تمام مطالب دسته بندی : بالا رفتن سن

پدرم زندگی خانواده ش رو نابود کرده هر روز آرزوی مرگش رو دارم

پدرم زندگی خانواده ش رو نابود کرده هر روز آرزوی مرگش رو دارم

سؤال : از بابام متنفرم.. یک عمر فقط بدی دیدم ازش.. هر چی یادم میاد فحش بود.. ناسزا بود و .. کتک بود. با همه فامیل قطع رابطه کردیم. هیچکس دیگه باهامون حوف نمیزده . با همشون بابام یه دعوایی داشته. از صبح تا شب سر هر چیز کوچیکی با مامانم فحش های زشت میده .. کتک میزنه.. خسته شدم.. بخاطر نموم رفتارای بدش خسته شدم.. چند بار تصمیم گرفتم خودم بکشم. تصمیم گرفتم حتی اونو بکشم.. هر روز و هر شب آرزوی مرگش رو دارم. ازش متنفرم. اون هیچ بویی از انسانیت نبرده. اگر فقط با خانواده خودش بد بود میگفتم شاید تقصیر ماست اما هیچ کس ازش خوشش نمیاد.. موندم این چه زندگی هست که ما داریم.. چرا […]

بین مادر و زنم گیر افتادم نمیدونم طرف کیو بگیرم ( دعوای عروس و مادرشوهر )

بین مادر و زنم گیر افتادم نمیدونم طرف کیو بگیرم ( دعوای عروس و مادرشوهر )

سؤال : سلام من یه مرد – ساله هستم توی یه سوییت کوچیک توی خونه پدرم زندگی میکنم تازگیا خدا بهمون بچه – داده زن من خیلی رو بچه حساسه یعنی اگه پدر مادرم به شوخی به بچه چیزی بگن ناراحت میشه و گله میکنه.امروز گله کرد زنم از مادرم بعد دعواشون شد بالا گرفت نمیدونم چکار کنم طرف کیو بگیرم بین مادر و زنم گیر افتادم توروخدا کمک کنید خیلی سخته اینجوری تو یه خونه باشیم و قهر و هر روز فحش باشه   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) سلام دقیقا همونجور که خودتون گفتید کنار هم زندگی کردن اشتباهه و شما اولین کاری که نیازه انجام بدید اینه که از خانوادتون جدا بشید. وقتی شما […]

با شوهرم بیرون میرم همه فکر میکنند دخترشم از معاشقه و رابطه خوششون نمیاد

با شوهرم بیرون میرم همه فکر میکنند دخترشم از معاشقه و رابطه خوششون نمیاد

سؤال : منو شوهرم ده سال فاصله سنی داریم .. ما بعد ازدواج همو دیدیم . وارد زندگی مشترک شدیم فهمیدم شوهرم از معاشقه بدش میاد. یعنی بدش میادبه بدن زن دس بزنه.. معتادم هستش من باش بیرون میرم همه فک میکنند دخترشم .. بی اندازه ادم بی احساسیه الانم ۱۶ ساله هیچ رابطه ای نداریم ..باش حرف میزنم میگه تو زندگی این مهم نیست .سطح خانواده و اطرافیانم پایینتر از اونی هست که من بتونم به جدایی فکر کنم گرچه حالا خیلی دیر هم شده   الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران) دوست عزیز سلام. حرف هاتون به من ارجاع داده شد. و یک سرخوردگی و نامیدی رو در حرف هاتون مشاهده می کنم. که البته به […]

نمیدونم دلیل تماس ها و پیام های مشکوک شوهرم چی هست خودخوری میکنم

نمیدونم دلیل تماس ها و پیام های مشکوک شوهرم چی هست خودخوری میکنم

سؤال : با سلام خانمی هستم – ساله و فرهنگی همسرم کارمند دانشگاه هستن و دو دختر داریم. ۱۵ سال از ازدواجمون میگذره در این مدت بارها متوجه تماسها و پیام های مشکوک شده ام .اوایل به روی خودم نیاوردم و خودخوری میکردم ولی چندباره به همسرم تذکر میدم به بهانه مختلف منو قانع میکنه تا اینکه چند روز پیش یه پیام برای خانومی فرستاده بود که امروز اونو ندیده خیلی دلش براش تنگ شده .خلاصه…میگفت یه استاده باهاش شوخی کردم و.. کلی التماس و توبه وازلین حرفها.اینم بگم تو رفتارش با من و بچه ها خیلی خوبه و خیلی محبت میکنه اما نمیدونم دلیل این کاراش چیه؟لطفا کمکم کنین .   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) […]

