تمام مطالب دسته بندی : بالا رفتن سن

چطور یک رابطه عاشقانه را تمام کنیم

چطور یک رابطه عاشقانه را تمام کنیم

  سوال: سلام  من پسری ۳۰ ساله هستم که تقریبا دو ماهه با دختر خانمی آشنا شدم. نحوه آشناییمون پیشنهاد اون بود و پیام های زیادی که به من داد و من هم از همون ابتدا با قصد اینکه من هم به یک رابطه دوست پسر و دوست دختری مثل همه نیاز دارم رابطه رو شروع کنم و هم اینکه ایشون ظاهر متوسط به بالایی دارند. حالا دو ماه گذشته و نگرانی که من دارم نحوه مدیریت رابطه هست. من هیچ قصدی برای ازدواج ندارم و رابطه رو هم به اون قصد شروع نکردم و به خودش هم گفتم اما خب اون تمام صحبت هاش به شکلیه که من رو برای همیشه میخواد به شدت وابسته شده و دوست داره […]

شوهرم بچه نمیخواد میگه باید سقطش کنی ولی من نمیخوام، حوصله زندگی کردن ندارم

شوهرم بچه نمیخواد میگه باید سقطش کنی ولی من نمیخوام، حوصله زندگی کردن ندارم

سوال: سلام خسته نباشید خانمی * ساله هستم * ساله ازدواج کردم و یه پسر بچه دارم من احساس افسردگی خیلی شدیدی دارم وقتی پسرم رو باردار شدم البته ناخواسته همسرم خیلی سعی کرد قانعم‌کنه که بچه رو سقط کنم اون بچه نمی خواست ولی چون قبلا یه بار این کارو‌کرده بودم راضی نشدم برای باردوم این کارو انجام بدم همسرم سه ماه اول بارداری خیلی باهام بد بود بعدش خودش پشیمون شد و رفتارش خوب شد تا ماه اخر دوباره اخلاقش بد شد وقتی پسرم به دنیا اومد تا ۶ ماه باهام حرف نزد طوری که همه فهميدن بچه نمی خواد از اون موقع فکر کنم افسردگي گرفتم وقتی پسرم به دنیا اومد یه دفعه فکر پولدار شدن به […]

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

قبل از عقد به خانمم قول دادم بزارم بره سر کار ولی حالا نمی تونم

سوال: سلام خسته نباشید خدمت شما بزگوار ببخشید بنده چند سال پیش ازدواج کردم الان دو تا بچه دارم یکی ۶سال و یکی ۳سال دارد ما همیشه اختلاف نظر داشتیم باهم بالاخره چند ماه پیش جدا شدم هر دو بچه هم با من هستن الان ازدواج کردم با یک خانم که معلم هستن قبل عقد قول دادم که من شمارو می زارم برین تدریس کنید الان عقد کردیم الان فکر میکنم اشتباه کردم چون منم مغازه دارم کارم * اگر بنا باشه هر دو ما از خانه بریم سر کار بچه ها چکار میشن از اون طرف نمیخواستم بهش دروغ بگم عروسی میکردم بعد میگفتم نرو معلمی تون الان اونم مگه من از معلمی خود نمیگزرم عروسی هم نمیخام بگیرم […]

بچه دار نمیشیم میخوام از شوهرم طلاق بگیرم

بچه دار نمیشیم میخوام از شوهرم طلاق بگیرم

سوال: سلام من چهار ساله ازدواج کردم ۳۳ سالمه و شوهرم ۳۷٫الان چند ساله که فهمیدیم شوهرم مشکل داره چندبارم میکرو کردیم و هنوز بچه دار نشدیم من خیلی این موضوع داغونم کرده بطوریکه خودمو فراموش کردم از هر لحاظ,  افسردگی گرفتم وهیچ چیز برام اهمیت نداره. از فامیل شوهرم کسی نمیدونه شوهرم مشکل داره و همه فامیلاشون به من زخم زبون میزنن و یجور میخوان سر از زندگی من دربیارن ولی من دوست ندارم کسی متوجه بشه. من باید چیکار کنم؟  چطور باید رفتار کنم؟  حتی تصمیم به قطع رابطه گرفتم. مادرشوهرم با اینکه میدونه مشکل بچه خودشه ولی چنان با اشتیاق از بچه دار شدن دخترش جلو ما میگه که نمیدونید. خیلی منفی نگر شدم و همه چیزو […]

