پیدا کردم، همسرم گرم مزاجه ولی نمیتونه منو ارضا کنه

سوال: من دختری ۲۱ساله هستم و ۵سال هست ک عقد کردم .شوهرم مرد خوبیه اگه چیزی بخام تا بتونه و توان مالی داشته باشه برام فراهم میکنه فقط مشکلی ک داره خیلی دروغ میگه حتی وقتی میاد خونمون همه متوجه دروغ گفتناش میشن تو حرفاش چند بار بهش گفتم دروغ گفتن چه عواقبی داره ، تهدیدش کردم به ترک کردنش و… ولی فایده نداره این مشکلم به کنار، من الان ۷،ساله عادت شدیدی پیدا کردم به خود ارضایی طبع گرمی دارم شوهرم هم بسیار گرم مزاج هستن ولی اصلا نمیتونه منو ارضا کنه ک دست بردارم از این کارم خیلی احساس گناه میکنم و تموم عواقب این گناه کبیره رو توی زندگیم می بینم ولی بازم نمیتونم خودمو نگه دارم […]

پسری بهم گفتن یه ماه با هم باشیم اگه بهم علاقه داشتیم ازدواج کنیم ولی خیلی منو می بوسه

پسری بهم گفتن یه ماه با هم باشیم اگه بهم علاقه داشتیم ازدواج کنیم ولی خیلی منو می بوسه

سوال: سلام و وقت بخیر دختری ۲۸ ساله هستم که مدتی با پسری ۳۲ ساله اشنا شدم  من واقعا خیلی از اون خوشم اومده و  واقعا فراتر از دوست داشتن بهش علاقه دارم. اون هم بهم علاقه شو نشون داده ولی خب من میخوام تنها در صورتی که من رو واسه اینده بخواد باهاش وارد رابطه بشم حالا اون به من پیشنهاد کرده که یک ماه باهم باشیم اگر اوکی بود ادامه بدیم و اگر اوکی نبود رابطه تموم بشه. حالا مشکلم اینه که در دو روز اول اون منو بوسیده و داره بیش از حد به من نزدیک میشه من هم خیلی ازش خوشم میاد و مقاومتی نکردم و خودم هم دوست دارم این کار رو انجام بدم و […]

صیغه پسری بودم که عاشقش بودم و دوستش داشتم اما مجددا ازدواج کردم ولی باز به اون پسر فکر می کنم

صیغه پسری بودم که عاشقش بودم و دوستش داشتم اما مجددا ازدواج کردم ولی باز به اون پسر فکر می کنم

سوال: سلام من یه زن مطلقه بودم که با پسری۶ماه صیغه شدم و خیلی هم دوستش داشتم خودم هم سر کار می رفتم وخونه اجاره کرده بودم و تنها زندگی می کردم و ایشون هفته ای ۲بار پیشم می خوابید اونم یواشکی تا اینکه برام یه خواستگار اومد که همه چیزمو می دونست من نمی خواستم باهاش ازدواج کنم اما با اصرار خانوادم باهاش ازدواج کردم اما هنوزم که هنوزه دارم به اون نامزدم که ۶ماه صیغش بودم فکر می کنم چون عاشقش بودم زندگی الان برام جهنم شده من شوهرمو اصلا دوست ندارم همیشه‌به‌یادنامزدم‌هستم‌دارم‌دیوانه‌میشم‌نمیدونم‌بایدچیکارکنم‌لطفاکمکم‌کنید الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران) سلام در موقعيت سختي قرار دارين اينكه إز كسي كه دوسش دارين جدا هستين و با كسي زندگي […]

عاشق یکی از استادامون شدم ولی نمی دونم آیا ایشون تمایلی به ازدواج دارند یا خیر

عاشق یکی از استادامون شدم ولی نمی دونم آیا ایشون تمایلی به ازدواج دارند یا خیر

سوال: با سلام بنده دختری * ساله هستم که۲ ساله عاشق یکی از استادای مرد جوانم شدم که ایشون *ساله هستن خیلی دوسشون دارم و ایشون رو برای ازدواج میخوام البته من در این دو سال اصلا پا پیش نزاشتم تا اینکه *ماه پیش ایشون منو به رستوران و بیرون دعوت کردن قبل از این ها روابط مون خیلی رسمی و در حد دانشگاه بود تا این که این ماجرا پیش اومد ایشون از علاقه شون نسبت به من گفتن و اینکه میگفت ن هر کاری میکردم تو پا پیش نمیزاشتی آخر سر دلم و به دریا زد م و این حرفا ایشون خیلی به من علاقه دارند و همیشه از زیبایی من تعریف میکنن ولی من دلم میخواد با […]

با احساس و هوس تصمیم نگرفتم، اجازه ازدواج با فردی که نامزد داشته رو نمیدن

با احساس و هوس تصمیم نگرفتم، اجازه ازدواج با فردی که نامزد داشته رو نمیدن

سؤال : سلام خسته نباشید. من حدود دوسال میشه که با فردی آشنا شدم و قصدمون هم ازدواج بوده از همون اول که میان خواستگاریم همین اواخر چند هفته پیش و اینکه این اقا از همه لحاظ عالین از نظر اخلاق ایمان کارخوبی دارن خانواده سرشناس و… ولی یک مشکلی که دارن اینکه قبلا نامزد داشتن و پدرمادر من قبول نمیکنن. ولی من چون میدونم که میتونم فقط با اینا زندگی کنم خب از روی احساس و هوس تصمیم نگرفتم من یک دختر*ساله ام میدونم چه آدمی با چه شرایطی خوبه…ومن الان واقعا دارم عذاب میکشم خانوادم راضی نمیشن نمیدونم چیکار کنم.چه راه حلی هست برا راضی شدن؟ چون من بااین موضوعشون مشکل ندارم فقط خانوادم مشکل دارن. خانوادم گفتن […]