با پسری آشنا شدم که خواهان ارتباط در حد دوستی هست و از ازدواج صحبتی نمی‌کنه

با پسری آشنا شدم که خواهان ارتباط در حد دوستی هست و از ازدواج صحبتی نمی‌کنه

سؤال : سلام. دختری هستم ۳۴ ساله فوق لیسانس. دو خواهر بزرگتر از خود و مجرد دارم که یکی دیپلم هست و دیگری لیسانس و وضعیت نابسامان روحی پدر و مادر. پدرم مواد مخدر مصرف می‌کرد و مادرم افسردگی مزمن داره. به طور اتفاقی با پسری آشنا شدم که خواهان ارتباط در حد دوستی هست و از ازدواج صحبتی نمی‌کنه. من این ارتباط رو فقط در حد چتهای نوشتاری حفظ می‌کنم و فقط یکبار به دیدنش رفتم و اون هم صرفاً جهت آشنایی. می‌ترسم هدفش چیز دیگه‌ای باشه و من به خاطر وضعیت خانوادگیم بهش وابسته بشم. لطفا راهنماییم کنید که چه کار کنم. تمایل به ازدواج دارم ولی نه با هر کسی و به هر قیمتی. اون آقا هم […]

خانمی متأهل هستم که نمیتونم رابطه نامشروعم رو فراموش کنم کل زندگیم تحت تأثیر قرار گرفته

خانمی متأهل هستم که نمیتونم رابطه نامشروعم رو فراموش کنم کل زندگیم تحت تأثیر قرار گرفته

سؤال : سلام من زنی شوهر دار هستم با دو تا بچه یک بار خیلی نیمه نصفه با کسی رابطه نامشروع داشتم ولی خیلی پشیمانم همش صحنه ها جلوی چشمانم است ولی اصلا دیگه نمی خوام تکرار کنم چیکار کنم فراموش کنم – کل زندگیم تحت تأثیر قرار گرفته کمکم کنید     الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران) دوست عزیز سلام. یک جایی از صحبت اتون به این اشاره کردین که می خوام همه چی رو فراموش کنم که خوب نشون میده چقدر تحت فشار هستین و چقدر این قضیه ابعاد گسترده ای در زندگی شما پیدا کرده. ولی خوب متاسفانه این کار امکان پذیر نیست. یعنی خاصیت ذهن ما این هست که هرچقدر بخواد خاطرات آزاردهنده […]

مادرشوهرم هیچ وقت رفتار احترام آمیز عروسش رو متوجه نشد

مادرشوهرم هیچ وقت رفتار احترام آمیز عروسش رو متوجه نشد

سؤال : سلام من سه سال ازدواج کردم وتوی این سالهامشکلی باخانوادی شوهرم نداشتم ماتوی این سه سال ماشین داشتیم وهرجاکه میرفتیم بامادرشوهرم بوده من همیشه اجازه میدادم مادرشوهرم جلوکنارشوهرم بشینه به خاطره احترام به ایشون ولی مادرشوهرم هیچ وقت متوجه نشدکه باخودش بگه من که همیشه باپسرم جایی میرم چراعروسم همیشه قسمت عقب ماشین بشینه اخه یک باردوبارنبودبخاطرهمین من به تازگی دیگه عقب نمیشینم ووقتی جایی میربم میرم جلومیشنم آیااین کار درسته لطفاراهنماییم کنید   شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران)   سلام کار درست یعنی برای شما و فردی که باهاش تو رابطه هستید، بیشترین فایده و کمترین هزینه رو داشته باشه و این به رابطه بستگی داره و حکم مطلق برای تمام روابط و تمام […]

در این جامعه خانمی با شرایط و تفکرات من که به عنوان همسر قبولش کنم پیدا نمیشه

در این جامعه خانمی با شرایط و تفکرات من که به عنوان همسر قبولش کنم پیدا نمیشه

سؤال : با سلام،پسری هستم ۳۳ساله،تحصیل کرده ومدرس هستم وشغل خوبی دارم،در زندگی با توجه به شاگردانم ( خانوم ها واقایون )و روابط کاری برای خودم خط قرمز داشتم وهرگزاجازه ندادم کسی از خط قرمز من عبورکند،تمام مهارت ها غیرکاری، از اشپزی تا..فرا گرفتم تا برای نیازهای اینگونه دنبال ازدواج نباشم،ومعتقدم ازدواج یه رابطه دوستانه هست که دوطرف بایدمثل دو دوست تقسیم وظایف کنن وهر دورسرکاربرن ،اشپزی کنن وحتی نظافت وهمه چیز برابر،در نگاه اول همه خانوم ها میگنwooowچه دیدگاه جالبی،واما در عمل ودرصحبت برای خواستگاری ،رفتارخانوم ها وخانوادشون صادقانه نیست وگونه دیگری هست از مهریه فلان،تا مسیولیت یک طرفه،وبعد ازدواج یک زن خونه وخاله زنک،متاسفانه این فرهنگ نود درصد دختران مملکت ماست والبته خانوادشون،بنده چه کنم که با شرایط […]

