تمام مطالب دسته بندی : بد اخلاقی والدین

هر خواستگاري كه مياد ﭼـون ﭘـوستم سبزه است قبول نميكنن

هر خواستگاري كه مياد ﭼـون ﭘـوستم سبزه است قبول نميكنن

سلام من يه دختره ۲۰ ساله هستم از ۵ سالگي مادرم فوت كرد من ﭘـدر خيلي بد اخلاق و خود خواه و غير منطقي دارم كه حرف ادم حاليش نميشه دوست داره فقط حرف حرفه خودش باشه از طرفي هم منو از همه ﭼـي محروم كرده نه زندگيه درست و حسابي نه ﭘـول نه نيازهامو فراهم كرد خيلي خسيسه زنداداشمم ميدونه بابام اينجوريه خيلي وقتا اذيتم ميكنه خيلي از دستشون خسته شدم هيـﭼكي هيـﭻ كمكي بهم نميكنه واقعا اين وضع غير تحمل شده برام كاسه ي صبرم به سر رسيده ﭼـيكار كنم واقعا تو اين شرايط نه ميزاره برم بيرون نه جايي تو خونه عين زندانيا شدم واقعا حالم از خودم بهم ميخوره خيلي تحت فشارم حال روحيم داغونه تو سني هستم كه به محبت احتياج دارم در عوض شاهده خشم و عصبانيت و ازار اطرافيانم هستم وااااااقعا خستم هر وقت ﭘـيشرفت يه ادم و ميبينم غبطه ميخورم ميگم خدايا مگه من از اين ﭼـي كم دارم ﭼـه گناهي ب درگاهت كردم كه اين تقاصشه همه ي ارزو هامو زنده به گور كردن هر خواستگاري هم كه مياد ﭼـون ﭘـوستم سبزه است قبول نميكنن نميشه همه ﭼـيم كلا بده داغونم

وقتی به همسرم محبت می کنم ازم فراریه و وقتی محلش نمیزارم میاد طرفم

وقتی به همسرم محبت می کنم ازم فراریه و وقتی محلش نمیزارم میاد طرفم

با سلام. خانومی هستم که ۶ سال قبل با اینکه یکی رو دوست داشتمو ایشونم خواهان من بودن ولی بهم نرسیدیم و من برخلاف خواسته ام و اینکه همسرم خیلی وعده وعید داده بودن بعدها سعی کردم دوستش داشته باشم تا بتونم از گذشته خارج شم و مؤفق شدم تا حدودی ، ولی الان همسرم هیچ علاقه ای به خانه ندارن باتوجه به شناختی هم که ازش دارم کس دیگه ای هم تو زندگیش نیست اما وقتی بهش محبت میکنم ازم فراریه و وقتی زیاد محلش نمیذارم میاد و خیلی هم خوب میشه ولی من دوست دارم اون عشقی که قبلا داشتم با همسرم داشته باشم ممنون میشم راهکار بدید من واقعا نمیدونم چجوری باید باهاش رفتار کنم. وقتی به شوهرم محبت میکنم ازم فراریه ، نمیدونم چجوری باهاش رفتار کنم.

مادرم از قیافه و پوست خواستگارم خوشش نمیاد

مادرم از قیافه و پوست خواستگارم خوشش نمیاد

سوال: سلام وقت بخیر دختر ۲۶ ساله ای هستم ، اخیرا واسم خواستگار اومده که اولا همکار هستیم البته نه در یک فضا ولی شغل یکسانی داریم.تحصیلات مشابه داریم.از نظر اقتصادی خانواده های یکسانی داریم.از نظر فرهنگی هم کاملا مشابه نیستیم ولی ۸۰درصد خانواده ها یکسان هستیم.پدرم و برادرم و دایی ام موافق ازدواج هستند منهم بشدت موافقم ولی مادرم بخاطر قیافه و رنگ پوستش که زیاد هم با من و یا برادرم متفاوت نیست مخالف است حتی اجازه امدن نمی دهدخیلی گریه کردم ولی می گوید نه نه نه قیافه اش از نظر من به دل من نشسته هرچند در کل تقوا اخلاق و سایر ملاک ها برایم پر رنگ تر هست اما دختری هم نیستم که بگویم قیافه […]