نمی دونم آیا گذشته تلخمو با جزییات به نامزدم بگم یا نه، عذاب وجدان دارم

نمی دونم آیا گذشته تلخمو با جزییات به نامزدم بگم یا نه، عذاب وجدان دارم

  سؤال : سلام من گذشته اصلا جالبي نداشتم اما الان با يه پسري آشنا شدم كه واقعا عاشقشم و قراره نامزد كنيم از وَقتي عاشقش شدم تقريبا گذشتمو واسش تعريف كَردَم اما يه سري چيزا رو نميتونم بگم اما عذاب وجدان ولم نميكنه اگه بگم شايد ولم كنه اگه نگم خودم عذاب وجدان دارَم توروخدا بگين چيكار كنم مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی ) با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز شما گذشته خوب و بقول خودتان جالبی نداشته اید و تقریبا برای فرد مقابلتان آن را تعریف کرده اید که این صداقت واقعا قابل تحسین می باشد اما در نظر داشته باشید که هر چیز راستی را نباید گفت و همینکه شما به […]

سن پایین ازدواج کردم شوهرم با حجابم مشکل داره و خانواده ش با من لج هستن

سن پایین ازدواج کردم شوهرم با حجابم مشکل داره و خانواده ش با من لج هستن

سؤال : سلام وقتتون بخیر دختری هستم *  ساله شیش ماه ک عقد کردم با مردی ک سنتی باهاش اشنا شدم و ایشون * سالشه ایشون همه چیش خوبه رفتارش کاملا با من سازگار و مرد خیلی ارومو ریلکسیه و این ریلکس بودنش رو مخمه ی قضیه دیگم هست اینه ک من بدحجابم و یذره با حجابمم مشکل داره،خاونوادش با من لجن بخاطر سن کمی ک دارم هرچی میگن سکوت میکنم و اون ها فک میکنن من متوجه کنایه هاشون نمیشم پدرشون خیلی قرقرو هستن و ب همه کارهای ما گیر میدن مثلا میریم بیرون همش زنگ میزنن ک بیاید خونه و اینا نسبت ب خانوادش تنفر دارم لطفا کمکم کنید با واهنماییتون شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي […]

مدتی پیش متوجه رابطه همسرم با خواهرم شدم ، ترس از جدایی دارم

مدتی پیش متوجه رابطه همسرم با خواهرم شدم ، ترس از جدایی دارم

سؤال : بزاريد مفصل تر توضيح بدم من حدود ٦ ماه پيش متوجه شدم شوهرم با خواهرم ٢ سال ارتباط داشتن كه درموود جزئياتش چيز زيادي نميدونم خواهرم كه متأهل هست انكار كرد ولي شوهرم گفت با هم رابطه احساسي داشتيم من * سالمه و ٥ سال عروسي كردم و ٢ سالم عقد بودم تو دوران عقد بخاطر دلايلي از جمله اخلاق، بدبيني،رفيق بازياي شبانه و دخالتاي خانوادش ميخواستم جدا شم كه نتونستم و تنها دليلم اين بود كه پسر سالم و چشم پاكيه ولي بعد از عروسي اسن بار سومه كه خيانت ميكنه اونم با خواهرم ، فكر ميكردم زمان همه چيو درس ميكنم ولي روز به روز افسرده تر ميشم و هميشه تو فكر طلاقم ولي فكر ميكنم […]

شوهرم از لحاظ جنسی و محبت خیلی سرد هستن و میگه من همینم و سنی از ما گذشته

شوهرم از لحاظ جنسی و محبت خیلی سرد هستن و میگه من همینم و سنی از ما گذشته

سؤال : باسلام من خانمی * ساله هستم شوهرم خیلی لج باز هستن حرفی روبه دل بگیره دیگه ول کن نیست بعدش ازلحاظ جنسی ومحبت خیلی سرد هستن حتی با خودش حرف زدم ولی بی خیاله انگار نه انگارحرفاموبه خونواده ام گفتم که شوهرم خیلی سرده اوناهم بی خیال بودن دخالت نمیکنن خونواده شوهرم هم مثل شوهرم سرد هستن اصلا نمیشه باهاشون حرف زد ولی من هرچی تو دلم بوده به شوهرم گفتم گفتم چرارفتارت اینجوریه اما جواب نمیده میگه من اینم خیلی دلت بخواد میگم خوب من هم به نیازجنسی ومحبت نیاز دارم میگه چه خبره سنی ازمون گذشته شوهرم ۳۰سالشه شغلش ازاده همیشه خونه ام به خرج خونه وقرض نمیرسه مجبورم خونه باشم تاپولی خرج نکنم یه دختردارم […]

1 2 3 6