تمام مطالب دسته بندی : حرف گوش نکردن

از ترس بحث های زن و شوهری اصلا با هم حرف نمی زنیم

از ترس بحث های زن و شوهری اصلا با هم حرف نمی زنیم

سوال: خانمی هستم *یک بچه دارم. ۶ساله که ازدواج کردم و یک سال و سه ماه با همسرم دوست بودم. علی رغم مخالفت های شدید خانواده بنده بالاخره ازدواج کردیم(مخالفت تای خانواده سر مسائل مالی،تحصیلات و ازین قبیل بود).اوایل خیلی بحث و دعوا داشتیم حتی دو بار قهر شدید که من میگفتم دیگه طلاق میخوام اما با وساطت خوانواده ها دوباره برمیگشتیم. اما الان خیلی بحث نمیکنیم اگر هم بحثی باشه یه ساعت بعد با هم خوب میشیم یا من کوتاه میام با اون.اما مشکل من اینجاست که کلا از ترس بحث با هم حرف هم نمیزنیم. اصلادر مورد خودمون حرف نمیزنیم. میدونم که اهل خیانت نیست و منو بچم رو خیلی دوست داره. ولی الکی گیر میده، سختگیری میکنه، […]

همسرم به کرات من رو بیشعور خطاب میکنه

همسرم به کرات من رو بیشعور خطاب میکنه

سوال: همسرم به کرات من رو احمق خطاب میکنه. دفعه قبل دعوامون شد کتاب بیشعوری خاویر کرمنت رو برای من خریده بهم میگه مشکل جامعه ما توی احمق نیستی بلکه مشکل جامعه ما بیشعورها هستند . روز زن برام رمان بیشعوری خریده. ایا راهی هست درستش کنم؟ دارم به طلاق فکر می کنم. فقط یبار عصبی شدم به مادرشوهرم توهین کردم میگه تو خیلی احمق و بیشعوری و تربیت نداری. من همیشه بهش احترام میگذارم فقط یکبار بحثمون شد بهم سیلی زد منم از کوره دررفتم. چکار کنم؟بهم میگه وقتی تورو دیدم فکر کردم الماسی که نور بهش می تابید نزدیک که شدم فهمیدم یک پلاستیک آشغال نوشابه ای که زیر نور آفتاب برق می زد اگر بهت نزدیک نمیشدم […]

شوهرم بدبینه همیشه گوشیمو چک میکنه حتی نمیزاره برنامه ای که مجری مرد داره ببینم 

شوهرم بدبینه همیشه گوشیمو چک میکنه حتی نمیزاره برنامه ای که مجری مرد داره ببینم 

سوال: من ۵ساله ازدواج کردم یه دختربچه دارم. از زندگی دست کشیدم ۳۰سالم نشده ولی از همه چیز سیرشدم.همسرم اذیت میکنه، اون نمیزاره حتی من در رو بدون اجازش برای نظافتچی باز کنم یا با دوستام حرف بزنم، گوشیمو همیشه چک میکنه، مراسم بهترین دوستم نرفتم،دایما با دوستا و خانواده خودشه، من ازش میترسم نمیزاره حتی برنامه ای که مجری مرد داره ببینم فکر میکنه من عاشق اونم و بهش نمیگم هیچ جایی ندارم که برم. میدونه مجبورم هر ماه بهم میگه سهمیه کتکت رسیده تا جوابشو بدم یا چیز کوچیکی بهش بگم تهدید به زدن میکنه، منم دهنم خشک میشه و دستام میلرزه، دلم تنگه برای یک روز تو خیابون قدم زدن،دائما با استرس کارامو انجام میدم، منتظرم بمیره با من […]

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

سوال: سلام خسته نباشید خدمت شما بزگوار ببخشید بنده چند سال پیش ازدواج کردم الان دو تا بچه دارم یکی ۶سال و یکی ۳سال دارد ما همیشه اختلاف نظر داشتیم باهم بالاخره چند ماه پیش جدا شدم هر دو بچه هم با من هستن الان ازدواج کردم با یک خانم که معلم هستن قبل عقد قول دادم که من شمارو می زارم برین تدریس کنید الان عقد کردیم الان فکر میکنم اشتباه کردم چون منم مغازه دارم کارم * اگر بنا باشه هر دو ما از خانه بریم سر کار بچه ها چکار میشن از اون طرف نمیخواستم بهش دروغ بگم عروسی میکردم بعد میگفتم نرو معلمی تون الان اونم مگه من از معلمی خود نمیگزرم عروسی هم نمیخام بگیرم […]