با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

با مخالفت والدین و قطع ارتباط با اونا ازدواج کردم حالا حس میکنم شوهرم دیگه دوستم نداره

سؤال : سلام. من از کشور افغانستان هستم و سال ها پیش با پسری ایرانی دوست شدم. به من خیلی محبت میکرد و منو سخت عاشق خودش کرد بعد از مدتی ازش حامله شدم و علیرغم اینکه خانواده ام مخالف بودن ازدواج کردم از اون موقع تا حالا خانواده ام باهام ارتباط ندارن. قبل اینکه بچه به دنیا بیاد خیلی منو دوست داشت ولی همین که پسرمون به دنیا اومد یه آدم دیگه شد. دیگه دوستم نداره و خیلی سرد بر خورد میکنه. الان که سال ها ازدواج کردیم و یه فرزند دیگه هم داریم. نه به من و نه به بچه ها محبت نمیکنه و اصلا مسئولیت قبول نمیکنه. با اینکه تو یه خونه هستیم ولی خیلی از هم […]

با خواستگارم هردو فرزند اول هستیم و خیلی به هم شباهت داریم

با خواستگارم هردو فرزند اول هستیم و خیلی به هم شباهت داریم

سؤال : سلام من مدتی هست با آقایی از طریق یکی از دوستان آشنا شدم که هدفمون ازدواج هستش و فعلا روال آشناییمون انجام میشه و قراه که نهایتا ایشون تا یه ماه دیگه بیان خواستگاری ایشون واقعا ادم خوبیه ولی مشکل ما اینه که خیلی به هم شبیهیم هر دو فرزند اول خونواده ایم خیلی آروم منطقی و دقیقا خصوصیاتمون شبیه به هم هست از همه نظر یعنی خودم خیلی شوکه شدم که چقدر من به این آقا شبیهم علاقه هم بین ما به وجود اومده اما من میترسم این همه شباهت منجر به سردی در زندگیمون بشه ایا واقعا ترسم از لحاظ شما به جا هست یا نه؟     شقايق درنشان (روانشناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي تهران) […]

همانطور زندگی کردم که شوهرم خواست اما زن دوم گرفت خیلی غصه میخورم

همانطور زندگی کردم که شوهرم خواست اما زن دوم گرفت خیلی غصه میخورم

سؤال : باعرض سلام وخسته نباشید خدمت شما،من یک زن ** ساله ام،شوهرم بعداز سال ها زندگی مشترک زن گرفته، بعداز یه سال متوجه شدم،اول که شنیدم دیونه شدم تمام دنیا رو سرم خراب شد،حدود چند ماه از هم جدا زندگی کردیم منو بچه هام باهم شوهرم پیش اون خانم،بعدا می‌دیدم بچه هام به پدر و مادر هردو واقعا احتیاج دارن واون خانم از این وضعیت خوشحاله قبول کردم،برگرده،بچه هام از نظر تحصیل و رفتار خدا رو شکر بهترینن،به خاطر اوناست که نفس میکشم،شوهرمو خیلی دوست داشتم بدون اجازه اون خونه ی مادرم هم نمیرفتم،از هر نظر بهشون میرسیدم حتی تو خانواده مون به اینکه خوب بهش میرسیدم،سر زبونابودم،سر کار میرفتم نزاشت برم،میگفت مرد اگه مرد باشه نمیزاره زنش پول […]

خواستگارم براحتی دروغ میگه و تمام حرف ها رو به خانواده ش انتقال میده

خواستگارم براحتی دروغ میگه و تمام حرف ها رو به خانواده ش انتقال میده

سؤال : سلام . خواستگاری دارم که دوساله باهم دوست هستیم الان که قراره عقد کنیم یکم پشیمان شدم چون تمام حرفهایی که بین ما گفته میشه رو به خانوادشون انتقال میدن بعدم براحتی دروغ میگه و میگه که نگفتم. با این رفتارها متوجه شدم خیلی راحت دروغ میگه. خواهر و مادرش خیلی روش تاثیر دارن و ایشون خیلی وابسته به خانواده هستن. مادرش میگه ما بهش گفتیم تو رم یذره اندازه ما دوست داشته باشه یعنی اینکه پسر ما اصلا تو رو دوست نداره. خواهر و مادرش اوایل مخالف من بودن اما الان راضی هستن ولی نمیدونم چرا همیشه میخوان با کنایه باهام حرف بزنن. توروخدا کمکم کنین ما دوساله باهم هستیم و منتظر موندیم نمیتونم براحتی تصمیم بگیرم […]

1 2 3 5