با احساس و هوس تصمیم نگرفتم، اجازه ازدواج با فردی که نامزد داشته رو نمیدن

با احساس و هوس تصمیم نگرفتم، اجازه ازدواج با فردی که نامزد داشته رو نمیدن

سؤال : سلام خسته نباشید. من حدود دوسال میشه که با فردی آشنا شدم و قصدمون هم ازدواج بوده از همون اول که میان خواستگاریم همین اواخر چند هفته پیش و اینکه این اقا از همه لحاظ عالین از نظر اخلاق ایمان کارخوبی دارن خانواده سرشناس و… ولی یک مشکلی که دارن اینکه قبلا نامزد داشتن و پدرمادر من قبول نمیکنن. ولی من چون میدونم که میتونم فقط با اینا زندگی کنم خب از روی احساس و هوس تصمیم نگرفتم من یک دختر*ساله ام میدونم چه آدمی با چه شرایطی خوبه…ومن الان واقعا دارم عذاب میکشم خانوادم راضی نمیشن نمیدونم چیکار کنم.چه راه حلی هست برا راضی شدن؟ چون من بااین موضوعشون مشکل ندارم فقط خانوادم مشکل دارن. خانوادم گفتن […]

راه حل برخورد مناسب با مشکل مشغل کاری زیاد همسر و رفع ترس از تنهایی

راه حل برخورد مناسب با مشکل مشغل کاری زیاد همسر و رفع ترس از تنهایی

سؤال : سلام خسته نباشید خانمی*  ساله هستم و همسرم * ساله  ۸ماهه ازدواج کردیم همسر خوبی دارم فقط مشکل من این شده که همسرم جدیدا تا ساعت ۱۲شب سرکار هستن و من از تنهایی به شدت میترسم و احساس کسل بودن میکنم و نمیتونم وقت بگذرونم بخاطر همین همسرم صبحها هنگام رفتن به سرکار من رو میزاره خونه مامانم و شب موقع برگشت از خونه مادرم برمیداره راستش خیلی خسته شدم از این وضعیت و کمی از پدر مادرم هم خجالت میکشم البته همسرم گفته تا هفت ماه دیگر ساعت کاریش رو کم میکنه و من با خودم فکر کردم که اگر ما خانه مان نزدیک مادرم باشد بعد از ظهرها میام سر میزنم خونه مادرم و شب برمیگردم […]

به خاطر بی محبتی و سروضع ناآراسته شوهرم جذب یک آدم سیاستمدار و شیک پوش شدم

به خاطر بی محبتی و سروضع ناآراسته شوهرم جذب یک آدم سیاستمدار و شیک پوش شدم

سؤال : سلام خانمی هستم * ساله که * سال پیش با *** ازدواج کردم که متاسفانه پر از مشکلات بود اول اینکه ایشون خانواده کاملا از هم پاشیده ای داشتند ******** که از اول پای اختلاف ها شروع شد و من هم پدرم مشکلاتی داشت و به ناچار با ایشون ازدواج کردم  متاسفانهدر مقابل حرفها و توهین خانواده خودشون همیشه ساکت بودن که اصلا الان نمیخوام در موردش حرف بزنم به دلایلی سال ها با خانواده ش قطع رابطه داشتیم ولی زخم زبانها … ما تو زندگی سختی زیاد داشتیم شوهرم هر وقت دلش میخواست کار میکرد و هر وقت دوست نداشت خونه بود اجاره و هزینه خونه کلا بر دوش من بود به هر کاری دست میزد تهش […]

هم خانواده خودم و هم خانواده خانمم فشار آوردن سریعتر بچه دار بشیم

هم خانواده خودم و هم خانواده خانمم فشار آوردن سریعتر بچه دار بشیم

سؤال : سلام و وقت بخیر من پسری * ساله هستم که تقریبا دو ماهه ازدواج کردم با خانمی که دو سال از خودم کوچکتره. هم خانواده ی خودم و هم خانواده خانمم فشار اوردن که هر چه زودتر بچه دار بشیم واسمون بهتره و از این حرف ها ولی من همیشه شنیدم میگن مثلا بعد دو سال زوج به فکر بچه باشن . از طرفی رابطه م با همسرم بسیار عالیه و همدیگه رو دوست داریمو مستقل هستیم . خواستم ببینم منطقیش به چه شکلیه ایا از همین حالا به فکر بچه باشیم یا مثلا بعد دو سه سال؟ شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام من توصیه می‌کنم اجازه بدید چند سال از زندگی مشترکتون بگذره، […]

برای درمان لکنت زبانم که به خاطر رفتار بد معلمم از بچگی همرام هست چیکار کنم

برای درمان لکنت زبانم که به خاطر رفتار بد معلمم از بچگی همرام هست چیکار کنم

سؤال : سلام. من ۱۶ سالمه. من از کلاس اولم فک میکنم بخاطر رفتار بد معلمم اینکه بچه ها رو میزد استرس شدیدی گرفتم ک باعث میشه موقع حرف زدن توپق بزنم یا گیر کنم و با لکنت حرف بزنم وقتی ک استرسم کمتره راحت حرف میزنم اما بیشتر اوقات این مشکلو دارم. کلاس اولم اوایل فقط این ترس و مشکل تو مدرسه بود اما کم کم باعث شد همه جا اون طوری باشم حتی وقتی میخوام با والدینم حرف بزنم کلاس سوم و چهارم خیلی اوت کرد چون خانوادم هم مسخرم میکردم  اصلا هم اعتماد ب نفس ندارم.  بعدا ک میخوام برم دانشگاه چیکار کنم حتی فکر کردن ب این موضوع هم و تلقین کردن ب خودم باعث بدتر […]

