تمام مطالب دسته بندی : حسادت

بلد نیستم حرفمو به طرف بفهمونم و همیشه با حرفهام خودمو محکوم میکنم

بلد نیستم حرفمو به طرف بفهمونم و همیشه با حرفهام خودمو محکوم میکنم

سوال: واقعا دیگه دارم دیونه میشم خانمی *ساله و همسرم *ساله و یه بچه دارم هفت ساله ازدواج کردم خدارو شکر تو زندگیم مشکلی ندارم مشکل من حرف بلد نبودن خودمه بلد نیستم حرفمو به طرف بفهمونم با حرفهام همیشه خودمو محکوم میکنم مشکلم اینجاس که من عروس بزرگیم که هیچ وقت تو خانواده همسرم حرفم پیش نمیره هیچ کس به حرف زدن من اهمیت نمیده ولی جاریم که از من کوچیکتره همیشه حرف اون میشه  همیشه هم فامیلهای شوهرم تعریفشو میکنن بقران حسودم نیستم که حسودیشو بکنم فقط اینجوری دیدنی حرص میخورم اینم بگم که جاریم فامیلیشونه ولی من غریبه ام  بخدا ادم بدی هم نیستم که بگم از بد بودنمه ولی فکر میکنم شانس ندارم حالم روز به […]

همیشه تو فکر اینم عشقم میمونه یا میره حس میکنم میخواد رابطه تموم بشه

همیشه تو فکر اینم عشقم میمونه یا میره حس میکنم میخواد رابطه تموم بشه

سوال: سلام وقتتون بخیر من دختری ۲۲ ساله هستم که مدت ۹ ماه با اقا پسری در رابطه هستم. ایشون خیلی منطقی و پخته هستند و اسرار به رعایت اعتدال در رابطه دارند . یعنی فقط میگن در همه ی موارد باید اعتدال رعایت بشه. از طرفی من شدیدا به این اقا وابستگی پیدا کردم و دوریشون من رو به شدت ازار میده. از زنگ زدن زیاد یا بیرون رفتن زیاد خوششون نمیاد میگن هرچیزی اندازه داره و به اصطلاح نباید شورش رو درآورد تا رابطه درست به سمت جلو پیش بره. گاهی احساس میکنم از من خسته شدن اخه من خیلی دختره دستو پا چلفتی همچنین ضعیف و اسیب پذیر هستم، وضعیت مالی خوبی هم ندارم.. احساس میکنم بخاطر […]

با هرکی حرف میزنم بعد چندوقت ازم خسته میشه کسی باهام رفیق نمیشه

با هرکی حرف میزنم بعد چندوقت ازم خسته میشه کسی باهام رفیق نمیشه

    سوال: من یه پسر۲۰ساله هستم ولی ازتوو انگار۱۰۰سالمه من مث سوال خودم ندیدم مشکلم ممکنه خنده دارباشه ولی واسه ی خودم خیلی خیلی مهمه. من ۱۰سال یا شایدم بیشتره که از تنهایی رنج میکشم هیشکی به اون صورت باهام رفیق نمیشه. سالمم بیماری خاصی ندارم قیافمم معمولیه ولی نمیدونم قضیه چیه که تا الان من یه دوست واقعی ندارم باهرکی ام میحرفم بعد دو سه روز ازم خسته میشه و حس میکنم که مایل نیست زیاد باهام حرف بزنه توحرفامم سعی میکنم توهین یا تمسخرکسی ام نکنم ولی باز… توو دوران مدرسه حتی الان که تو دانشگاهم بازقضیه اینجوری میگذره حس میکنم که اصلا من واسه بودن تو ادما ساخته نشدم شاید حرفم واستون خنده دار باشه ولی […]

نامزدم از گذشتم کنکاش میکنه،خودمو گناهکار میدونم بهش گفتم اگه میخای همه چیو بهم بزنم 

نامزدم از گذشتم کنکاش میکنه،خودمو گناهکار میدونم بهش گفتم اگه میخای همه چیو بهم بزنم 

سوال: سلام.من یکسال با پسری دوست بودم وده ماه قبل عقد کردیم وهمو بسیار دوست داریم.هم من و هم ایشون دوستی دیگری هم پیش از اشنایی با همدیگر داشتیم که همان اول مطرح کردیم.ولی از وقتی عقد کردیم ایشون خیلی سوال از گذشته میپرسن و من هم که دوس ندارم دروغ بگم جواب میدم ولی یه موقع هایی واقعا یاداوری ایشون برام عذاب اوره.وقتی من سوال میکنم از خودش میگن که قبلا بهت گفتم یا یادم نیس..مرتب دوست داره کنکاش کنه..خیلی احساس گناه میکنم از گذشته..همش خودمو سرزنش میکنم…ایشون هم یه موقع هایی میگه یه فکرایی میاد سراغم که اعصابمو خورد میکنه و هی سوال میکنه از گذشته..بعد قهر میکنه جوابمو بد میده..سرد میشه…تا یه زمانی دوباره برگرده به حالت […]