همیشه تو فکر اینم عشقم میمونه یا میره حس میکنم میخواد رابطه تموم بشه

همیشه تو فکر اینم عشقم میمونه یا میره حس میکنم میخواد رابطه تموم بشه

سوال: سلام وقتتون بخیر من دختری ۲۲ ساله هستم که مدت ۹ ماه با اقا پسری در رابطه هستم. ایشون خیلی منطقی و پخته هستند و اسرار به رعایت اعتدال در رابطه دارند . یعنی فقط میگن در همه ی موارد باید اعتدال رعایت بشه. از طرفی من شدیدا به این اقا وابستگی پیدا کردم و دوریشون من رو به شدت ازار میده. از زنگ زدن زیاد یا بیرون رفتن زیاد خوششون نمیاد میگن هرچیزی اندازه داره و به اصطلاح نباید شورش رو درآورد تا رابطه درست به سمت جلو پیش بره. گاهی احساس میکنم از من خسته شدن اخه من خیلی دختره دستو پا چلفتی همچنین ضعیف و اسیب پذیر هستم، وضعیت مالی خوبی هم ندارم.. احساس میکنم بخاطر […]

بچه دار نمیشیم میخوام از شوهرم طلاق بگیرم

بچه دار نمیشیم میخوام از شوهرم طلاق بگیرم

سوال: سلام من چهار ساله ازدواج کردم ۳۳ سالمه و شوهرم ۳۷٫الان چند ساله که فهمیدیم شوهرم مشکل داره چندبارم میکرو کردیم و هنوز بچه دار نشدیم من خیلی این موضوع داغونم کرده بطوریکه خودمو فراموش کردم از هر لحاظ,  افسردگی گرفتم وهیچ چیز برام اهمیت نداره. از فامیل شوهرم کسی نمیدونه شوهرم مشکل داره و همه فامیلاشون به من زخم زبون میزنن و یجور میخوان سر از زندگی من دربیارن ولی من دوست ندارم کسی متوجه بشه. من باید چیکار کنم؟  چطور باید رفتار کنم؟  حتی تصمیم به قطع رابطه گرفتم. مادرشوهرم با اینکه میدونه مشکل بچه خودشه ولی چنان با اشتیاق از بچه دار شدن دخترش جلو ما میگه که نمیدونید. خیلی منفی نگر شدم و همه چیزو […]

شوهر من میگه هرچی من میگم تو بگو چشم تو هیچ موردی تو دخالت نکن

شوهر من میگه هرچی من میگم تو بگو چشم تو هیچ موردی تو دخالت نکن

سوال: شوهر من میگه هرچی من میگم تو بگو چشم تو هیچ موردی تو دخالت نکن اگه کار اشتباه میکنه ک هیچ وقت ازنظرخودش کارش اشتباه نمیکنه میگه تو حرف نزن رسم اینو نمیفهمه کسی ک زن داره ی جاهایی اگه داره اشتباه میکنه زنش اروم باید بهش بگه تو جمع یهوی بلند میگه توحرف نزن خونه هم ک هست اصلاحرف نمیزنه یا با دوستاش حرف میزنه یا تو گوشی هست حرف هم ک بزنم توجه نمیکنه میگم برم خونه بابام میگه دوست داری برو میگم اگه ترک کردی چرا هنوز میری جلسه معتادی میگه دوست دارم میرم میگم بخاطر من دیگه جلسه رفتن را ترک بکن میگه نمیکنم اصلا تو خونه نیست یا سرکار هست هر روز هم ک […]

به دختری  قول ازدواج دروغ دادم تا باهاش وارد رابطه بشم

به دختری قول ازدواج دروغ دادم تا باهاش وارد رابطه بشم

سوال: سلام و وقت بخیر من مدتی هست که با دختر خانمی ارتباط دارم که ۵ سال از خودم کوچکتر هستن من ۲۷ سال و اون ۲۲ اول رابطه گفت که اگه هدفت ازدواجه و در اینده ای نزدیک رابطمون جدی هست من وارد رابطه میشم که من هم گفتم همینجوریه به خاطر اینکه دوسش داشتم و میخواستم یه دختر اینجوری باهام باشه وگرنه قصد ازدواج ندارم. حالا یه ماه گذشته من خیلی عذاب میکشم از طرفی نمیخوام از دستش بدم از طرفی هم فکر میکنم کار اشتباهی انجام میدم.  در کل حس میکنم خیلی به این رابطه نیاز دارم این یک ماه از همیشه حالم بهتر بوده ولی خب من به دلایل زیادی نمیتونم با اون دختر ازدواج کنم  […]