سن پایین ازدواج کردم شوهرم با حجابم مشکل داره و خانواده ش با من لج هستن

سن پایین ازدواج کردم شوهرم با حجابم مشکل داره و خانواده ش با من لج هستن

سؤال : سلام وقتتون بخیر دختری هستم *  ساله شیش ماه ک عقد کردم با مردی ک سنتی باهاش اشنا شدم و ایشون * سالشه ایشون همه چیش خوبه رفتارش کاملا با من سازگار و مرد خیلی ارومو ریلکسیه و این ریلکس بودنش رو مخمه ی قضیه دیگم هست اینه ک من بدحجابم و یذره با حجابمم مشکل داره،خاونوادش با من لجن بخاطر سن کمی ک دارم هرچی میگن سکوت میکنم و اون ها فک میکنن من متوجه کنایه هاشون نمیشم پدرشون خیلی قرقرو هستن و ب همه کارهای ما گیر میدن مثلا میریم بیرون همش زنگ میزنن ک بیاید خونه و اینا نسبت ب خانوادش تنفر دارم لطفا کمکم کنید با واهنماییتون شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي […]

در رابطه با جنس مخالف و مهارت های ارتباطی کمرو هستم

در رابطه با جنس مخالف و مهارت های ارتباطی کمرو هستم

سؤال : سلام من پسری ۲۷ ساله هستم که تقریبا یک شغل دولتی خیلی خوب هم دارم و وضعیت مالیم هم در کل خوبه برای ازدواج دچار مشکل شدم به خاطر شغلم با خانم های زیادی رفت و امد ندارم و گزینه خاصی رو اطرافم نمیبینم مشکلم اینه که با پدر و مادرم هیچوقت نتونستم در این مورد صحبت کنم و حتی اونا حرفشو پیش میکشن من روم نمیشه ادامه بدم نمیدونم این کمرویی از کجا ریشه داره ولی از بچگی اینطور بودم و فکر میکنم اونا میتونن گزینه مناسب رو معرفی کنن ولی اصلا نمیتونم پیششون مطرح کنم دوست داشتم کمی در مورد مشکلم صحبت کنید و اینکه من چه کاری باید انجام بدم که سریعتر بتونم اقدامی انجام […]

شماره های مشکوک به گوشی مادرم پیام میدن و گوشیشو قایم میکنه

شماره های مشکوک به گوشی مادرم پیام میدن و گوشیشو قایم میکنه

سؤال : من خانمی* ساله هستم و* ساله ازدواج کردم, *تا برادرکوچک هم دارم مشکل من مادرمه همیشه با هم مشکل داشتیم وباهم اختلاف داشتیم وداریم البته به علت بی حسی وپرخاشگری مادرم بود الان هم گاها باهم دعوا میکنیم ومن خیلی ناخواسته بهش بی احترامی میکنم اونم خودش حرفایی میزنه که دشمنم به دشمن نمیگه,الانم تازگیا متوجه خیانت مادرم شدم که همش گوشیشو قایم میکنه وشماره های مشکوک بهش پیام میدن, اصلا اخلاق اینطوری نداشت, پدرم مرد اروم وسربه زیریه وبه علت حادثه ای مریضه ,الان من مادرمو به رخ پدرم کشیدم ولی مادرم اصلا گردن نمیگیره و میگه مزاحمه ولی من چند بار پیاماشو دیدم ازیه نفرم پرسیدم میگه بحران چهل سالگی رو میگذرونه اخلاقش عوض شده مثل […]

همسرم میگه با اصرار خانواده با تو ازدواج کردم و هیچ علاقه ای به تو ندارم

همسرم میگه با اصرار خانواده با تو ازدواج کردم و هیچ علاقه ای به تو ندارم

سؤال : با همسرم عقد کردیم از همون اول احساس میکردم به من بی میل هست و با اصرار خانواده اش با من ازدواج کرده ولی فکر میکردم با محبت کردن میتوانم او را به خود علاقمند کنم.تا سه ماه بعد از عقد هر بار بدرفتاری و بی اعتنایی میکرد من نادیده میگرفتم و به او محبت میکردم و هر چیزی که تقاضا میکرد برایش میخریدم.ولی او همچنان یپبه من اهمیت نمیداد. بعد از سه ماه به من گفت که تو را دوست ندارم. چون والدینم از تو خوششان می آمد و با اصرار آنها با تو ازدواج کردم ولی حالا به این نتیجه رسیدم از تو خوشم نمی آید.باید از هم جدا شویم. از ماه سوم عقد تاکنون که […]

1 2 3 15