من عاشق پسرعمومم و حس می کنم زن و بچه هاش جای منو تو دلش گرفتن

من عاشق پسرعمومم و حس می کنم زن و بچه هاش جای منو تو دلش گرفتن

  سوال: من پسرعموم خیلی دوس دارم واقعا عاشقش هستم ایشون هم همینطور اما ایشون متأهلن و صاحب * فرزند هستن مشکل اینجاست ک من ب زن و بچه هاش احساس حسادت میکنم یعنی میگم اونا جای منو تو دلش گرفتن ولی من موندم چکار کنم از ی طرف خیلی پسرعموم دوس دارم واقعا نمیتونم بدون ایشون زندگی کنم از طرفی زن و بچه هاش زنش از اقوام هر دومون هستن …پسرعموم راجب من ب خانمش همه چی گفته ک منو میخوادو قصد ازدواج با من داره و خانمش راضیه پسرعموم واقعابسیار مرد خوب و باشخصیتیه جلوی همه فامیل بخاطر من وایساده بهشون گفته دختر عموم تک فرزنده کسیرو نداره من نمیخوام از دسش بدم و من تکیه گاهش میشم […]

هر خواستگاري كه مياد ﭼـون ﭘـوستم سبزه است قبول نميكنن

هر خواستگاري كه مياد ﭼـون ﭘـوستم سبزه است قبول نميكنن

سلام من يه دختره ۲۰ ساله هستم از ۵ سالگي مادرم فوت كرد من ﭘـدر خيلي بد اخلاق و خود خواه و غير منطقي دارم كه حرف ادم حاليش نميشه دوست داره فقط حرف حرفه خودش باشه از طرفي هم منو از همه ﭼـي محروم كرده نه زندگيه درست و حسابي نه ﭘـول نه نيازهامو فراهم كرد خيلي خسيسه زنداداشمم ميدونه بابام اينجوريه خيلي وقتا اذيتم ميكنه خيلي از دستشون خسته شدم هيـﭼكي هيـﭻ كمكي بهم نميكنه واقعا اين وضع غير تحمل شده برام كاسه ي صبرم به سر رسيده ﭼـيكار كنم واقعا تو اين شرايط نه ميزاره برم بيرون نه جايي تو خونه عين زندانيا شدم واقعا حالم از خودم بهم ميخوره خيلي تحت فشارم حال روحيم داغونه تو سني هستم كه به محبت احتياج دارم در عوض شاهده خشم و عصبانيت و ازار اطرافيانم هستم وااااااقعا خستم هر وقت ﭘـيشرفت يه ادم و ميبينم غبطه ميخورم ميگم خدايا مگه من از اين ﭼـي كم دارم ﭼـه گناهي ب درگاهت كردم كه اين تقاصشه همه ي ارزو هامو زنده به گور كردن هر خواستگاري هم كه مياد ﭼـون ﭘـوستم سبزه است قبول نميكنن نميشه همه ﭼـيم كلا بده داغونم

شوهرم هر سال یا هر دو سال هرچه پول داره به برادرشوهرم میده اعتراض کنم کتک میخورم

شوهرم هر سال یا هر دو سال هرچه پول داره به برادرشوهرم میده اعتراض کنم کتک میخورم

سؤال : سلام من دختر * سالم شوهرم * یه دختر *سال نیم دارم * ساله (بیش از ۵ سال) عروسی کردم تواین ۷سال شوهرم هر سال یاهردوسال هرچقدر پول داره به برادر شوعثهرم میده میگم چرااین کار میکنی کتکم میزنه فوش میده بارها بخاطره این کارش رفتم حتی تا پای طلاقم رفتیم باز برگشتم حالا نمیدونم چکار کنم هربار میگه پول پس میده اما نمیده لطف کمکم کنید باید چکار کنم شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام شما چرا قبل از اینکه این مشکل رو با همسرتون حل کنید، بچه‌دار شدید؟ آیا فکر کردید این رابطه و این خشونتی که توصیف کردید چه اثر منفی‌ای رو سلامت روان دخترتون از همین سن کم می‌ذاره؟ در مورد […]

شوهرم به خانواده ش وابستگی داره و به مادرشون بیشتر از من محبت میکنه

شوهرم به خانواده ش وابستگی داره و به مادرشون بیشتر از من محبت میکنه

سؤال : سلام.من*ماهه که عقدکردم قبلش هم*ماه نامزدبودم با همسرم.ایشون وابستگی عجیبی به پدرمادر دارن و من واقعا اذیتم..نه اینکه گوششون تو دست اونا باشه ولی مهم ترین افراد زندگیش پدرمادرش هستن باهاشون خیلی عالی صحبت میکنه ولی با من بیشتروقتا سرد هست و جلوی من همش مادرش رو میبوسه و بغلش میکنه درصورتیکه توی جمع اصلا حواسش به من نیس.درحالیکه اینجوری نبود و ما باعشق ازدواج کردیم اما خیلی زود رنگ عوض کرد،اگه میشه کمکم کنید   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام احتمالا نشونه‌هایی بوده که شما تو دوران نامزدی از این وابستگی دیدید و بهش اهمیت کافی رو ندادید. وگرنه آدم‌ها یه شخصیت ثابت دارن که در طول چند ماه آشنایی قابل شناسایی هستند. […]