تو محل کار عاشق پسری شدم که بعدا فهمیدم زن داره، الان نمیتونم فراموشش کنم

تو محل کار عاشق پسری شدم که بعدا فهمیدم زن داره، الان نمیتونم فراموشش کنم

سوال: ی سال پیش تو محیط کاریم ی پسر بود رفتاراش نشون میداد عاشقم شد چون وقتی با یکی دیگه حرف میزدم این میومد اظهار نظر میکرد یا وقتایی که هواسم نبود بهم نگاه میکرد من اوایل متوجه رفتاراش نبودم بعد چندین نگاه فهمیدم بعد از چهار ماه که همکار بودیم والبته قبلنا مشتریش بودم فهمیدم نگاهش عاشقانس رفتم کارت مغازش ازش بگیرم بهش زنگ بزنم اما روم نمیشد حتی روم نمیشد به مغازش برم من میشناختمش ادم متشخصی بود خیلی خوب بود بعد ی مدت با ی دختر میدیدمش که شبیه خودش بود کمی فک میکردم که خواهرشه اما فکر این که دوس دختر یا زنش باشه عذابم میداد کلی ناراحت میشدم با اون بود بعد از یکی از […]

از روی حرفای تحریک کننده مادرم مجبور شدم با مردی ازدواج بکنم که علاقه ای بهش نداشتم

از روی حرفای تحریک کننده مادرم مجبور شدم با مردی ازدواج بکنم که علاقه ای بهش نداشتم

سوال: من ۲۷سالمه یه دختر هفت ساله دارم هجده سالگیم کاملا از روی حرفای تحریک کننده ازجانب مادرم که به نوعی به غرورم برخورده بود(مثلا گفت پسرعمه ت میگه من دحتر تورو نمیگیرما  دختر میخوای این خرفارو بشنونم؟!وچرت پرت های نظیر این که با غرور و احساس جووانی قبول کردم) ازدواج کردم اونم باکسی که اصلا از همان لحظه ی اول ازش خوشم نیومد خیلی دوسم داره و مهربونه ولی هرکاری میکنم ازش خوشم نمیاد البته بااین مسئله کنار اومدم چون دیگه بچه دارم ولی چیزی که خیلی افسردم کرده تا خودکشی هم رفتم بخاطر موقعیت کنونی منه دارم دیوونه میشم نه تحصیلاتم نه عشقی نه پولی (همسرم  تازه یکی دوماهه بعد از نه سال زندگی بدهیاش تموم شده)خونه پدرم […]

تصمیم به جدایی داریم، میخوایم بچه مون رو سقط کنیم

تصمیم به جدایی داریم، میخوایم بچه مون رو سقط کنیم

  سوال: با سلام و خسته نباشید من یک آقای* ساله هستم و یازده سال است که ازدواج کردم و حاصل زندگی ما یک فرزند است در این یازده سال هم لحظات خوب داشتیم و هم خیلی بد ولی همسر من هیچوقت نفهمید که من چی میخواهم از او با وجود اینکه بار ها به او گفته ام که همسر من اینطور نباش من این کارها را دوست ندارم فقط اون لحظه میگفت باشه حتما ولی از فردا دوباره همان اش و همان کاسه. خلاصه در این یازده سال چند بار هم تا طلاق رفتیم ولی به خاطر اینکه تا حدی هنوز تو دلم بود بهش فرصت میدادم ولی الان دیگه به اخر خط رسیدم و حتی یک ذره او […]

عکس خانم های مانکن با ظاهر مصنوعی رو تو گوشی شوهرم دیدم حس میکنم بهم خیانت شده

عکس خانم های مانکن با ظاهر مصنوعی رو تو گوشی شوهرم دیدم حس میکنم بهم خیانت شده

سوال: سلام خانم زنی *ساله هستم که دو سال و نیم پیش با مردی که* سال از خودم کوچکتر است و از همسرش جدا شده ازدواج کردم یکسال و نیم اول صیغه بودیم بعد عقد کردیم من هم ازدواج دومم هست و اوایل بچه نمی خواست اما بعدش نظرش عوض شد  الان یک بچه ۴ ماهه داریم که خیلی هم دوسش داره قبل بچه دار شدن حتی تو حاملگی چیزی واسش کم نزاشتم همش به خودم می رسیدم  بعد زایمان جدیدا  تو گوشی شوهرم عکس ۲ تا خانم دیدم که مانکن بودن از کانال برداشته بود میگفت همینطوری خوشم آمد کلی دعوا کردیم و حس میکنم حتی با این کار به من خیانت شده ناگفته نمونه که من  شهر خودمو […]

صیغه پسری بودم که عاشقش بودم و دوستش داشتم اما مجددا ازدواج کردم ولی باز به اون پسر فکر می کنم

صیغه پسری بودم که عاشقش بودم و دوستش داشتم اما مجددا ازدواج کردم ولی باز به اون پسر فکر می کنم