بیماری چشمی و ام اس گرفتم، دارم آمپول میزنم شوهرم می گه بدبخت فلج میشی

بیماری چشمی و ام اس گرفتم، دارم آمپول میزنم شوهرم می گه بدبخت فلج میشی

سوال:   سلام خانمی ۲۸ ساله هستم بایه فرزند دختر شوهرم ۳۲سالشه تقریبا میشه گفت مردخوبیه یعنی نسبت به اوایل زندگی خیلی بهترشده قبلنا آدم خیلی بی منطقی بود رفیق بازبود اعتیادپیدا کرد باهزارجنگ اعصاب ترکش دادم خونوادشم پشتش بودن بخاطر همینا یه مریضی اومدسراغم که چشمام یا تاربودن یا دوبینی داشتن چندتاشهردکتررفتم دارو گرفتم تابهترشدم بعدازیه مدت دوباره بیماریم عودکرد به شوهرم گفتم دوسه روز بعدش بازدعوامون شدداشت از خونه میرفت بیرون گفت اینقدپول خرجت کردم هنوزمیگی چشمام کاجن.خشکم زد واگذارش کردم به خدا دوماه بعدش دیابت گرفت شدید که ۵روزتوکما بود وازاون روز داره انسولین میزنه ولی بازم هروقت دعوامون میشه مریضی منو یادآوری میکنه راستی من بعدا فهمیدمmsگرفتم یه مدت آمپول زدم الان خداروشکرقرصشم اومده دارم میخورم […]

درمانده شدم که خونه مادرشوهرم بمونم و کمکش کنم یا برگردم خونه بابام و طلاق بگیریم

درمانده شدم که خونه مادرشوهرم بمونم و کمکش کنم یا برگردم خونه بابام و طلاق بگیریم

سوال: سلام خانمی ۲۶ساله هستم مدت نه سال ازدواج کردم و همسرم ۳۵سال داره یک فرزند زیر هفت سال دارم حدود یک سال پیش با حکم دادگاه جهازم رو جمع کردم به دلیل اعتیاد وبی توجهی شوهرم مهریه ام رو به اجرا گذاشتم و برای طلاق وکیل گرفتم شوهرم با این که دخترم پیش من بود اصلا پول نمیداد و خانواده اش پولهاش رو به حساب خودشون ریخته بودن تا من نتونم با اقدام قانونی پولی بگیرم. اما شوهرم شهریور ماه اصرار کرد که برگرد و کمکم کن تا ترک کنم اما با این که مدتی در بیمارستان مغز و اعصاب بستری بود بعد از مرخص شدن دوباره اعتیاد رو شروع کرد وقتی بهش میگم اگه واقعا پاکی ازمایش بده […]

پسره بلد نیس چجور با کسی ک دوسش داره حرف بزنه چجور محبت کنه حتی کادو بگیره

پسره بلد نیس چجور با کسی ک دوسش داره حرف بزنه چجور محبت کنه حتی کادو بگیره

سوال: سلام دختری هستم ۲۰ ساله و چندسال پیش با پسری اشنا شدم ک اومد گفت چندساله من و دوست داره و قصدش ازدواجه .ولی خواستگاری بخاطر مشکلاتی عقب انداخت و بعد دعوا کردیم دوماه قهر بودیم من با یکی دیگه نامزدکردم و بعد چندماه جدا شدم این اقا الان باز اومده و میگه قصدش ازدواجه خیلی دوستت دارم و همه چیش خوبه این اخلاقش داره اذیتم میکنه.بلد نیس چجور با کسی ک دوسش داره حرف بزنه چجور محبت کنه حتی کادو بگیره اوایل قربون صدقه نمیرفت میگفت هروقت زنم شدی محبت میکنم هیچی از دخترا و طرز برخورد باهاشون بلد نیس.وقتی میرم با ناراحتی یچیز و میگم چرا اینکارو کردی یا این حرف و زدی اون زودتر ناراحت میشه […]

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

گذشته منوهمسرم باعث شده احساس گناه کنیم باید چطور با هم برخورد کنیم

سوال: آیا باید گذشته را با تمام جزییات به همسرمون بگیم؟حتی گذشته ای که از روی واقعا بچگی بوده..مثلا فاصله سنی ۱۹تا ۲۱…اگر خطایی کرده باشیم و توبه کرده باشیم باز هم باید با تمام جزییات به همسرمون بگیم و اگر نگیم خیانتکار محسوب میشویم؟چند وقتیه که همش فکر میکنم گناهکارم…سیاهم…وقتی فکر میکنم حالت تهوع میگیرم…دوس دارم همش بخابم…اشتها ندارم..دوس ندارم با کسی حرف بزنم…همش فکر میکنم میخان یادم بیارن که گناه کارم…یه وقتایی پشت دستمو گاز میگیرم تا تخلیه شم…با اینکه من و همسرم مث واقعا زمان دوستیمون باهم راحت هستیم ولی یه زمانی به اسم غیرت خیلی از گذشته میپرسه..وقتی جواب میدم قانع نمیشه و سوالاش برطرف نمیشه در صورتی که قبلن اصن نمیپرسید و میگفت مهم الانه…منم […]

1 2 3 14