برخورد با گذشته همسر و مهم بودن اون چقدر هست مدام دارم سرزنش میشم

برخورد با گذشته همسر و مهم بودن اون چقدر هست مدام دارم سرزنش میشم

سؤال : سلام ‌. من قبلابا پسری چند سالی دوست بودم و در نهایت نامزد شدیم. حتی باهم رابطه داشتیم . بعد از چند ماه نامزدی بدلیل نداشتن تفاهم نامزدی من بهم خورد. الان – سال از نامزدی قبلیم میگذره و الان چند ماه ک با پسری که بصورت کاملا سنتی آشنا شدیم نامزد کردم . و چون نمیخاستم چیزی ازش پنهان کنم . بهش گفتم ک نامزد کردم قبلا و حتی دوست بودیم و باهم رابطه داشتیم. وقتی فهمید کلا تغییر کرد . همیشه سرزنشم میکنه . ولی من بهش میگم حتی به گذشته ام فکری نمیکنم . خیلی دوسش دارم نامزدم. ولی نمیدونم با این مشکل چکار کنم . که گذشته ای ک واسش گفتم چون نمیخاستم چیزی […]

مادرشوهرم هیچ وقت رفتار احترام آمیز عروسش رو متوجه نشد

مادرشوهرم هیچ وقت رفتار احترام آمیز عروسش رو متوجه نشد

سؤال : سلام من سه سال ازدواج کردم وتوی این سالهامشکلی باخانوادی شوهرم نداشتم ماتوی این سه سال ماشین داشتیم وهرجاکه میرفتیم بامادرشوهرم بوده من همیشه اجازه میدادم مادرشوهرم جلوکنارشوهرم بشینه به خاطره احترام به ایشون ولی مادرشوهرم هیچ وقت متوجه نشدکه باخودش بگه من که همیشه باپسرم جایی میرم چراعروسم همیشه قسمت عقب ماشین بشینه اخه یک باردوبارنبودبخاطرهمین من به تازگی دیگه عقب نمیشینم ووقتی جایی میربم میرم جلومیشنم آیااین کار درسته لطفاراهنماییم کنید   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران)   سلام کار درست یعنی برای شما و فردی که باهاش تو رابطه هستید، بیشترین فایده و کمترین هزینه رو داشته باشه و این به رابطه بستگی داره و حکم مطلق برای تمام روابط و تمام […]

سیاست خواهر های شوهرم با من سردی ارتباط و عدم ارتباط با من هست خیلی اذیت میشم

سیاست خواهر های شوهرم با من سردی ارتباط و عدم ارتباط با من هست خیلی اذیت میشم

سؤال : باسلام‌.همسرم وقتی کوچیک بوده پدرومادرش فوت شدن متاسفانه.خواهر برادرای زیادی داره.مشکلم اینه که خواهراش خیلی بام سردن.نه بهم زنگ میزنن نه خونمون میان.بارها هم به هر شکلی بهشون گفتم که چرا اینطورید.دوستانه و بعضی مواقع به شکل گله.خواهرا خودشون تقریبا هفتگی باهم تماس تلفنی دارند وباهم درارتباطن اما حتی چند ماهی یبار هم ب من زنگ نمیزنند.چند سال اول من همیشه میرفتم خونشون یا زنگ میزدم اما الان دیگه خسته شدم.یکیشون خونش خیلی ب ما نزدیکه اما نمیگه زن داداشم از صب تاشب تنهاس بذار احوالی ازش بپرسم.باور کنید انقدر باش صمیمی بودم که باخواهرا خودم نبودم.وقتی هم میرم خونه هاشون انقدر ازشون میترسم که حتی روم نیس آب بخورم.نه که تو روم بداخلاقی کنن اما یجورایی انگار […]

چگونگی رفتار مادر شوهر با عروسی که محبت های ما رو نمیبینه

چگونگی رفتار مادر شوهر با عروسی که محبت های ما رو نمیبینه

سؤال : سلام. بنده مادری هستم که چند ساله عروس گرفتم ولی همیشه نگرانی داشتیم. من خیلی به عروسم محبت میکنم بخاطر پسرم و نوه هام ولی اصلا ایشون محبتهای،منو نمیبینه اگر کوچکترین کاری که برای دخترم انجام بدم پسرم را بر علیه ما پر میکنه ودعوای حسابی به راه میندازه در صورتی که دخترم هم از هیچ محبتی بهش دریغ نمیکنه و هر چقدر هم به دخترم وخودم بی احترامی میکنه ما هیچی بهش نمیگیم ولی باز لج میکنه و فضای خانواده رو متشنج میکنه. همیشه میترسم به دخترم محبت کنم چون اون زود دلگیر میشه. خدا شاهده برام فرقی ندارن و هرکاری برای دخترم میکنم برای عروسم بیشتر میکنم ولی اصلا نمیبینه و با بی شرمی با ما […]

1 2 3 4