سوال: سلام من یه زن مطلقه بودم که با پسری۶ماه صیغه شدم و خیلی هم دوستش داشتم خودم هم سر کار می رفتم وخونه اجاره کرده بودم و تنها زندگی می کردم و ایشون هفته ای ۲بار پیشم می خوابید اونم یواشکی تا اینکه برام یه خواستگار اومد که همه چیزمو می دونست من نمی خواستم باهاش ازدواج کنم اما با اصرار خانوادم باهاش ازدواج کردم اما هنوزم که هنوزه دارم به اون نامزدم که ۶ماه صیغش بودم فکر می کنم چون عاشقش بودم زندگی الان برام جهنم شده من شوهرمو اصلا دوست ندارم همیشه‌به‌یادنامزدم‌هستم‌دارم‌دیوانه‌میشم‌نمیدونم‌بایدچیکارکنم‌لطفاکمکم‌کنید الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران) سلام در موقعيت سختي قرار دارين اينكه إز كسي كه دوسش دارين جدا هستين و با كسي زندگي […]

شوهرم بعد بازنشستگی از صبح تا شب به تریاک اعتیاد پیدا کرده و بددهنو بدبینم شده

شوهرم بعد بازنشستگی از صبح تا شب به تریاک اعتیاد پیدا کرده و بددهنو بدبینم شده

  سوال: من زنی ۴۲ساله وشوهرم۵۰ ساله است۲۴ساله ازدواج کردیم دوفرزنددارم ۲۲و۱۳ساله دارم. همسرم از ابتدا معتاد به تریاک بود مثلا تفریحی ولی الان بشدت مصرف میکنه از شب تا صبح ازصبح تا شب هممونو کلافه کرده بی خیال زندگی و در کل بددهن شده اصلا به حرف گوش نمیکنه و نمیزاره من اصلا جایی برم و یا کسی به خونمون بیاد به شدت به همه بدبین میباشد وزندگی رو غیر قابل تحمل کرده است دلم میخواد جداشم ولی میگه اصلا خودم فکر بچه ها رو میکنم دوست نداره ترک کنه و در کل زندگی رو مرگبار کرده لطفا راهنمایی کنید در ضمن دوسال بازنشست شده واز نظر مالی مشکل نداره و در کل همش درحال خرید تریاکه ممنون از […]

شوهرم بهم توجه نداره، فحش میده، تهمت ناموسی به خودمومادرم می زنه و سر هرچی گیر میده

شوهرم بهم توجه نداره، فحش میده، تهمت ناموسی به خودمومادرم می زنه و سر هرچی گیر میده

  سوال:   سلام تشکر بابت وقتی که میذارید من خانمی * ساله هستم وهمسرم* سالشونه.حدود * ساله که ازدواج کردیم.* تا فرزند پسر دارم. مشکلات زیادی پشت سر گذاشتم.تا بچهام کوچیک بودند. به خانوادم گیرمیداد این حرف زدند اون برخورد کردند. اگه از اعضای خانوادم میومدند من استرس میگرفتم که الان برخوردبدی نداشته باشه. دیگه خانوادم فهمیدن الان سالی یبار هم نمیان.در شهر غریب زدگی میکنم. روحیات من توجه نداره فک میکنه من یه تیکه سنگم. بچها بزرگ شدن تا اشتباهی میکنن به من گیره میده که تو مادرنبودی وگرنه پچت اینطور نمی شد.با پسر بزرگم که* سالشه همیشه درسال*ماه باهم حرف نمیزنن جایی بره شب نیاد ودیر بیاد. به من گیره میده فحش میده رابطه خوبی باهم ندارن. […]

چگونه خانوادمو راضی به ازدواج با یه زنه مطلقه بچه دار کنم

چگونه خانوادمو راضی به ازدواج با یه زنه مطلقه بچه دار کنم

سوال: من پسری هستم* ساله که تا کنون ازدواج نکردم.با خانمی آشنا شدم *ساله که دارای دو فرزند پسر و دختره * و * ساله هستن.طی رابطه ما علاقمند شدیم بهم و به ازدواج فکر کردیم.اما خانواده و دوستان و فامیل شدیدا مخالفت میکنن و میگن در شان من نیست این نوع ازدواج.و اینکه چون پسر ارشد هستم پدر مادرم توقع دارن با یه دختر ازدواج کنم.چون خودم هم آدم کمی دهن بین و متکی به خانواده هستم واقعا بین دو راهی موندم.برای من داشتن فرزند این خانم و ازدواج قبلیش و شرایطی که داره اصلا مهم نیست اما نمیدونم دیگران رو چیکار کنم.لطفا راهنماییم کنید که چجوری با این مساله کنار بیام ممنون. مهدی وفانوش ( دانشجوی دکترای مشاوره […]

1 2 3 7