بدلیل از دست دادن عزیزانم همیشه نگران اتفاق جدیدی هستم و همیشه مضطربم

بدلیل از دست دادن عزیزانم همیشه نگران اتفاق جدیدی هستم و همیشه مضطربم

سوال:

 

من ۳۲سالمه دو فرزند ۱۲و۶ ساله همسرم مرد خوبی و پرتلاشه من مشکلم خودم هستم خانم دکتر پدرم رو در سن ۱۵سالگی از دست دادم ومادرم هم مادر بوده برام هم پدر به مادرم وابستگی زیادی داشتم تقریبا سه ساله مادرم فوت شدن ومن خیلی تنهام و این سه ساله اخیر عموی من دایی من خانم داداشم ومادرم فوت شدن الان هم برادرم درگیر بیماری سرطان هستند من باهر زنگ تلفن میترسم وهرکی در خونم زنگ بزنه فک میکنم حادثه ای اتفاق افتاده پسرم یکم دیر بیاد از مدرسه دلم بد جوری شور میزنه خیلی زود عصبی میشم بعضی وقتا داد میزنم وبچه ها رو کتک میزنم وبعد خودم پشیمون میشم همش فک میکنم برادرم رو از دستت بدم یه غم به غمهای دلم اضافه میشم وخییلی اذیتم خانم دکتر لطفا منو راهنمایی کنین

 

جواب:

 

عزیز دل من هرکسی تمام این مسائل رو بشنوه به هر حال یک انسان هستیم‌و یک انسان تحمل دردهای تکراری و تکراری برایش سخت و عذاب آور هست شما در تمام این سه سالی که برای شما پیش آمده از فوت مادر گرفته که بسیار بهشون وابسته بودید و اقوام نزدیکتون و در حال حاضر برادر محترمتون درگیر هستند تمام این مجموعه ای که در کنار هم گذاشته شدند جز ناراحتی چیز دیگری نیست حق دارید ناراحت و مضطرب باشید اما راهکار این ناراحت بودن این نیست که شما فرزندت رو بزنی یا داد بزنی شما نگران همون فرزند هستید کن دیر میاد ولی بعضی وقتها داد میزنید یا حتی کتکشم میزنید به هر حال اگر نگران هستید دیگه داد زدن و کتک زدن معنا ندارد شما میشه گفت دچار اضطراب جدایی هستید اضطراب جدایی به این معناست که ما همیشه نگران هستیم فردی رو که دوستش داریم از دست بدهیم با توجه به اینکه در زندگی شما افراد مرتب از بین رفتند به قول خود شما و دیگه اونهارو‌ نمیبینید و وجودشون در کنار شما نیست این باعث میشه که شما نگران این قضیه باشید که بچه تون طوری بشه یا در حال حاضر نگران وضعیت برادرتون هستید به هر حال واقعیت های زندگی رو بایستی پذیرفت شما در دنیایی دارید زندگی میکنید که لحظه های تلخ دارد اما لحظه های شیرین و شاد خودش هم هست امیدوار هستم که خدا به برادر شما سلامتی بدهد اما این رو بدونید گاهی وقتها شاید شرایط به گونه ای هست که فرد به حدی در اذیت و آزار هست ونارحتی داره که سیر درمان بیماری انقدر سخت و‌ناجور داره پیش میره که خود فرد بسیار اذیت هستش کسی مرگ کسی رو نمیخواد کسی دوست نداره یکی از عزیزانش از دست بره ولی در شرایطی که شما دارید باید واقع بینانه برخورد کنید اینکه برادر شما با بیماری مهلک سرطان دارن دست و پنجه نرم میکنند فقط این هستش که بایستی صبورانه برخورد بکنید و در عین حال واقع بینانه، مجبور هستید که واقع بینانه برخورد کنید چون واقعیت های دوروبر شما وجود داره و ما نمیتونیم بگیم نادیده بگیری ولش کنید یا سرت رو به یه چیزی گرم کن اما در مجموع شما در این شرایط دارید زندگی میکنید برای اینکه اضطراب جدایی شما کمتر بشه من توصیه میکنم با یک روانپزشک همراه بشوید در حال حاضر کمکی که میشه به شما کرد فعلا کمک دارویست،کمک دارویی به شما کمک میکنه چون ضربه های که پشت سر هم به شما خورده باعث شده که شما افسرده بشید و باعث شده دچار اضطراب بشید ونتونید در زندگی عادی خودتون زندگی رو به صورت عادی برگزار بکنید چون همیشه نگرانید همیشه مضطربید و استرس دارید و حوصله تون کمه زود رنج و حساس شدید و‌مرتبا در حال تنش هستید خوب این بدن ظرفیتش برای کشش سخت شده پس توصیه میکنم حتما به یک روانپزشک مراجعه وداروهای مناسب رو مصرف بکنید حتما دارو مصرف کنید چون لازم هست برای شما در کنار این دارو مصرف کردن ها با واقعیت های زندگی بایستی کنار بیاید آنچه در مورد برادر شما هست نمیدونم زمانش و شرایطش رو نمیدونیم اما توکل به خدا داشته باشید به هر حال آنچه که اتفاق میفته در زندگی هر کس مصلحت و زیبایی اون رو بهتر میشه از طرف خدا گرفت و به دستش آورد سخت هست ولی مجبور هستید این دوران رو بگذرونید در مورد فرزند خودتون به هر حال بچه های شما بچه های شماهستند اگر یک مادر مضطرب باشه، اونها هم مضطرب میشوند در زندگیشون سرخورده میشن شما با زنده ها دیگه قرار نیست رفتار بدی داشته باشید اونها بچه هاتون هستند از وجودتون و از بطن شما هستند پس با داد با کتک زدن چیزی عوض نمیشه و این دوران به سختی به شما خواهد گذشت چون دچار عذاب وجدان هم میشوید و دوباره بدتر میشه اگر درمان استرس خودتون رو داشته باشید و یک‌مقدار داروی آرامبخش مصرف کنید مسلما فضای روانی شما بهتر از این هست و خواهد بود یک مقدار بایستی با بچه ها بیشتر وقت بگذرونید یکی از کارهای که لازم هست بکنید شرایط شما عوض بشه ورزش هست شنا برید حتما پیاده روی داشته باشید به هر حال زندگی عادیتون رو مجبورید داشته باشید شما هر روز صبحانه ، نهارو شام دارید پس جسمتون هم بایستی در نظر داشته باشید و بهش برسید که اگر خدای نکرده باز اتفاق دیگری زنگ در خونه ی شما رو به صدا در آورد شما قوی باشید به هر حال این قوی بودن در زندگی شما بایستی باشه و خداروشکر همسر خوبی دارید همه ی لحظات سخته زندگی در کنارتون بوده بچه های سالم همسر خوب،اینهای کسانی هستند که نعمت های خدا هستند برکات خدا هستند شاید از شما کسانی گرفته شدند اما در کنارش چیزهای زیبا و‌خوبی دارید که در کنار اینها میشه گذر از این بحران هارو داشته باشید آنچه که هست رو نگاه بکنید به داشته هاتون اعتماد و اطمینان داشته باشید یقین بدونید که خدای بزرگ میبیند میشنود و توکل به او داشته باشید قطعا از این بحران هم به سلامت نجات پیدا خواهید کرد …مشاوره ۲۴

خواندن  مادرم اصرار به طلاق دارد و می گوید شوهرت در حد تو نیست
    ثبت درخواست مشاوره تلفنی و آنلاین

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۴۱۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.